• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

رمان خوندن مفیده یا نه؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Wishing
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
منم خطابم شما نیستی به عنوان مخالف بحث صرفا خواستم به عنوان کسی که پرسیدی سوال رو واضح کنی
.......

مثال دم دستی از کتابای دم دست: بیگانه‌ی کامو کجاست تو این دسته‌بندی‌ها؟ دزیره چطور‌؟ ۱۹۸۴ چطور؟
اگه کامو براتون فلسفیه
دزیره تاریخی
۱۹۸۴ سیاسی
شما صرفا به ادبیات نسبتا خوب داری میگی غیر رمان و به ادبیات نسبتا بد میگی رمان
در این حالت همچنان رمان ادبیات و ادبیات کتابه (با همین منطق رمان سخیف خوندنم کتاب خوندنه)
اما "فایده رمان (سخیف) کمتره" چون شما کلا رمان رو به عنوان ادبیاتی که "سخیف" باشد معرفی کردی
اما تعریف رمان این نیست و در نتیجه در واقع رمان خوندن "سخیف" نیست


حالا اگر نه اورول و کامو و... اینا همه به چشمتون رمانه
در این صورت شما فی‌الذاته احتمالا با نفس ادبیات مشکل دارید که باز سوالتون باید به این تغییر کنه که آیا پرداختن به ادبیات مفیده
و اگر بخوایم از بحث‌های نسبتا فلسفی اینکه خب چرا میخوای مفید باشه عبور کنیم پاسخ بله‌ست
پرداختن به ادبیات حتی از نظر ذهن منطقی کلاسیک هم مفیده به هزار و یک دلیل (باز شدن نگاه فرد، پیشرفت زبان، پیشرفت جامعه و...)
من یک سوال دارم
مگه به آثاری مثل غرور و تعصب و جین ایر نمیگن رمان/ناول؟ ینی حس میکنم یکسری لغت کم داریم در ترجمه از انگلیسی به فارسی که به چنین مشکلی خوردیم. حدس خودم اینه ناول هم زیرمجموعه‌ی ادبیاته. ینی اینایی که مثال زده شد هیچکدوم ناول نیست(دزیره رو نخوندم نمیدونم)
 
من یک سوال دارم
مگه به آثاری مثل غرور و تعصب و جین ایر نمیگن رمان/ناول؟ ینی حس میکنم یکسری لغت کم داریم در ترجمه از انگلیسی به فارسی که به چنین مشکلی خوردیم. حدس خودم اینه ناول هم زیرمجموعه‌ی ادبیاته. ینی اینایی که مثال زده شد هیچکدوم ناول نیست(دزیره رو نخوندم نمیدونم)
چرا ۱۹۸۴ هم ناوله دزیره هم هست و به گمانم بیگانه هم باشه دیگه
مثال زیاده خب خواستم همه شناس باشه
اینطور نیست که بگی صرفا کلاسیک ها رمان‌اند ولی آره رمان تعریف تخصصی داره (ولی تو نقد ادبی هم عمدتا داستان بلند مدنظرش میگیرن)
 
  • لایک
امتیازات: .A.
چرا ۱۹۸۴ هم ناوله دزیره هم هست و به گمانم بیگانه هم باشه دیگه
مثال زیاده خب خواستم همه شناس باشه
اینطور نیست که بگی صرفا کلاسیک ها رمان‌اند ولی آره رمان تعریف تخصصی داره (ولی تو نقد ادبی هم عمدتا داستان بلند مدنظرش میگیرن)
عاا، من کلاسیک‌ها رو در نظر میگرفتم، خب اینجوری خیلی جامع شد که :))
 
عاا، من کلاسیک‌ها رو در نظر میگرفتم، خب اینجوری خیلی جامع شد که :))
دقیقا بحث همینه که تعریف رمان خیلی مهمه برا آدما دیگه 🫠
بعد چون ادبیات جدید (نیش) ادبیات فلسفی تر و روانشناسانه‌تره بعضیا اونو دیگه رمان در نظر نمیگیرن
 
من بنظرم کلا احمقانست که فکر کنی فلان کار مفیده پس حتما باید انجامش بدم یا فلان کار مفید نیست پس سمتش نمیرم
اوکی الان رمان نخوندی رفتی کتاب علمی درباره ی فیزیک کوانتوم خوندی ولی لذت نبردی... که چی تهش به کجا میرسی؟
 
امیدوارم منظور ایجاد کننده تاپیک رمان نودوهشتیا نبوده باشه و ما اینجا سر برادران کارامازوف بحث کنیم :))
 
۹۸ها هم قشنگن جدی مشکلشون چیه؟
اول اینکه نگفتم مشکلی داره. صرفا گفتم امیدوارم منظور سوال رو درست متوجه شده باشیم و بر سر چیز یکسانی بحث کنیم چون حدس می‌زنم که نظرات افراد با توجه به این موضوع تغییر بکنه.
دوم هم اینکه بستگی داره به این قضیه از چه دیدی نگاه کنی. من با ایده کلی حرفت که "اصولا چرا فکر می‌کنید در هر چیزی به دنبال فایده باشیم؟" که بالاتر مطرح کردی موافقم و به نظرم این مشکل رو تو سینما هم داریم (اینجا فایده رو بیشتر معنا و یه پیام خاص که اصولا آدما بهش میگن مفید برداشت کردم).
آدم هایی که در هر فیلمی دنبال گرفتن یک پیام، معنی یا یک محتوای خاصین و دوست دارن جواب سوالات فلسفی شون رو با دیدن دو ساعت فیلم بگیرن. اما وظیفه سینما این نیست که لزوما بخواد این نیاز به معنای تو رو برطرف کنه و اگه از دیدن چیزی لذت نمیبری میتونی بری فیلم یا سبک مورد علاقت رو پیدا کنی؛ نه اینکه به اون سینما نقد وارد کنی.
و در تکمیل حرفت هم من باز هم اینطوری برداشت می‌کنم که آدم‌ها همیشه به دنبال اهداف مشابهی نیستند و این‌طور نیست که انسان لزوما به دنبال چیزی بی فایده باشه؛ بلکه فایده‌ش در چیز دیگر یا ارضای نیاز دیگریه که یک فرد دیگه ممکنه به دنبال اون چیز نباشه.
رمان 98 ایا هم میتونه برای کسی مفید باشه چون نیاز به هیجان، دراما، سرگرمی یا حتی نیاز به اتلاف وقت و کار مفید نکردن(!) یا هرچیز دیگری رو در فرد ارضا کنه اما زمانی که درباره نقد و زیبایی ادبی، دانش محتوایی و سایر ابعاد بخوایم بررسی‌ش کنیم ممکنه جایگاهی نداشته باشه و نظری که درباره‌ش میدیم متفاوت باشه.
 
امیدوارم منظور ایجاد کننده تاپیک رمان نودوهشتیا نبوده باشه و ما اینجا سر برادران کارامازوف بحث کنیم :))
من ولی اومده بودم در مورد رمان نودوهشتیا نظر خودم و بگم تا اینکه بقیه نظرات و خوندم 🤣
 
بشخصه جوابی که به ذهنم اومد همون سکانس معروف dead poets society عه که کیتینگ تو کلاس زانو میزنه و میگه ما شعر نمی خونیم چون کیوت یا قشنگه ما شعر میخونیم چون عضو بشریت هستیم و بشریت سرشار از عشق و شور و علاق س . خوندن رمان چیزی رو درون ما بیدار میکنه که مثلا خوندن کتابای روانشناسی یا فلسفه یا در چرت ترین مثالش کتابای سورس اکادمیکی بهمون اون چیزو نمیدن.
 
تاپیک مشابه این نبود؟

انتقال بدم اونجا؟
 
امیدوارم منظور ایجاد کننده تاپیک رمان نودوهشتیا نبوده باشه و ما اینجا سر برادران کارامازوف بحث کنیم :))
خیالت راحت:-"
کلا همیشه وقتی از یه عده میپرسیم کتاب چی میخونی با شوآف خاصی میگن رمان نمیخونم اینا، مقصودم اونه
 
  • لایک
امتیازات: Thea
داستان انسان رو از "بودن" به "بودن در جریان زندگی" در میاره. ما قصه گو زاده شدیم، راوی دروغ هایی که حقیقت رو وصف می‌کنن، در هر صورت نمیتونیم قصه ها رو خاموش کنیم.
 
یه مطلبی خوندم ک می‌گفت رمان باعث شد مردم همدیگه رو بهتر درک کنند و خب این تاثیر زیادی روی روابط انسانی داره. در بعد فردی هم تجربه و تمرین زندگی‌ه هم باعث دور شدن آدم از تنش‌های زندگی شخصی میشه.
هرچی هست بهتر از نت گردیه😅
 
نظر من:
رسالت اصلی‌ش نیست. جوشش درونی یک عاشق/شاعر/داغدیده/صاحب جهان‌بینی که عاشق گفتن نظریاتشه از درون سینه‌ میشه ادبیات. ما در «کنار» خوندن لیلی و مجنون قراره نکاتی رو یادبگیریم، اما نظامی نیت‌ش قطعا نوشتن کتاب معارف نبوده!
پس بنظر من «صرفا در کنارشه» درست تره
خب حالا که خودت مثالت کلاسیک بود منم یه مثال کلاسیک میارم. حکایت های سعدی چی؟ تو یه سریاش کل داستان در خدمت یه سری مفهوم و پند و اندرز اخلاقیه، باز هم میتونیم بگیم در چنین اثری مفید بودن در کنارشه یا رسالت اصلیشه؟
و باز هم اینجا دو تا بحث جدا باز میشه، تو ممکنه حکایات مثلا در سیرت پادشاهانی که میخونی به دردت نخوره و فقط ازش لذت ببری، ولی رسالت اون اثر اینه که تو لذت ببری یا اینه که تو یه چیزی یاد بگیری؟ رسالت اثر رو نویسنده مشخص میکنه یا خواننده؟ نسبت به خواننده ها متغیره؟ یا برای هر کتابی یه جواب ثابت داره؟ نسبت به اثر متغیره؟ به نظر من این مسئله خیلی پیچیده تر از جوابیه که دادی راستش.
نظر شخصی من خیلی به سمت ادبیات متعهده (نه به اون معنا مفیدی که منظور این تاپیکه به نظر من چیزی که اون معنا مذکور از مفید رو تو خودش داره یا شعاره یا فلسفیدنه در بهترین حالت)
ولی به قول سارتر چون نویسنده این کاربرد از زبان رو انتخاب کرده ما هم میتونیم بپرسیم چرا مینویسی
و اون تعهد تو ذهن من باز نماییدن انسانه
جوابت راستش برام مبهمه، بازنماییدن انسان دقیقا یعنی چی؟ بازنماییدنِ یه ارزشه یا یه چیز یا حالات درونیه؟ من میتونم کارای کامو یا سارتر و کارهای از این دست رو بازنماییدن انسان در نظر بگیرم و میخونه باهم، ولی خب اثری مثل کارهای سیاسی بولگاکف باز رسالتش به تنهایی “باز نماییدن” انسانه؟ کارهای کالین هوور چطور؟ تذکرة الاولیا چطور؟ نیکولا کوچولو چطور؟ هری پاتر چی؟
 
ولی خب اثری مثل کارهای سیاسی بولگاکف باز رسالتش به تنهایی “باز نماییدن” انسانه؟
راستش آره
و راستش بازنماییدن انسان یه کلکی داره چون تعریف باید جامع و مانع باشه
برخلاف سوال‌هایی که پرسیدی تعریف من بسیار جامع‌ست اما مانع نیست
همه چیزهایی که تو میگی نمایی از انسانه
من هنوز سراغ ادبیات روس نرفتم آنچنان بولگاکف نخوندم اما کار سیاسی هم بازنماییدنه بخشی از انسانه
کالیین هوور خوندم در کودکی اونم خیلی انسانیه
تذکره‌الاولیا خوندم اونم جدا داره از انسان میگه
هری پاتر هم انسانیه
بعد این بندگان خدا که خوبن رمان ۹۸یا هم انسانیه
کلا تعهد نشون دادن آنچیزیست که انسان زیست میکنه تجربه میکنه و درک میکنه قرار نیست اما به صرف در بستر یک رئال درام این اتفاق بیوفته فرم‌های مختلف فضاهایی خلق میکنن که کلمات برای خواننده به حس مدنظر نویسنده نزدیکتر بشن
اما "باز نمایی انسان" اصلا مانع نیست
در واقع هیچوقت به ما نمیگه چی ادبیات نیست یا خط میان ادبیات و شعر رو پیدا نمیکنه و روی هنرمندانه بودن متن تاکییدی نداره
در واقع مرز بین نوشتن و نویسندگی رو هم پیدا نمیکنه
این ایرادیه که میشه به این تعبیر گرفت
اما خب این تعبیر رو من نه در بستر تعریف ادبیات که یک مرحله‌ی بعد در بستر تعریف وظیفه‌ی ادبیات گفتم (فرض گرفتم که ما میدونیم فرق متن و شعر و ادبیات چیه و حالا میگم کسی که مینویسه باید تمرکز کنه رو بازنماییدن جلوه‌های زیست و تفکر انسانیه)
ضمن اینکه
این ادبیات خوب رو از بد جدا نمیکنه
متعهد رو از هنر برای هنر جدا میکنه
 
راستش آره
و راستش بازنماییدن انسان یه کلکی داره چون تعریف باید جامع و مانع باشه
برخلاف سوال‌هایی که پرسیدی تعریف من بسیار جامع‌ست اما مانع نیست
همه چیزهایی که تو میگی نمایی از انسانه
من هنوز سراغ ادبیات روس نرفتم آنچنان بولگاکف نخوندم اما کار سیاسی هم بازنماییدنه بخشی از انسانه
کالیین هوور خوندم در کودکی اونم خیلی انسانیه
تذکره‌الاولیا خوندم اونم جدا داره از انسان میگه
هری پاتر هم انسانیه
بعد این بندگان خدا که خوبن رمان ۹۸یا هم انسانیه
کلا تعهد نشون دادن آنچیزیست که انسان زیست میکنه تجربه میکنه و درک میکنه قرار نیست اما به صرف در بستر یک رئال درام این اتفاق بیوفته فرم‌های مختلف فضاهایی خلق میکنن که کلمات برای خواننده به حس مدنظر نویسنده نزدیکتر بشن
اما "باز نمایی انسان" اصلا مانع نیست
در واقع هیچوقت به ما نمیگه چی ادبیات نیست یا خط میان ادبیات و شعر رو پیدا نمیکنه و روی هنرمندانه بودن متن تاکییدی نداره
در واقع مرز بین نوشتن و نویسندگی رو هم پیدا نمیکنه
این ایرادیه که میشه به این تعبیر گرفت
اما خب این تعبیر رو من نه در بستر تعریف ادبیات که یک مرحله‌ی بعد در بستر تعریف وظیفه‌ی ادبیات گفتم (فرض گرفتم که ما میدونیم فرق متن و شعر و ادبیات چیه و حالا میگم کسی که مینویسه باید تمرکز کنه رو بازنماییدن جلوه‌های زیست و تفکر انسانیه)
ضمن اینکه
این ادبیات خوب رو از بد جدا نمیکنه
متعهد رو از هنر برای هنر جدا میکنه
ببین من اینو خوندم، خیلی هم فکر کردم که ببینم آیا میتونم با این تعریف گل و گشاد بازنمایی انسان اثری پیدا کنم که بگم به وظیفه اش خوب عمل نکرده و متعهد نبوده؛ بلکه به هنر برای هنر نزدیک تر بوده، راستش نتونستم. تو میتونی اثری رو معرفی کنی که متعهد به بازنماییدن انسان نباشه؟ مرز این و هنر برای هنر رو نمیتونم پیدا کنم.
 
ببین من اینو خوندم، خیلی هم فکر کردم که ببینم آیا میتونم با این تعریف گل و گشاد بازنمایی انسان اثری پیدا کنم که بگم به وظیفه اش خوب عمل نکرده و متعهد نبوده؛ بلکه به هنر برای هنر نزدیک تر بوده، راستش نتونستم. تو میتونی اثری رو معرفی کنی که متعهد به بازنماییدن انسان نباشه؟ مرز این و هنر برای هنر رو نمیتونم پیدا کنم.
ببین مثلا مینیمالیسم آمریکایی برای شخص من خیلی نزدیک تره به هنر برای هنر
موج سوم نویسنده‌های آمریکا میشن که بیشتر تمرکزشون فضاسازیه
کلا فرمالیسم های ابزورد
چون اینا هیچوقت (جز یه تایم محدودی) مین استریم هنر نبودن الان اثارشون زیاد شناخته شده نیست
 
➕ یک هفته دسترسی رایگان به ۶۰هزار کتاب
هدیۀ مشترک طاقچه و معاونت ریاست‌جمهوری در امور توسعه روستایی و مناطق محروم

📚 در این روزهای سخت، با همراهی تعدادی از ناشران خواستیم کتاب را کمی در دسترس‌تر کنیم؛ شاید برای بعضی افراد، کتاب بتواند مرهم یا فرصتی برای نفس‌کشیدن میان فشار این روزها باشد.

🎁 با ورود به لینک زیر می‌توانید یک هفته اشتراک رایگان طاقچه را فعال کنید و به دنیایی از کتاب‌های صوتی و الکترونیکی برای همۀ اعضای خانواده دسترسی داشته باشید.

🔗 فعال‌سازی هدیه
https://taaghche.com/campaign/hamdeli/roosta

⌛ مهلت دریافت هدیه: تا ۲۹ اسفند
 
Back
بالا