فانک (Funk) تقریباً از بچههای جَز (Jazz) به حساب میاد. حتی اگه سواد موسیقی عمیقی نداشته باشی هم این از ظاهرش کاملاً مشخصه؛ سازهای مشترکی دارن (از ساکسیفون و گیتاربیس و پیانو بگیر تا این مدرنترها که کیبرد و گیتار الکتریک هم بهشون اضافه شده)، ریشۀ فرهنگی یکسانی دارن (آفریقاییهای سیاهپوست مهاجری که اوایل قرن بیستم تو آمریکا زندگی میکردن و اول از همه بلوز (Blues) رو توسعه دادن)، و البته تمرکز زیادی روی انسانبل (گروهنوازی؟) و هارمونی دارن که باعث میشه ما بیشتر از اینکه "موزیسین"های معروف فانک و جَز ببینیم، "بند"های معروف فانک و جَز داشته باشیم. اما یک تفاوت خیلی مهم دارن؛ اونم اینکه جَز کلاً نسبت به فانک موسیقی پیچیدهتریه. تمرکز جَز بیشتر روی هارمونی هست تا ریتم، یعنی تعاملِ سازهاست که جَز رو میسازه، انگار ساکسیفون و گیتاربیس و پیانو مرتب با همدیگه دارن مکالمه میکنن. علاوه بر بیت ثابتی که معمولاً با درامز یا گیتاربیس توی بکگراند اجرا میشه، هر نوازنده هم تو نوبت خودش میاد هنرنمایی میکنه (به همین خاطر بداههنوازی خیلی نقش مهمتری توش داره) و از طریق سازش با نوازندههای دیگه گفتوگو میکنه و کلاً فضایی میسازه که باید خیلی بیشتر بهش دقت کنی و سعی کنی که دونهدونۀ سازها رو از هم تفکیک کنی و جداگانه متوجه هنر هر کدوم بشی. به همین خاطر زیاد جَز گوش دادن آدم رو خسته میکنه. ولی فانک دقیقاً مسیر برعکس این رو میره؛ تمرکز فانک روی ریتم بیشتره. فانک روی grooveها تأکید میکنه: یعنی ریتمهای تکرارشوندهای که باعث میشن سرت و پاهات ناخودآگاه تکون بخوره. البته هارمونی همچنان توی فانک مهمه؛ سازها باید با هم هماهنگ باشن و این اتفاقاً از جَز خیلی سفت و سختتره و باعث میشه که بداههنوازی و گفتوگوی سازها تقریباً توش وجود نداشته باشه. ولی خب نکتهش همینجاست؛ چون همچین موزیکی خیلی راحتتر هضم میشه و تقریباً هیچ دقتی لازم نیست بهش بکنی تا بشه ازش لذت برد. ریتمِ پیچیده خیلی راحت آدم رو سوار خودش میکنه، برخلاف هارمونیِ پیچیده که اتفاقاً هضم کردنش سختتر میشه. فانک شبیه موسیقی جَزی هست که دلش میخواد قِر بده Fat Larry's Band - Act Like You Know
(2:34 اینجا آهنگ با حفظ ریتم فانکی، رنگ و بوی جَز هم میگیره و بخش موردعلاقۀ منه؛ انگار گیتاربیس و گیتار الکتریک دارن با همدیگه کَلکَل میکنن و یکی این میپرونه و یکی اون در جوابش برمیگردونه، کمکم ترومپت و کیبرد و یک ساز دیگه که به نظرم شبیه کلارینت هست هم بهشون ملحق میشن و جمعشون جمع میشه.)
Rick James - Super Freak
(2:57 دستور "BLOW IT DIDDY" و سپس ساکسیفونی که رسماً شروع به رقصیدن میکنه.)
The Crusaders - Street Life
(3:46 این ریتم تقریباً همهش الکترونیکیه؛ درامز خیلی مؤدب و آروم میره عقب شروع به نگه داشتن بیت میکنه و کیبرد و synthesizer میان جلو و آهنگ حسوحال دیسکو و House مدرنتری میگیره.)
پ.ن: لینکها خراب شدن و حال ندارم دوباره آپلود کنم؛ اگه کسی آهنگا رو میخواد و پیدا نمیکنه میتونه بهم پیام بده براش بفرستم.
رضا یزدانی یه تلفیقی از پاپ و راک فارسی میخونه؛ صدای گرم و زبری داره و گیتار الکتریک که بهش اضافه میشه یه فضای پاییزی بارونی همراه بوی قهوه و سیگار رو برای من تداعی میکنه. دیسکوگرافی پُر و پیمونی داره واقعاً و صحبت کردن دربارهش یا حتی گوش دادن بهش از حوصلۀ بحث خارجه. ولی خب چند تا آهنگ خاص داره که من خیلی باهاشون حال میکنم: طهران تهران کوچه ملی شمال کافه نادری
دیدید مثلاً زدبازی چطور با بالاشهر تهران و خوشگذرونیاش خاطرهبازی میکنه؟ یا مثلاً چطور رپرهای قدیمی از پایینشهر و خلافکاریها و بدبختیاش میگن؟ رضا یزدانی انگار وسط شهر رو نشونه گرفته؛ دربارۀ نوستالژی صحبت میکنه و جاهایی رو لمس میکنه که احتمالاً آدمای معمولی مثل دانشجوها و جوانترها بیشتر باهاش احساس نزدیکی میکنن. من با آهنگاش یاد روزای بلوار کشاورز و خیابون انقلاب و خیابون قدس و تئاتر شهر میافتم با این که اون موقع اصلاً این آهنگها رو نشنیده بودم و با هیچ خاطرهای ارتباط ندارن. ولی خب بهنظرم اتفاقاً قدرت آهنگاش تو همینه؛ بدون اینکه مستقیم اشاره کنه یا با چیزی ارتباط خاصی داشته باشه همچین فضاهای نوستالژیکی رو تداعی میکنه و آدم باهاش حس دلتنگی میگیره.