• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کاش زمان متوقف میشد اون روزی که....

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Soñadora
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
کاش زمان وقتی بعد از یک سال دوباره دیدمش متوقف میشد.
 
تو کتابخونه بودم. ۱۶ سالم بود. برف اومد. برف سنگین. رفتیم زیر برف عکس گرفتیم چای خوردیم. نارنجی هنوز نشکسته بود. زندگی هنوز انقدری سخت نبود. تو جیبم کلا پنجاه هزار تومن پول بود یا نبود. ولی اصلا ذهنم سمتش نمیرفت. مطمئن بودم تو زندگیم همه چی خوب خواهد بود. یا حداقل قابل قبول خواهد بود. از گوشه ذهنم هم نمیگذشت توی ۲۳ سالگی به روز الانم افتاده باشم. زانو هام درد نمیکرد دنیا رنگی بود و اوج دغدغه م این بود که چرا نمیتونم سیس گیاهی رو یاد بگیرم.
 
راستش زندگی من پر از لحظه هاییه که کاش متوقف میشد زمان اون روز— خیلی فکر کردم و‌ دلم میخواست زمان متوقف میشد اون روزی که ن بهم گفت میتونی….
 
کاش زمان اون روزی که از فرط خوشحالی توی پیاده رو میدویدم متوقف می‌شد. الان دیگه ساده نیست. ولی من باقی موندم. اون رفت.
 
کاش زمان متوقف میشد روزی که هنوز میشد با بابابزرگ داخل پارک بستنی خورد.
 
Back
بالا