• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

داستان دنباله‌دار کلمه‌ای!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Aliovski
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

Aliovski

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
450
امتیاز
4,886
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1401
دانشگاه
صنعتی شریف
رشته دانشگاه
مهندسی برق
سلام. یه بازی کلاسیک -که توی خندوانه هم فکر میکنم بود و خودم از راهنمایی هرجمعی بودم بازی رو ران میکردم- اینه که من یه کلمه میگم، نفر بعدی اون کلمه رو میگه و یه کلمه جدید اضافه میکنه. نفر سوم اون دوکلمه قبلی رو میگه و یه جدید اضافه میکنه. این جوری هم خلاقیت تمرین میکنیم، هم داستان داریم و هم شاید طنز.
امید که مقداری کلافگیمون بهتر شه:)
 
شروع از خودم:
یه روز
 
یه روز بارونی تو خونه
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و
روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن
 
روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم
 
روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای
 
Back
بالا