• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سینمای ژاپن

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sphr
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
سوال هم میشه پرسید؟ من تعریف سریال آلیس در سرزمین مرزی رو خیلی شنیدم، نظرتون درموردش چیه؟ ازش دیدن داره؟ چون فک کنم سه فصله
 
  • لایک
امتیازات: sphr
سوال هم میشه پرسید؟ من تعریف سریال آلیس در سرزمین مرزی رو خیلی شنیدم، نظرتون درموردش چیه؟ ازش دیدن داره؟ چون فک کنم سه فصله
من فصل یک و دو رو خیلی دوست داشتم ولی فصل سه اونقدرا جالب نبود
 
سوال هم میشه پرسید؟ من تعریف سریال آلیس در سرزمین مرزی رو خیلی شنیدم، نظرتون درموردش چیه؟ ازش دیدن داره؟ چون فک کنم سه فصله
تم سریال مثل اسکویید گیمه، یه سری بازی سر مرگ و زندگی. اما خب بازیاش خیلی سخت‌تر و پیچیده‌تره کلا. سختی و نوع بازیا بر اساس کارت های پاسور و عددشون تعیین میشه. مثلا کارت خشت فکر کنم بازی‌های محاسبه‌ای و ذهنی بود و هرچی که عدد کارت بالاتر بره لول بازی سخت‌تر میشد. کلا بازیاش خیلی بهتر و سرگرم‌کننده‌تر از اسکویید گیمن. (صحنه‌های دارکشم بیشتره به همون نسبت)
من دوست داشتم هیجان‌انگیزتر از اسکویید گیم بود برام و بنظرم آندرریتده. اما خب همونطور که گفتن فصل سه ضعیف بود به نسبت دو فصل قبلی (اونم نه اونقدر که بگیم قابل دیدن نبودا، نسبی میگم وگرنه خوب بود)
 
سینمای کره رو میشناسم تا حدی ولی الان چیزی از سینمای ژاپن تو ذهنم نمیاد. چند تا مثال میزنید از فیلمای خوب و ژانراشون که ببینیم.
 
سینمای کره رو میشناسم تا حدی ولی الان چیزی از سینمای ژاپن تو ذهنم نمیاد. چند تا مثال میزنید از فیلمای خوب و ژانراشون که ببینیم.
فکر می‌کنم معروف‌ترین و کلاسیک؟ترین فیلم‌های ژاپنی فیلم‌های Akira Kurosawa باشن و واقعا فیلم‌های جالبی‌ان. Seven samurai, Red beard اینا. Throne of Blood هم اقتباسی از مکبثه.
 
سینمای کره رو میشناسم تا حدی ولی الان چیزی از سینمای ژاپن تو ذهنم نمیاد. چند تا مثال میزنید از فیلمای خوب و ژانراشون که ببینیم.
کوروساوا اگر سینمای شبیه به هالیوود بیگ پروداکشن می‌خوای. کوروساوا عملا بیشتر کارگردان هالیوودیه

یاسوجیرو اوزو برای فیلم‌های آروم و ریتم کند

کسی هم که خیلی به کاراش با عنوان فیلم اشاره نمیشه میازاکیه، کارای میازاکی کاملا در سطحی هستن که بشه به عنوان نماینده یک سینما و در کنار فیلم‌های غیرانیمیشنی معرفی بشن.
 
کسی هم که خیلی به کاراش با عنوان فیلم اشاره نمیشه میازاکیه، کارای میازاکی کاملا در سطحی هستن که بشه به عنوان نماینده یک سینما و در کنار فیلم‌های غیرانیمیشنی معرفی بشن.
به نظرم تو انیمه‌ها کارهای خفن در حد میازاکی یا حتی بهتر هم زیاد هست. انیمه سینمایی زیاد دیدم ولی انگار تو ذهنم به عنوان سینمای ژاپن نبودن البته حرفت درسته.
 
به نظرم تو انیمه‌ها کارهای خفن در حد میازاکی یا حتی بهتر هم زیاد هست. انیمه سینمایی زیاد دیدم ولی انگار تو ذهنم به عنوان سینمای ژاپن نبودن البته حرفت درسته.
یه نفر یه داستانی تعریف می‌کرد می‌گفت وقتی پرنسس مونونوکه میازاکی اکران شد و کوروساوا اونو دید، گفت این، بهترین فیلم سینمایی تاریخه! ازش به عنوان یک فیلم یاد کرده و جداش نکرده
 
درباره بهترین انیمه سینمایی در حال حاضر سینمایی منتشر شده از Demon Slayerهست که انگار رکورد زده و تا حالا سابقه نداشته
آرک قلعه بی نهایت
 
از بهترین فیلم‌های ژاپنی که دیدم می‌تونم به Tokyo Story یاسوجیرو ازو اشاره کنم. داستانش راجع به یه پدر و مادر مسنه که برای دیدن فرزندانشون به توکیو سفر می‌کنن و در ادامه فیلم به این می‌پردازه. چیزی که منو جذب کرد فضای تغییر نسل بعد از جنگ جهانی دوم بود که بهش پرداخته شد.
 
من اگه چیزی به ذهنم رسید اینجا معرفی می‌کنم ولی اسم میازاکی رو آوردم، فیلم آخرش رو معرفی می‌کنم بهتون.
The Boy and the Heron
میازاکی یکی از محبوب‌ترین کارگردان‌های منه و همون‌طور که بالاتر گفتم، کارهاش برای من یک فیلم سینماییه و کاملا معیارهای یک اثر دراماتیک رو داره.
به دلیل وسواس میازاکی روی استفاده از تکنیک‌های قدیمی، تولید فیلماش خیلی طول می‌کشه به طوری که از آخرین فیلمش باد برمی‌خیزد تا این فیلم، دقیقا ده سال فاصله بود.
یکی از باگ‌هایی که این سیستم داره اینه که سن کارگردان روی فیلم تاثیر می‌ذاره و توی فیلم پسرک و مرغ ماهی‌خوار هم با اینکه شاهد یک شاهکار هستیم ولی قوام و ساختارمندی کارهای قبلی میازاکی کمتره و کاملا میشه حس کرد که یه جاهایی یه چیزایی کمه و یه سری شخصیت‌ها خوب پرداخت نشدن. چیزی که از میازاکی اصلا انتظارش رو نداریم.

داستان فیلم، یکی از جذاب‌ترین پلات‌هاییه که دیدم: یه پسربچه که در سوگ مرگ مادرشه، برای موو آن کردن وارد یک دنیای رویایی میشه و ما همراه اون پروسه‌ی التیام و پذیرشش رو می‌بینیم.
اتمسفر فیلم بی‌نظیره و موسیقی فیلم هم نقش بسیار بزرگی در ساخت این اتمسفر داره.
میازاکی استاد ساختن روابط احساسیه و این موضوع توی این فیلم هم به خوبی دیده میشه.
نکته‌ی جالب اینه که توی این فیلم تعداد بسیار زیادی رفرنس به فیلمای قبلی میازاکی هست و یه جورایی انگار همه‌ی اون تصاویر و موجوداتی که توی فیلماش دیده بودیم رو یک جا جمع کرده.
خیلی متاسف و ناراحتم که دارم اینو میگم ولی به احتمال زیاد این آخرین کار میازاکی بزرگ خواهد بود و به نظرم خیلی فیلم خوبیه برای فیلم آخر زندگی یک نابغه.
ببینید و لذت ببرید
 
برای این که این تاپیک دوباره بیاد بالا، یکی از فیلم‌های کوروساوا رو معرفی می‌کنم.
همون‌طور که قبل‌تر هم گفتم، کوروساوا نماینده‌ی هالیوود توی ژاپنه، فیلم‌هایی با تولید سنگین.
خیلی توی کارهاش اقتباس انجام داده و بیشتر هم از شکسپیر و ادبیات روسیه الهام گرفته.
فیلمی که می‌خوام معرفی کنم رو خیلیا به عنوان بهترین فیلمش معرفی می‌کنن:
Rashomon
خیلی طولانی نیست و فکر می‌کنم یک ساعت و نیم باشه زمانش. ویژگی مهم این فیلم نوع روایتشه که یک ماجرا رو از چند زاویه‌ تعریف می‌کنه.
یه چیزی که راجع به کارهای کوروساوا باید گفت اینه که کارهاش «نمایشی» هستن. به این معنا که انگار شما اومدید تئاتر و خارج از فیلم نشستید و دارید از بیرون با داستان همراه میشید. برای همین ممکنه بعضی اکت‌ها و بازی‌ها براتون اگزجره به نظر بیاد.
نقطه‌ی مقابلش فیلم‌هایی هستن که شما رو وارد فیلم می‌کنن و درگیری احساسی شما همراه با روند فیلم اتفاق می‌افته که مثالش میشه فیلم The Hunt از توماس وینتربرگ
اگر این فیلم کوروساوا رو دوست داشته باشید، احتمالا از باقی کارهاشم خوشتون میاد.
 
Back
بالا