انگار نفرین کردهاند این خاک را اجداد ما
تا بوده زاری بوده و تا مانده غم در یاد ما
ما نسل بازی خوردهایم آتش به پرهامان زدن
شاهان به آتشبازی و نیرنگ و استبداد ما
بازندگان بازی شطرنج قدرت نسل ماست
پایان بازی مات بود از کیش مادرزاد ما
یا غرق سیلابیم و جنگ یا زیر آواریم و سنگ
انگار نفرین کردهاند این خاک را اجداد ما
من با تو همدردم رفیق، خنجر به پشت من نزن
هرگز نمیخواهد رسید جز ما کسی بر داد ما
روزی فرا خواهد رسید روزی که ما هم نیستیم
غم جای خود را میدهد بر چهرههای شاد ما