درود.
از فردا که 12 بهمن باشه تا 23 بهمن یه چالش برای خودم میذارم که برای آزمون 24 بهمن تلاش کافی کنم و بعد این مدت درگیر اخبار و استرس بودن به روال برگردم.
باید دیسیپلین داشته باشم تا ترازم رو از قلمچی پس بگیرم! سر رودربایستی با کسایی که ممکنه تاپیک رو باز کنن هم که شده باید سخت درس بخونم.
اینجا ساعت مطالعه و تعداد تست روزانهام رو ثبت میکنم.
مجموع ساعت مطالعه: 11 ساعت مجموع تعداد تست: 110 تست
-امروز بیشتر برنامهام دیدن ویدئو و مطالعه عمومی بود پس این تعداد تست منطقیه.
-خیلی سختم بود بعد این همه فاصله افتادن بین من و درس بتونم مطالعه کنم؛ ولی جدی درس خوندن جز بهترین راهها برای دور کردن ذهن از مشکلات، اخبار و... هست.
-احساس میکنم ساعت مطالعه مفیدم خیلی کمتر از چیزیه که نوشتم. باید تمرکزم رو بیشتر و استفاده غیردرسی از اینترنت رو کمتر کنم. -در کل راضیم ولی به امید فردای بهتر👍
مجموع ساعت مطالعه: دقیق حساب نکردم.
مجموع تعداد تست: دقیق حساب نکردم.
-امروززز خیلی خوب نبود. ویدئو دیدم و مطالعه کردم ولی تقریبا کل مدت گوشی دستم بود.
-میدونی باید شب زود خوابید تا بشه صبح زود بیدار شد و با تمرکز مطالعه کرد. من دیشب 2 خوابیدم.
-خدایا اعصابم خورده.
-یه کاری، الان بخشی از برنامه فردا که دیدن ویدئو باشه رو پیش میبرم که فردا بتونم راحتتر تست بزنم. ویدئو دیدن خیلی وقتمو میگیره.
وای با دوستم یه قرار محکم گذاشتم که فردا از 7صبح تا 8شب هیچ استفادهی درسی یا غیردرسی از اینترنت نداشته باشم و واقعا سر مسئله مهمیه پس جدی آنلاین نمیشم. بدرود 😭
-اینم بگم واقعا انقدر آدم بیمسئولیتی نیستم ولی بعضیی روزا پیش میاد دیگه.. فردا امروز روهم جبران میکنم.
وای واقعا شرم به من.
بخخداا نمیذارم فردا اینطور شه.
البته اینم بگما امروزو کلا نابود نکردم صرفا از انتظار خودم کمتر خوندم.
ولی دیگه بحث آبرو در میونه.
مجموع ساعت مطالعه: 12 ساعت مجموع تعداد تست: 170 تست
-امروز عالی بود:) هم به درسم رسیدم هم به قول تا 8 شب آنلاین نشدنم عمل کردم.
-اگه این روزا تمرکزتون بخاطر اخبار و حوادث به هم ریخته با توجه به روحیات مشترک سمپادیا تاثیر مطالعه رو دست کم نگیرید.
-کاش زودتر با سایت سمپادیا آشنا میشدم.
-خیلی خوشحالم. فکر کنم دیگه به روال برگشتم. شب بخیر.🙂
مجموع ساعت مطالعه: 10
مجموع تعداد تست: بیشتر ویدئو دیدم و عمومی خوندم.
-کاش این کلاسا زودتر تموم میشدن.
-قبلا ملت یه کنکور داشتن واسش میخوندن قبول میشدن تمام؛ الان ماها از یه طرف باید به نهایی برسیم از یه طرف کنکور بیچاره شدیم.
-این دبیرا هم گیر دادن که آره بیاید کلاس نکته و تست، کلاس جاست تست، کلاس ویژه، کلاس فلان و بهمان، کلاس کوفت و... دیوونم کردن.
-آخه من اگه وقت داشتم که به همینا میرسیدم. هیچی اندازه ویدئو دیدن رو اعصابم نیست کل مدت حواسم پرته.
-کاش یه کاری کنم یه روز فقط ویدئو یه روز فقط تست. نمیدونم.
-اگه از مرحله کنکور گذشتید لطفا همین الان خدا رو شکر کنید. شبتون بخیر. 👀
مجموع ساعت مطالعه: 10.5
مجموع تعداد تست: بیشتر ویدئو دیدم و عمومی خوندم.
-میدونی چیه؟ هفته اول توی فرجههای قلمچی بیشتر واسه یادگیری و مطالعست. هفته دوم والا مگه اینکه اسلحه بذارن رو سرم که انقد ویدئو ببینم.
-نمیشه هم نبینم. کمترش میکنم لااقل.
-کاشکی میشد آیندهامو ببینم. توی ناخودآگاهم همش میگم وقت کمه و اینا. هرچند میدونم که باید ادامه بدم.
-کاش اوضاعم بهتر میبود.
-این احساسات عذاب وجدان، پشیمونی و هزارتا چیز دیگه آدمو دیوونه میکنن.
-گریم میاد بچها. بدیش اینه همه این دانشجوها جوری آدمو ناامید میکنن که میدونم کنکور تازه اولاشه و بعدا قراره بیشتر اذیت شم. اونوقت فکر کن من توی همینش موندم بعدا قراره چی بشه؟
-امشب خیلی حرف زدم. شبتون بخیر خوشگلا.
-خب امروز جمعه بود بالاخره.
-چقد زود 6 روز گذشت. -حالا که هفته اول منتهی به قلمچی گذشت و وارد هفته دوم میشم تازه کاربرد این تاپیک معلوم میشه. دیگه قراره تست زیاد بزنم مردم از بس بهونه ویدئو و عمومی آوردم.
-من ویدئو دیدنو خیلی درس خوندن حساب نمیکنم. وقتایی که ویدئو میبینم همش اعصابم خورده.
-اگه کنکوری هستید احتمالا شمام انتخاب "ویدئو"، بین "تست زدن" و "ویدئو دیدن" براتون خیلی اتفاق افتاده. خب انگار کار درستی نیست و مغز دنبال فرار کردن از سختیه.
-حالا که هفته دوم شروع شده هرطور شده اولویتمو میذارم روی اینکه اول تستامو بزنم. آخر سر ویدئو میبینم.
-آدمای باحال زیادی اینجا پیدا کردم کاش کنکورم تموم شده بود فک کنم دلم میخواست با خیلیا دوست شم.
-شبتون بخیر. خوب بخوابید.
-اگه بدونید چی شدد صبح بیدار شدم دو ساعت درس خوندم بعد گفتم وای خدایا چقد خستمه بذار یکم استراحت کنم.. چشمامو که باز کردم دیدم ظهر شدههه. وای نزدیک بود سرمو بکوبم به دیوار آخرین باری که تا اون ساعت خوابیده بودم یادم نمیاد نمیدونم برا چندسال پیش میشه. خلاصه تند تند خودمو جمع و جور کردم و شانس آوردم قبل رسیدن خانوادم بیدار شدم وگرنه آبرو و اعتبار چندین و چند سالم به فنا میرفت. فکر میکردن تمام این مدت واسه خودم میخوابیدم تا لنگ ظهر! والا خودمم بودم همچین بچهای میداشتم ساعت 9شب با آشغالا میذاشتمش جلو خیابون.
-دیگه عذاب وجدان این قضیه باعث شد بشینم سر درسم ولی هنوز بابتش تو شوکم.
-یه چیز دیگم اینکه فردا احتمالا کارنامههای ترم اولمونو بدن. من همیشه معدلم بالای 19.90 بوده ولی امسال خب کنکور دارم و وقت کمتری گذاشتم واسه درسای مدرسه. نمیدونم مدیریت مدرسه شما چطور بوده ولی اینا از لج اینکه بهمون بگن واهای شماها هیچی حالیتون نیست(درحالی که هرسال نهایی رو 20 و خلاصه بالا 19 میگیریم!) یه سوالایی آورده بودن خودشونم مونده بودن توش. حالا نمیدونم چی بشه برامم مهم نیست. ولی خب لج آدمو در میارن اه. میدونی از چی حرصم میگیره؟ اینکه میتونستن سوالایی با استاندارد نهایی واسمون بیارن که براش آماده شیم ولی فقط هدفشون آزاره.
-چقد امشب دارم حرف میزنم! بیخیال اصن هرموقع خوب درس خوندم این جایزمه. : >
-امروز واقعا خوب خوندمم.
-فیزیک اونقدرام که فکر میکردم سخت نبود. کاش از اول نسبت بهش گارد نمیداشتم. هر چیزی با تمرین اوکی میشه.
-شبتون بخیررر.