آیا زندگی سختی دارید؟
آیا خستهاید؟
آیا دیگر توان ادامه دادن ندارید؟
تابه حال در تاریکی به مسواک خود خمیردندان زدهاید، به نحوی که خمیر از لبه مسواک درحال افتادن باشد، و سپس اقدام به مسواک زدن کنید؟
اگر بله، آیا تا به حال قسمتی از خمیردندان از روی مسواک پایین افتاده است، مستقیم روی لب پایینتان؟
آیا با حرفهای گری سعی بر کنترل اوضاع و هورت کشیدن خمیردندان به شکلی که روی دندان پیشین افتاده و بلافاصله در کام مسواک فرو رود، داشتهاید؟
خیر؟ بله؟ عجب؟
آیا تا به حال اشتباه محاسباتی کردهاید؟ از آن نوع که زباله را به سمت سطل بیندازید، و باد را فاکتور نکنید، و زبالهتان با خپلی و ضایع روی زمین جلوی سطل بیافتد؟
یا مثلا دندانهایتان را کمی بیش از لازم باز کنید و خمیردندانی که هورت کشیدهاید مستقیم به نای و ششها سفر کند؟
آیا تا به حال این عزیز سفرکرده را به حلق بازگردانده و در وضعیتی ناگوار او را قورت داده اید؟
آیا شما در نای و معده خود خمیردندان دارید؟
آیا نفس و آروغهایتان بوی نعنا میدهد؟
آیا تا به حال در یک موقعیت واقعا مهم گوزیدهاید؟
نعنایی؟
آیا در تاریکی محض به دنبال جدول ارزش غذایی روی جلد خمیردندان گشتهاید؟
در کمال شرم با خود اندیشیدهاید که این بدترین چیزی نبوده که تا به حال خورده اید؟
آیا دیگر توان ادامه دادن ندارید؟
آیا خستهاید؟
آیا واقعا فکر میکنید زندگی سختی دارید؟