بعضی آدمها از دور خیلی مهربون، صمیمی و راحت به نظر میان.
اما هرچی نزدیکتر میشی، یه لایه از غرور، گارد یا فاصله رو میبینی و ممکنه فکر کنی آدم سردی هستن یا خودشونو میگیرن.
در حالی که خیلی وقتها قضیه غرور نیست. فقط یاد گرفتن قبل از اینکه به کسی نزدیک بشن، مطمئن بشن که قراره بهشون آسیب نرسه.
این آدمها معمولاً احساساتشون رو بلند فریاد نمیزنن، نیازهاشون رو مستقیم نمیگن و از درخواست کردن یا وابسته به نظر رسیدن خوششون نمیاد. برای همین ممکنه مستقل، بینیاز یا حتی مغرور دیده بشن.
اما اگر کسی از اون لایههای دفاعی عبور کنه و واقعاً مورد اعتمادشون قرار بگیره، معمولاً با نسخهای کاملاً متفاوت روبهرو میشه؛ آدمی که عمیقتر از چیزی که نشان میدهد احساس میکند، بیشتر از چیزی که میگوید اهمیت میدهد و وفادارتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
گاهی چیزی که از بیرون غرور دیده میشود، از درون فقط تلاشی برای محافظت از احساساتی است که همیشه به راحتی بیان نشدهاند.