• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

امروز دوست داشتم چه کسی باشم؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع venusi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یک دختر دبیرستانی که در مدارس دولتی تحصیل میکند و دغدغه کنکور ندارد
چند ماهی است که دوست پسرپیدا کرده و شبها تا صبح با او چت میکند
خیال میکند عشق واقعی را تجربه کرده
و آینده اش را با دوست پسرش خیالبافی میکند
 
امروز دوست داشتم یک multilingual باشم. چندین زبان رو یاد بگیرم و آموزش بدم. فعالیت دومم هم رقصیدن باشه.
 
امروز دوست داشتم دختری باشم که هیچ دغدغه ای (درس و ...)نداشته باشه با دوستاش خوش گذرونی کنه و خانواده گیر نده
 
یه پزشک خفن.
 
امروز دلم میخواست یه کارآگاه باشم.
یه کارآگاه دایره جنایی.
یه دوستی داشتم که دستیارم می بود.
یه روز یه پرونده میاوردن از جلوم رد میکردن و میبردن و من تعجب میکردم که عه چرا ندادنش بمن و با داد و بیداد میرفتم شکایت که بگم چرا بردی دادی به رقیب بی عرضه ام؟بعد میفهمیدم پرونده یه قاتل سریالیه که نمیتونن دستگیرش کنن ولی میدونن کیه و وقتی اسمش رو می دیدم میفهمیدم هم اسم منه : ) بعد دنیا دور سرم میچرخید که عه این همون باباییه که چندین و چند ساله همه بهم میگن رفته و گم شده و مرده و نیست.
امروز باید یه کارآگاه دایره جنایی بودم که آقا بود و میرفتم دنبال پدر قاتلم و بعد میموندم توی دوراهی کمک به پدرم یا دستگیری پدرم و وقتی لب مرز سقوط اخلاقی و کاری سعی میکردم بهش کمک کنم پدرم دوست دستیارم رو میکشت...
 
همون کسی که دارم برای تبدیل شدن بهش تلاش میکنم!
یه دانشجویی که سرش بشدت شلوغه و همون رشته و همون دانشگاهی که میخواد رو آورده و الان خیلی وقته خانوادشو ندیده و دلتنگشونه و کل روزش باب میلش میگذره
راحت دنبال علاقه هاش میره و روی بُعدهای مختلف زندگیش داره کار میکنه
استرس های بیخود نداره
روابطش سالم و بی حاشیست و از خودش راضیه!
پ.ن : البته که هیچوقت تو زندگی همه چیزباهم درست نیست، ولی خب دوست داشتم کسی میبودم که دغدغه هاش با الانم متفاوته و وقتی به مهسای قبلی خودش نگاه میکنه لباش از خنده کش میاد ؛)
 
به عشق @عسلی
رفع اسپم: امروز میخواستم خوده یه ماه پیشم باشم
 
  • خوشحال
امتیازات: Asall
چندروزه ورزشگاه نزدیک خونمون شبا مسابقه فکر میکنم بسکتبال برگزار می‌کنه تا آخر شب صدای تشویق میاد حقیقتا دوست داشتم پسر بودم میرفتم تماشا یکم مثل اونا جیغ و فریاد میکشیدم
 
دوست داشتم یه ادمی تو آمریکا تو سال 2014 بودم؛ نمیذاشتم رابین ویلامز خودکشی کنه..
 
دوست داشتم عمه مامانم باشم تو 50 سال پیش، با یه دیپلم کارمند بانک شده بودم تهران خونه هم واسه خودم خریده بودم یه زندگی نرمال با کمترین نگرانی و مجرد
 
مکس ورشتپن،با وجود سختی های زندگیم یکه تاز موتوراسپورت باشم.
 
Back
بالا