به نظر من هم شاید سوال کمی بد مطرح شده ولی به مسئله ی جالبی اشاره میکنه...
در امریکا و برخی دیگه از بلاد کفر:) علاوه بر افرادی که حس میکنن مرد/زن هستن و در بدن اشتباهی قرار دارن ، افرادی هستن که معتقدن گرگ هستن یا گربه هستن یا قورباغه هستن و در بدن اشتباهی خلق شدن و تحت حمایت جامعه ی ال جی بی تی هم قرار میگیرن بعضا و خودشون رو بخشی از این اجتماع میدونن...
علاوه بر اون وجود ضمیر های زی/زم یا دی/دم که دنیز هم بهشون اشاره کرد ...
شاید بهتر باشه که این طور سوال رو پرسید ، که به نظر شما کدوم یکی از این دسته ها جزئی از ال جی بی تی کیو هستن، و کدوم هاشون صرفا اختلالات روانین؟
به نظرم مشکل بزرگی که در این موارد داریم خلا قانونیه
فردی که از این عناوین سو استفاده میکنه باید با محدودیت های قانونی مواجه بشه ولی همین اثبات اینکه کجا سو استفاده ست و کجا نیست خودش خیلی سخته. اینجا علوم انسانی باید به کمکمون بیاد.
بلاخره همونطور که مسلمونا میتونن ادم بکشن ترنسا هم میتونن. هر جرم دیگه ای هم همینطوره ولی باید مطمئن بشیم سو استفاده اتفاق نمیوفته و بدون ضایع شدن حق دیگری عدالت برقرار میشه.
در کل منظورم اینه که درست نیست بخاطر ترنس بودن یک مجرم، به ترنس ها حمله بشه. همون کیس باید بررسی و تصحیح بشه مثل هر صفت دیگه ای.
---
نکته ای که در مورد سرویس رفتن که بعضی دوستان مطرح کردن به نظرم وجود داره اینه: یک اینکه آیا دخترانی که دارن از سرویس استفاده میکنن و نیاز به فضای شخصی مربوط به جنس خودشون رو دارن احساس امنیت دارن یا نه؟ دوم اینکه خود فرد ترنسی که قراره از سرویس استفاده کنه (مثلا فرض کنیم یک ترنس MTF که مرد بوده و الان زن شده) در دستشویی مردانه/ زنانه احساس ارامش و امنیت داره یا نه. شاید شما بگین این موضوع چه اهمیتی داره؟ که من میگم این سوال از روی شکم سیری شماست. خانمی که بخواد بره تو دستشویی مردانه احساس امنیت نداره احتمالا حالا بخاطر معذب بودن اشتباهی رفتن یا هر چی و از اون سمت هم وقتی ظاهر نیمه مردونه ای داره و وارد دستشویی زنانه میشه هم باعث معذب شدن بقیه میشه هم ممکنه طرد بشه.
اگرم کلا میخوایم بگیم موضوع اهمیت داری نیست و اصلا همه با هم برن یه سرویس (این موضوع جدا بودن سرویسا و خوابگاها و... چیزی نیست که فقط تو ایران باشه که ما بگیم از اسلام اومده؛ همه جای جهان هست)، که خب اصلا نباشد بشینیم بحثای جامعه شناختی کنیم.
---
سوالی که همیشه برای خودم من مطرح بوده اینه:
یا ما تفاوت های جنسیتی قائلیم، یا قائل نیستیم.
یا من معتقدم مردان میتونن کارهایی که معمولا به زنان نسبت داده میشه رو انجام بدن (حالا از آشپزی و صورتی پوشیدن و رقصیدن گرفته تا لاک و رژ لب زدن، هر چی). یعنی من این آزادی رو قائلم که هر کس هر کار دلش میخواد بکنه. خب در چنین حالتی ترنس مفهوم پیدا نمیکنه. من یه مردم که میخوام مثل زنا لباس بپوشم. خب بپوش. من میخوام به من بگن ساناز. خب بگن. من میخوام لاک و رژ لب بزنم. خب بکن!
یا میگم نه هر جنسیتی مسئولیت های خودشو داره و یکسری ویژگی های "زنانه" داریم و یکسری "مردانه". این تفکر کاملا جنسیت زده ست (در مقام توصیف، نه توهین). خب در چنین حالتی نمیشه هر کس هر کاری دلش میخواد بکنه و از چهارچوب جنسیت خودش خارج بشه. اینجا ترنس معنی میده و طرف میگه من میخوام از جنسیت آ به ب برم تا فلان کارا برام قفل بشه و فلان کارها آنلاک بشه.
بلاخره کدومشه؟ معمولا ما هر دو تفکر رو میبینیم و اینا تناقض دارن با هم.
---
این داستان به عنوان سگ و گربه و بروکلی ایدنتیفای کردن هم به نظرم از حوصله سر رفتگی عمیق بشر مدرن میاد و حتی نمیشه بهش گفت بیماری روانی. بیشتر یه جور رد دادگی خودخواسته ست.
و به نظرم اگر کسی به عنوان موجودی به غیر از انسان ایدنتیفای میکنه باید کلا همونطور که مسئولیتاش ازش سلب میشن حقوقش هم سلب بشه. یعنی اقا/خانوم محترم شما اگر از فردا گربه ای دیگه نمیتونی بری دم مغازه برای خودت غذای گربه بخری باید صبر کنی تا صاحابت برات بخره. یا حق داشتن دارایی نداری.
یکم جدی برخورد بشه در این مسائل ادما مغزشون میاد سرجاش.