• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کاراکترهای مورد علاقه‌ی شما (Top 10)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع امین
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ارسال‌ها
1,618
امتیاز
28,262
نام مرکز سمپاد
ضروری
شهر
ضروری
سال فارغ التحصیلی
0
با الگوبرداری از «بازی‌های مورد علاقه‌ی شما» که @Leo اونو در انجمن بازی‌های کامپیوتری مطرح کرد و به رسم چیزی که در سایر انجمن‌ها هم مشابهش وجود داشت، تصمیم گرفتم برای شخصیت‌های فیکشنال سریال و تلویزیون و انیمیشن هم چنین چیزی رو ایجاد کنم.

فکر کنم قبلاً چیزی تحت عنوان «شخصیت محبوب شما» یا همچین چیزی وجود داشت اما اون صرفاً محدود به یک کاراکتر میشد و می‌دونین که انتخاب یک نفر کار دشواریه. در این‌جا ۱۰ شخصیت رو که باهاشون حال کردین و دوستشون دارین رو همراه با مختصری توضیح نام ببرین.

اول از همه هم خودم شروع می‌کنم (اینو بگم که این‌ها به ترتیب نیستن) :

Syndrome | The Incredibles
syndrome_the_incredibles_3.jpg

در خصوص سیندروم همین‌قد بهتون بگم که یکی از بهترین ویلن‌های دنیای انیمیشنه و نه تنها یه تنه نسل کل ابرقهرمانان دنیای خودش رو منقرض کرد، بلکه خودش برخلاف اونا هیچ قدرت ماورایی‌ای نداشت و فقط با استفاده از زیرکی و البته فریب‌کاری و تجهیزاتی که می‌ساخت از عهده‌ی این کار براومد :‌))
زمانی که «آقای شگفت‌انگیز» حاضر نشد باهاش همکاری کنه و اونو پسش زد، دچار عقده شد و تصمیم گرفت کلاً بساطشون رو جمع کنه و شهر رو با فرستادن اومنیدروید دچار آشوب کنه و خودش بره و اونو متوقف کنه و نقش قهرمان [البته قلابی] رو بازی کنه و عقده‌های کودکیش رو سیراب کنه؛ ولی خب همه دیدیم که چه سرانجامی در انتظارش بود.

Katniss Everdeen | The Hunger Games
Katniss_Hunting.jpg

کتنیس اوردین... از معدود کراش‌های منه :‌))
داستان هانگر گیمز رو چندان یادم نمیاد چون خیلی وقته از دیدنش برام می‌گذره، ولی فکر کنم از این قرار بود که بچه‌هایی رو از یک روستا انتخاب و وارد یک به اصطلاح «بتل رویال» می‌کردن و کسی که در نهایت زنده می‌موند به عنوان برنده انتخاب میشد و این یه نوع ریچوال بود که به عنوان یه شو برای مردم یه شهر خاص و پیشرفته نمایش داده میشد. این کتنیس هم قابلیت‌های بصری و بدنی و همه‌جوره‌ی بالایی داشت :-” و خب در نهایت انگار بازی رو شکست داد و همراه با یه پسر دونفری از اون محوطه خارج شدن یعنی اون مسئولای برگزاری بازی رو مجبور کردن که اون‌ها رو بیارن بیرون :‌))

Merovingian | The Matrix Trilogy
d0604fb941988aa8a8c5b816b4370991.jpg

مرووینجیان یک برنامه‌ی تبعیدی از ماتریکسه و قدرت‌های زیادی در اختیار داره؛ از جمله برنامه‌ی «کلیدساز» که تنها راه باز کردن درب اصلی ورود به منبعه. نوچه‌های زیادی هم براش کار می‌کنن مثل قطارچی و دوقلوها و بیشتر وقتش رو هم به امور جنسی می‌پردازه :‌))) همسرش پرسیفون که مونیکا بلوچی هم نقشش رو بازی می‌کنه از دست کارهاش شاکیه و واسه همینم کلیدساز رو در اختیار نئو قرار میده و آغازگر کل ماجرا میشه.

Levi Ackerman | Attack On Titan
artworks_346XRxkqhso8q4b3_iZ6CTA_t500x500.jpg

کاپیتان لوای اکرمن (یا لوی چون من قبلاً لوی صداش می‌کردم) از اوناس که دختر و پسر نداره و همه شیفته‌ش هستن :‌))
محبوب‌ترین کاراکتر AoT و جزو ۵ تا محبوب‌ترین کاراکترای کل تاریخ انیمه. کسی که علی‌رغم قد کوتاهی که داره، کابوس تایتان‌های ۱۶ متریه :‌))) با دو شمشیر مبارزه می‌کنه و در کنار میکاسا اکرمن که اونم از خون و طایفه‌ی لوایه، بهترین شمشیرزنای دنیای خودشون هستن و رقیب ندارن.
یادمه اولین صحنه‌هایی که لوای اومد و تو دادگاه ارن رو به باد کتک و مشت و لگد گرفت، ازش متنفر شدم و آرزو می‌کردم زودتر ارن آزاد شه اونو به سزای عملش برسونه یا میکاسا انتقام ارنو ازش بگیره :‌))) ولی کم‌کم که داستان جلوتر رفت فهمیدم بهترین کار رو کرد :‌)))))

Mike Ehrmantraut | Breaking Bad & Better Call Saul
better_call_saul_jonathan_banks_A_750x400.jpg

یکی از خونسردترین و خفن‌ترین کاراکترایی که تو دنیای درام و اکشن میشه پیدا کرد مایک ارمنتراوته. بک استوری مایک خیلی زیاد و غنیه به خصوص با دیدن بتر کال سال بیشتر به جنبه‌های شخصیتش پی می‌برین. برعکسِ والتر وایت که سرشار از تکبر و Ego بود، مایک می‌دونست هرچیزی سرجاش کجاست و متناسب با موقعیت رفتار می‌کرد و اتفاقاً برخلاف ظاهر سنگیش، باطن خوب و مهربونی داشت.

Noah | Dark
5a28285a3339b04c028b45a8.png

نوآه یا نوح، یکی از کاراکترای سریال دارکه.
سریال دارک شاید پیچیده‌ترین و مخ‌تیلیت‌کن‌ترین سریالی باشه که یک نفر می‌تونه تجربه‌ش کنه و اینکه به زبان آلمانیه حتی سختیش رو دوچندان می‌کنه.
اگه بگم هیچ توضیح به خصوصی راجع به نوآ ندارم شاید باورتون نشه :‌))) ولی خب باید خود سریالش رو ببینین تا متوجه شین چرا از شخصیتش خوشم میاد.

Lorne Malvo | Fargo
6PUB3EPCSXLML6AG4KEBMJ7OLI.jpg

در وصف لورن مالوو چه توانم گفت؟ فقط می‌تونم به گُرگ اشاره کنم. تنها در لونه‌ی خودش در فضای برفی و یخ‌زده زندگی می‌کنه، بسیار مرموز، باهوش، Coldblooded ، فیلسوف :‌))) یه چیزی در حد آنتون چیگور ولی آپگریدشده ش. شاید شماره ۱ لیستم باشه.

Cosmo Kramer | Seinfeld
kramer_seinfeld.jpg

کازمو کریمر از عجیب‌ترین و باحال‌ترین کاراکترای دنیای سیتکامه و شبیه اون رو هیچ کجا ندیدید و نخواهید دید :‌)) یه بامزگی خیلی ساده در عین حال weird ای داره که من خیلی می‌پسندم :‌))))

Petyr Baelish | Game Of Thrones
photo_2021_09_23_19_37_25.jpg

پیتر بیلیش کسیه که کل داستان بازی تاج و تخت رو اون آغاز کرده. شاید برای خیلیا منفور باشه ولی برای من جزو فیورت‌هاست. کسی بود که خاندان‌ها رو با نیرنگ و دروغ و خیانت به جون هم می‌نداخت تا از موقعیت ایجاد شده بتونه به نفع خودش بهره ببره. جمله‌ی معروفش هم Chaos is a ladder عه و باید با شنیدنش متوجه شین که با کی طرف هستین. و جای جالب ماجرا هم این‌جاست که کسی بو نمی‌برد که زیر سر اینه :‌)) فقط و فقط یه پسر معلول با چشم‌های چندبُعدی که قابلیت دیدن حقایق و گذشته رو داشت می‌تونست دست بیلیش رو رو کنه که خیلی غیرمنصفانه و **** بود عاقبتِ این مرد :‌)) همگی خوشحال بودن ولی من حرص خوردم :‌))))

Richard Kestner | Appleseed
Richard_Kestner.png

ریچارد کستنر پزشک و دانشمند بود و کسی بود که معتقد بود نوعِ بشر بدون خون‌ریزی نمی‌تونه به بقا ادامه بده و دلیلش رو ناهمسانی‌های فکری و قلبی می‌دونست؛ بنابراین اومد سیستمی رو به راه انداخت که توسط اون مردم دنیا همگی مانند زامبی می‌شدن و تصمیم داشت جهان رو از ناخالصی‌ها پاک کنه و شعارش هم «همگی یکی خواهیم شد» بود. دوران کودکیم خیلی کاراکترش رو ستایش می‌کردم :‌)) :-”
 
عه چه باحال : )) خب به ترتیب زمانی دوست داشتن‌ یا تحت تاثیر قرار گرفتن لیست می‌کنم.

1
شاید انیمه‌ی قلعه‌ی متحرک هاول اولین اثر سینمایی‌ای بود که مسحورم کرد. پس sophie شخصیت اصلیش هم باید اولین کاراکتر موردعلاقم باشه. سوفی دختر جوان کلاه‌فروش ساده‌ایه که یک روز کاملا معمولی با جادوگر مرد، هاول، مواجه میشه و جادوگر دیگه‌ای از روی حسادت طلسمی روش اعمال می‌کنه که نه تنها به پیرزن هشتاد ساله تبدیل شه بلکه هرگز قادر نباشه با کسی از طلسمش صحبت کنه.
همین چند ماه پیش دفعه‌ی آخری که این انیمه رو دیدم، متوجه شدم سوفی با اتکا به خودش، بدون کمک هیج جادوگر و بدون هیچ نیروی جادویی طلسمش رو باطل کرد.

2
اژدهای سرخ، توی فیلم اژدهای سرخ از سه‌گانه‌ی هنیبال، تا جایی که یادمه قاتل زنجیره‌ای بود که خانواده‌ها رو هدف قرار می‌داد. توی فیلم متوجه میشیم که خانواده‌ی آزارگری داشته، تحت آزارهای زیادی قرار گرفته و از بچگی توسط مادربزرگش تحقیر می‌شده. هنگامی که به عنوان قاتل، بازمی‌گرده تا انتقامش رو از خانواده‌ها بگیره، فکر کنم روی بدن مقتول‌هاش گاز گرفتگی به جا می‌ذاره و همین باعث میشه در اخبار جنایی با لقب tooth fairy مطرح شه. این لقب لطیف برای یک قاتل مخوف لقب تحقیر کننده‌ایه. اون (اسمشو یادم نیست:))) که در تمام زندگی کوچک شمرده شده، می‌خواد اژدها باشه، نه پری! پس طی یک جور دگردیسی توهم‌طور به اژدها تبدیل میشه.
شاید درست یادم نباشه، از روی حافظه گفتم، اماااا این که کارهاش تو زمینه‌ی داستان زندگیش منطقی میشه باعث شد ازش خوشم بیاد.

3
بِس، توی فیلم شکستن امواج (breaking the vawes)
این فیلم دیوانه‌وارترین داستان عاشقانه‌ایه که می‌تونه وجود داشته باشه و عاشقانه‌ترین همچنین : )) بِس زن عاشقیه که مردش آسیب می‌بینه. دغدغه‌ی بس اینه که چطور با اتکا به قدرت عشق، معشوقش رو نجات بده. کلیت قضیه رمانتیک به نظر می‌رسه اما واقعا نیست :)) چون قدرت عشق اینطوری کار می‌کنه که بس بره فتیش‌های [بعضا خشن] معشوقش رو با هر کسی اجرا کنه و برای معشوقش تعریف کنه :)) از این که بِس نقطه‌ی تلاقی زشتی و زمختی و کثافت‌کاری و در عین حال لطافت و عشق بود به طرز عجیبی تحت تاثیر قرار گرفتم.

4
سویینی تاد آرایشگر شیطانی خیابان فلیت، شخصیت یه فیلم موزیکاله که تا مدت‌ها نمی‌تونستم هر روز ساوندترک‌هاش رو گوش نکنم و وقتی می‌خواستم بخوابم هم مثلا صدای جانی دپ تو پس‌زمینه‌ی ذهنم پخش می‌شد که داستانش رو به آواز می‌خونه. مردی که در گذشته بهترین آرایشگر لندن بوده و با زن زیبا و دختر کوچکش زندگی شادی داشته اما توسط قاضی شهر که به زنش چشم داشته پونزده سال (فکر کنم) به زندان می‌افته. حالا تنها چیزی که در زندگی می‌شناسه جز انتقام و خون‌ریزی نیست. آوازهاش واقعا زیباست. این که حس انتقام به قدری تسخیرش کرده که حتی وقتی با زن و بچه‌ی گذشته‌ش مواجه میشه هم اهمیتی نمیده. تنها نفرت، تنها انتقام بی‌حد، در وجودش جاریه. وای حتی شعرهای لطیفی که خطاب به دخترش می‌خونه هم حاکی از نفرت‌جوییه. خیلی زیبا و غم‌انگیزه. آه :- < این هم قاتل زنجیره‌ایه راستی.

5
Mother!
یه بار یه نفر بهم گفت تو شبیه کاراکتر mother!ی و حتی تو گوشیش با همین اسم‌ سیوم کرد :)) مظلومیت، معصومیت، امید، زایندگی و در نهایت له شدن زیر دست و پای کسانی که هرگز، هرگز، چیزی از وجود غنی و مادرانه‌ی اون ندونستن. در نهایت هم اهمیتی نداشت. ای بابا.

6
اون یارو توی پرفیوم که از قضااا باز هم قاتل زنجیره‌ایه :)) اسمش چی بود؟ فکر کنم جان باپتیست.
تنها بودنش تاثیرگذاره. عطرها و بوها تمامی زندگیش هستند و هرگز به فکر ارتباط عاطفی با چیزی غیر از بوها نبوده و نیست. توی فیلم، متوجه میشه که دخترها عجب بوی خوبی دارند! پس دوازده دختر خوش‌بو رو می‌کشه، عطر تنشون رو استخراج می‌کنه تا سحرآمیزترین عطر جهان رو با دوازده نت بویایی بسازه. انگار جان، جایی به تنهایی خودش پی می‌بره و عطر رو [من میگم برای دوست داشته شدن] به خودش می‌زنه. واقعا اسپویل نکردم اما اگه فقط یه کلمه اضافه کنم اینطور میشه :))

7
سابرینااااا اسپلمن ^__^ توی سریال chilling adventures of Sabrina
از اینجا احتمالا یه کم لطیف‌تر شدم که فاز علاقه‌م تغییر کرده. اما خب سابرینا یه دختر جادوگره که توی سریال، چون نتفلیکس ساخته، از این دخترهای جسور مقتدر و بااعتماد به نفس و شجاع و باهوش و خلاق همه چیز تمومه.

8
پیتر بیشاپ، سریال فرینج چون از همه لحاظ خیلی کراش بود. همین.

9
Anne توی سریال Anne with an E
ان شرلیه دیگه. اما این هم ورژن نتفلیکسیزه شده‌ی ان شرلی بود که هم بخاطر ان شرلی بودن و هم جسور و شجاع و مهربان و متفاوت بودن دوسش داشتم. مامانم‌ میگه این چه بازیگر زشتیه که برای ان انتخاب کردن. اما حرکات چهره و تن صدای بازیگرش دقییییقا همون چیزی بود که ان شرلی خیال‌پرداز، احساساتی، رویاگونه و بلندپرواز باید می‌داشت.

10
تونی استارک، مرد آهنی مارول :)) اصلا من نخواستم مارولو ادامه بدم که تونی استارک نمیره. خصوصا این که با خودش خیلی حال می‌کرد و به جای فداکاری، هوشمندانه‌ترین راه حل رو پیدا می‌کرد [و بعد باز با خودش دو چندان حال می‌کرد] جذاب بود :))


+چقدددد طول کشید : )))) فکر کنم یه ساعت تایپ‌ کردم.
 
لایت یاگامی و ال
اش لینکس(چرا بچمو کشتی یوشیدا لعنت بشی)
ایجی
ارح( قال میکاسا)
سوروس اسنیپ( بچم )
بلاتریکس لسترنج
ناگاتو
البته که لیوای
کیلوا
عه یکیو یادم رفت:
ایلومی زولدیاک
 
من توضیح نمی‌دم فقط نام میبرم، ترتیب مشخصی نداره​

1- Gregory House در House MD

images

2- Hannibal Lecter در Hannibal

images

3- Agent Smith در Matrix

images

4- Dr. King Schultz در Django Unchained

Django_Unchained_Quentin_Tarantino_039-759x500.png

5- Chandler Bing در Friends


chandler-bing-lockscreens-Tumblr.png

6- سامورایی در Yojimbo

yojimbo_01.jpg

7- Rick Sanchez در Rick and Morty

22fae8fcc2a12bef924b1ec88de3456131bd188a.png

8- Rustin Cole در True Detective

image

9- Dr. Sean Maguire در Good Will Hunting

The-eye-glasses-worn-by-Sean-Maguire-Robin-Williams-in-good-Will-Hunting.jpg

10- Peter Griffin در Family Guy

1370874.jpg
 


Back to the Future
Dr. Emmett Brown
8a7562b765ad6e4691a535da0a328b82_xmez.jpg
...If My Calculations Are Correct
دکتر امت براون (داک) ماشین زمان رو اختراع میکنه و یه جورایی عامل رقم زدن ماجرای هر سه قسمت فیلمه. از نظر اجتماعی مردم فکر میکنن آدم سالمی نیست و مارتی (شخصیت اصلی) تقریبا تنها کسی هست که به داک اعتماد داره. اولین بار که تو 5،6 سالگی قسمت اول رو از تلویزیون دیدم داک هرچیزی بود که میخواستم تو آینده باشم. یه دانشمند نسبتا دیوونه که در عین حال شخصیت خشکی نداره و همه زندگیش رو وقف چیزی که بهش علاقه داره کرده تا حدی که جون خودش رو هم ( و متاسفانه بقیه) رو در معرض خطر قرار میده. از طرفی به شدت هم حواس پرته و خب نقطه اشتراک مهمی باهاش از این نظر داشتم :‌))


Arrested Development
Dr. Tobias Funke
تا حالا کاراکتری رو ندیدم که به اندازه توبیاس خاص باشه . در یک کلمه محشره!
season_1_character_promos_-_tobias_f_3fnke_02_xsy.jpg

توبایاس به ادعای خودش اولین analrapist حرفه ای هست چرا که هم psychoanalyst هست و هم psychotherapist. توبایاس داماد خانواده کمپانی بلوثه که با شروع سریال تقریبا یه ماهه که بیکار شده چون به خاطر CPR اشتباهی روی کسی که فقط خواب بوده طرف رو ناکار کرده. بعد از این اتفاق میفهمه که اصلا به بازیگری علاقه داره و تو کل سیر سریال سعی میکنه بالاخره یه جوری بازیگر بشه. از طرفی با زنش هم مشکلاتی داره که مربوط میشه به اینکه توبیاس یه never-nude ئه و هیچ وقت حتی موقع حموم هم نمیتونه بدون شلوارک جینش باشه (: خب کاملا مشخصه که همه تلاش هاش در تمامی زمینه ها منجر به شکست میشه. سریال کلا روی طنز pun خیلی مانور میده و توبایاس در این زمینه گوی سبقت رو ربوده. انقدر دو پهلو حرف میزنه و رفتار میکنه (مثالش توی همون خط اول) که هیچ کس مطمئن نیست گرایش جنسی واقعیش چیه.


LOTR
Boromir​
29dc04bbf5b9a5327fbcb675721493f2_kuf2.jpg

I would have followed you, my brother, my captain, my king​
برومیر نقش نسبتا پررنگی توی فیلم اول داشت ولی خب متوجه شدم که کمتر کسی بهش توجه کرده یا اینکه در کل یه شخصیت نچسب و آزاردهنده بوده. حالا نمیدونم اینکه من انقدر برومیر رو دوست داشتم ممکنه تحت تاثیر اینم باشه که ارباب حلقه ها رو خیلی دیر دیدم و قبلش گات و ند استارک رو میشناختم. برومیر تنها عضوی از یاران حلقه بود که به طور خالص انسان بود و طبیعتا آسیب پذیرتر در برابر تمایلات انسانی و کشش حلقه. درگیری های درونی برومیر و پشیمونی عمیقی که بعد از هربار فریب خوردن از حلقه داشت خیلی برام قابل درک تر بود تا بدی خالص سائورون و خوبی خالص آراگورن. کاراکتری بود که با وجود اسکرین تایم کمش نسبت به کل زمان فیلم علت رفتارها و امیالش مشخص و قابل درک بود. شاید طمع میکرد اما میدونستیم که چقدر امید داره به اینکه حلقه بتونه از مردمش محافظت کنه و افتخار پدرش رو به دست بیاره. چیزی که این کاراکتر رو خیلی برام دوست داشتنی کرد رابطه پدرانه ای بود که با مری و پپین داشت که هرچند کوتاه ولی دلنشین بود. از طرفی با وجود تبعیضی که پدرش بین بچه هاش قائل می شد و مداوما برادر کوچکترش رو تحقیر می کرد برومیر عمیقا برادرش رو دوست داشت و ازش دفاع میکرد. در هرحال فکر میکنم داستان در حق این کاراکتر انصاف رو رعایت کرد و چیزی که برای برومیر مهم بود یعنی شرافت ازش گرفته نشد.


Breaking Bad
Hank Schrader
ep-101-12m11s-hanks-toast-to-walt-at-his-birthday-party_oq9j.jpg

.Uncle Hank said that Good guys never get ink like the bad guys do
.Walter White Jr​

زمانی که Breaking Bad رو میدیدم هنک و اسکایلر از لحاظ مورد علاقه بودن با هم در رقابت بودن که متاسفانه قضیه تد بنکی پیش اومد و اسکایلر کنسل شد. قهرمان در دنیای ضد قهرمان ها بهترین توصیف تک خطی بود که از هنک دیدم. سیزن اول که با هنک آشنا میشیم مصداق بارز شوهرخاله ای هست که فکر میکنه خیلی بامزه است و روی اعصاب والتر با چکمه کف میخی رژه میره. تا حدی نژادپرسته، سمت درست قانون ایستاده (پلیس مبارزه با مواد مخدر) ولی انقدر طرفدار خشونته که سخت میشه بهش اعتماد کرد، در خیلی از موقعیت ها زننده رفتار میکنه و از نظرش والتر به اندازه کافی مرد نیست. جالبه که سال های زیاد رفت و آمد نزدیک با همچین آدمی قطعا در inferiority complex والتر بی تاثیر نبوده. با این حال حتی در سیزن اول هم چیزی که مشخصه اینه که هنک به خانواده اش و حتی والتر اهمیت زیادی میده و باعث میشه از همون اول تصمیم نگیریم کاملا ازش متنفر باشیم. به تدریج که داستان جلو میره مسیر رو به رستگاری هنک شروع میشه و با بعد های پیچیده تری از شخصیتش که زیرسال ها تفکر مسموم پنهان شده بود بیشتر آشنا میشیم. بعد از چندتا حادثه پشت سر هم، هنک علائم PTSD رو بروز میده و کنترل رفتار خودش رو از دست میده، خشونتی که بهش افتخار میکرد باعث میشه دچار دردسرهای زیادی بشه و در نهایت تعریف انعطاف ناپذیری که از مرد بودن داشت ذره ذره ترک برمیداره تا اینکه بالاخره فرو میریزه. این فرو ریختن کامل از نظر من صحنه ای بود که هنک بعد از خلع نشان و سلاح شدن در آغوش ماری گریه میکنه.
این ویدیو رو اگه حوصله داشتین ببینید تحلیل زیبایی از داینامیک رابطه هنک و والتره و خب همه این چیزایی که من سعی کردم بگم رو هزار برابر بهتر توضیح داده.

Spiderman-Sam Raimi
Peter Parker​
bxixisyxrbmuety-1600x900-nopad_jgp0.jpg
With great power comes great responsibility
Uncle Ben-​

یه دلیل اینکه من هیچوقت نتونستم با فیلم های جدید مارول ارتباط بگیرم انتظار بالایی بود که شخصیت پردازی سه تا فیلم سم ریمی برای فیلم های ابرقهرمانی ایجاد کردن. سخته که از بین این همه شخصیت پردازی عمیق یکی رو انتخاب کنی ولی در نهایت پیتر پارکر یکی از کامل ترین سوپرهیروهایی هست که دیدم. البته پیترپارکر با اسپایدرمن یکی نیست و من هم بیشتر بعد انسان بودن پیتر و درگیری های درونی که برای متعادل کردن دو سبک زندگی متفاوت داشت رو تحسین میکنم. با وجود اینکه همه فیلم های اسپایدرمن از روی کمیک‌بوک ها ساخته شدن و اوریجینال نیستن ولی خب دنیای کمیک بوک تقریبا بی نهایته و اینکه قراره بیشتر به کدوم بعد از شخصیت کاراکترها پرداخته بشه، این فیلم ها رو از هم متمایز میکنه. پیتر پارکری که توی فیلم های ریمی میبینیم بیشتر از اینکه به خاطر تغییرات ژنتیکی قهرمان باشه به خاطر شخصیت مسئولیت پذیر، قاطع و در عین حال بخشنده لیاقت قهرمان بودن رو داره. اینجوری نیست که ما از اول با یک قدیس طرف باشیم و البته هیچ وقت هم نیستیم ولی از دقایق ابتدایی فیلم اول تا فیلم سوم رشد و تکامل شخصیت پیتر رو میبینیم. از یه نوجوون که اول از قدرتش سواستفاده میکنه ولی مرگ عمو بن و تاثیری که این اتفاق روش میذاره باعث میشه که تلاش کنه تا بهتر بشه ولی وضعیت بد مالی، فشار کارهای مختلفی که برای گذران زندگی انتخاب کرده، انتظارات به حق دوست دخترش، از دست دادن صمیمی ترین دوستش و در عین حال قدرنشناس بودن جامعه ای که براشون جونش رو به خطر میندازه همه این ها باعث میشه که چندین بار تصمیم بگیره به زندگی عادی خودش برگرده که بهترین سیر این اتفاقات اسپایدرمن 2 نشون میده. در آخر اسپایدرمن بودن برای پیتر خیلی وقت ها شبیه یه نفرینه تا نعمت ولی در عین حال باز هم شخصیت قوی و پخته ای که به تدریج در پیتر شکل میگیره مانع از تسلیم شدنش میشه.
خیلی شعاری شد ولی واقعا فیلم باعث میشه بخواین برین پیتر رو بغل کنید:))
حیف که جا تنگه وگرنه جی جونا جیمسون هم با بازی فوق العاده جی کی سیمونز انقدر خوب و تک از آب دراومده که حتی تو ریبوت ها هم از همین بازیگر و استایل استفاده کردن.​
 
Agent Smith - Matrix
Antonie Hopkins - Hannibal
Phoebe - Friends
Travis Bickle - Taxi Driver
Randle MgMurphy - One Flew Over The Cuckoo's Nest
Joker - Dark Knight
Billy Costigan - The Departed
خانم شیرزاد - ساختمان پزشکان
Vincente Vega - Pulp Fiction
Saul Goodman - Breaking Bad
Jessie Pinkman - Breaking Bad
Mr Robot - همون یارو که رو کتش نوشته Mr Robot
و ...
با درود به عشق ِ خودم جناب آقای اسکورسیزی
 
! - من زیاد انیمه میبینم بعدن نگید بچس (بچه است:)))
به ترتیبن دیگه
1- کانکی تو "توکیو غول" (ورژن انیمه ها!)
چون برعکس خیلی کارکترا، نشون داد که اینکه ادما یه اشتباهی میکنن، دلیل نمیشه که ادمای بدی باشن، درواقع ممکنه ادمای خوب تو یه زمان سخت مجبور بشن کارایی بکنن که به چشم بقیه بد بیاد. یادمه یه جمله ای هم گفته بود "اگه یه فرشته هم میفتاد رو زمین و سعی میکرد توی دنیای ما زندگی کنه، حتی اونم مرتکب اشتباهاتی میشد."
2- کلارک تو "صد" (یه سریاله کتاب هم داره البته)
*از من انتظار نداشته باشید کارکترای خوب و ناز و بیگناه رو دوست داشته باشم*
ایشونم هزاران بلا نسیبش شد، مامانشو از دست داد، دخترخوندش فلج شد (البته باز سالم شد)، دوستاش هی رفتن اومدن، تو یه پروسه ای تنها بود و...
خلاصه یسریام معتقدن کلارک بیشتر یه ویلین هس تا یه قهرمان، ولی بنظرم فقط یه انسانه.
3- اکتاویا تو "صد" (این سریالو کلن دوس دارم)
ایشونم که کلا تو یه بازه زمانی یه ویلین بود، حتی اسمشم "بلادرینا" گذاشته بودن، درواقع میخواست به بقیه کمک کنه ولی از روش اشتباه کمک کرد. ولی من همچنان دوسش دارم.
4- میکاسا از "اتک آن تایتان" (انیمه)
کلا به خاطر فداکاریایی که کرد، برادر خوندشو (ارن) رو از سر اجبار مجبور شد بکشه چون کار درست این بود، کسایی که اتک ان تایتان رو دیده باشن میفهمن دیگه، سخته توضیح بدم خسته شدم از بس تایپ کردم :))
5- جک پیرسون "این ما هستیم" (سریالی که خیلی قشنگ بود)
این کارکتر نه کسی رو کشته، نه دنیایی رو نجات داده ، نه ویلین بوده و نه حتی با ویلینی جنگیده! فقط یه بابا و شوهر معرکه بوده که تو دنیای عادی ما زندگی میکرده. این کارکترم تا خودتون نبینینش درکش نمیکنین.
6- تودوروکی شوتو "مای هیرو اکادمیا" (انیمه)
اشتباهاتش رو پذیرفت، هیچ وقت دست از دوست داشتن کسایی که ازش خوششون نمیومد ورنداشت، قدرتشم دوس دارم :D
7- الکس "سوپرگرل"
ایشون دیگه اصن جای تعریف نمیخواد انقد گستردست
8- لیوای "اتک ان تایتان"
اینم که خودتون توضیحاتو دادید کامل:-"
9-دنریس " گات یا همون گیم اف ترونز"
10- آریا "گات/ گیم اف ترونز"
آخیش :))
 
به نام خدا.

۱-آراگورن، ارباب حلقه ها.
شاهی که سالها به حق خودش نرسید. کسی که اورا استرایدر میخوانند، یعنی کسی که قدم های بلند بر میدارد. حامل شمشیر ایزیلدور. او مردیست شجاع، نسبتا تودار، اسرارآمیز، ماهر، و عاشق. او و عشقش همون داستان کلاسیکی رو میسازن که دو عاشق به خاطر جنگ از هم جدا میشن هر کدوم از چیزی میگذرن و در نهایت به هم میرسن.

۲-ریموس لوپین، هری پاتر‌
گرگینه. شخصیت پردازی لوپین خیلی قوی هست، بعد از مرگ سیریوس تقریبا جای پدر هری رو پر کرد، برخلاف سیریوس که خیلی صمیمی بود، حالت پدرانه بیشتری داشت. قضایای پدر شدن خودش و مرگش هم که...

۳-گَرد انگشت، اینکهارت
Dustfinger در سه گانه فونکه، مردیه دغل باز و دوره گرد که قدرت جادویی آتش داره. مورتیمور، بر اساس یه اشتباه اون رو از کتابش میکشه بیرون و گرد انگشت از نامزدش جدا میشه. اون سالها دنبال مورتیمور و آخرین نسخه کتابش میگرده تا بتونه برگرده. و در آخرین لحظه میفهمه که اگر داخل کتاب برگرده، می میره. چون در پایان داستان کاراکتر اون می میره.

۴-اون برادر بزرگه، فیلم مادر.
برای اینکه بشناسینش فقط یه جمله ازش لازمه: زبون درازی آبجی کوچیکه از هرچی بوی گند گلاب هم گند تره!

۵- جک گنجیشکه، دزدان دریایی کارائیب.
یه شارلاتان دوست داشتنی. چی بگم دیگه؟

۶-سویینی تاد، آرایشگر شیطانی خیابان فلیت.
اولین شخصیتی که من رو واردار کرد ساعت ها بهش فکر کنم.

۷-دیمن سالواتوره، در سه فصل اول ومپایردایریز.

فقط سه فصل اول، توجه داشته باشید!

۸-آریا، گیم آف ترونز.

۹-نقی معمولی، پایتخت.

۱۰-قلمراد، سریال باغ مظفر
 
برای من ترتیب خاصی نداره ، همشون رو به یه اندازه دوست دارم :
ببعی در کلاه قرمزی
-1_o4y2.jpg

بنظرم ایده جالبی بود ببعی ای که بتونه به این خوبی انگلیسی حرف بزنه. یه جا آهنگ once upon a december رو میخونه و شیفته ش میشم. خلاصه دم جناب بحرانی گرم.
جروشا ابوت (جودی) در بابا لنگ دراز
drymmsk1_dvbm.jpg

خیلی کاراکتر شاد و سر حال و پر انرژی ای داشت و ناراحت هم میشد خیلی از اوقات.اخلاقش شبیه من بود تا حدودی و فانتزی و خلاقیتش هم که اصلا اوف...
ریچل گاردنر در انیمه Angels of death
a83vva6_700b_zab5.jpg

گذشته تلخی داشت و از تنهایی و ناراحتی به زک یک قاتل زنجیره ای پناه آورده بود.برای نجات زک دست به کارهای اشتباه زد .سبک لباسش هم دوست داشتم ^-^
سر کلاه خان(مطمئن نیستم اسمش رو)در ملاقات با خانواده رابینسون
9925722-8722-b_ctpy.jpg

با وجود اینکه یک کاراکتر منفی بود ولی نشون داد زندگی هم باهاش عادلانه برخورد نکرده‌.یجورایی مظلوم هم بود.عاشق اون خانَه خراب گفتناشم(=
جرویس پندلتون در بابا لنگ دراز
hqdefault_uck2.jpg

کراش فعلیم ایشونه.هم ظاهری هم رفتاری *-*
کاراکتر مهربون و دلسوزی داشت.سختگیری میکرد ولی جودی رو از ته دلش دوست داشت.پر انرژی و اهل شیطنت هم بود (:
شرل بلاسم در ریور دیل
madelaine-petsch_9z6m.gif

بنظرم این کاراکتر افسردگی شدید داشت و باید بهش توجه میشد. کارای اشتباه زیادی انجام میداد و خیلی با دیدن سریال ازش متنفر شدن‌.
ولی خب بزن بهادری بود برای خودش (((((: عاشق رنگ موهاشم.
نیرجا در فیلم Neerja
fbd627880082250008520a9139446138bb002e6c_sq8i.jpg

این فیلم هندی یک فیلم برا اساس واقعیت از یک مهماندار هندی ست. نیرجا بانوت مهمانداری که توسط یک گروهک تروریستی فلسطینی که به هواپیما حمله کرده بودن کشته شد‌. این حجم از دلاوری و شجاعت و فداکاری که باعث نجات مسافران زیادی ازون پرواز شد قابل تحسین که هیچ ستودنیه.
پدر خانواده در فیلم A Quiet Place
be39168bee92327cad89072bf21799d72aa085fc_aea7.jpg

با وجود اینکه علاقه ای به فیلمهای ترسناک تخیلی ندارم ولی بازی جان کرازینسکی رو خیلی دوست داشتم .یه سکانس هست که به دختر ناشنواش اشاره میکنه و دستش رو میذاره رو قلبش (یعنی دوست دارم) اون سکانس بهترین سکانس اون فیلم بود بنظرم.
بچه فامیل دور در کلاه قرمزی
images_(72)_wxqf.jpeg

ایشون که گوله نمکه دیگه *-*
فیبی بوفی در فرندز
images_(73)_nclv.jpeg
ایشون که اصلا گنگش بالاس.تحلیل های بامزه ش.سخت نگرفتناش.سبک زندگیش.گیتار زدن و اهنگای بامزه ش:)):))
 
انتخاب سختي بود مجبور شدم چندتا اسم رو خط بزنم و جايگزين كنم. (اين ليست به ترتيب اولويت نيست)
مواظب خطر اسپويل هم باشين با تشكر
  • كاراكتر كلي جنسن تو سريال 13 دليل براي اينكه
از شخصيتش به خصوص توي اوايل سريال خيلي خوشم مياد. اون حالت كم حرفيش و... رو خيلي ميپسندم. هر چند يكمقدار جلوتر كه رفت حس ميكنم از اون شخصيت ابتداي سريالش فاصله گرفت.
wp3066183.jpg
  • ملكه ويكتوريا تو سريال ويكتوريا!​
در كل من به شدت حس ميكنم مجذوب ملكه ويكتوريا شدم. اون خامي ابتداي به سلطنت رسيدنش و كم كم پخته تر شدنش به نظرم به خوبي نشون دهنده سير تكامل عقلي و همينطور كسب تجربه در طول زمانه. همينطور علاقه اي كه نسبت به همسرش مي ورزه و به زيبايي هم توي سريال به تصوير كشيده شده برام خيلي قشنگه.

victoria.jpg
  • راس گلر در سريال فرندز​
دير گرفتن بعضي مطالب در راس و در عين حال باهوش ترين بودنش خيلي جالبه به نظرم. از طرفي هم حس ميكنم جديت روابط براش اهميت زيادي داره و چون اين مسئله براي منم خيلي مهمه در اين زمينه باهاش به خوبي همزادپنداري ميكنم و كاملا دركش ميكنم (من نميدونم بعدش چي ميشه چون فقط سه فصل از فرندز رو ديدم) دركل حس ميكنم شخصيت راس شخصيتيه كه احساسات خيلي قوي تر و صادقانه تري نسبت به بقيه اعضا داره.

3962699.jpg
  • ريك سانچز در سريال ريك اند مورتي​
بعضي ديالوگ هاي ماندگار ريك به نظرم طوريه كه انسان ميتونه ساعت ها بشينه و راجبشون فكر كنه و از همه جهت به معقولانه بودنشون پي ببره. حس مي كنم ريك گرايش كمتري به احساسات و عواطف داره نسبت به ساير كاراكترها و در عين حال به نظرم همين باعث پيشرفت زيادش شده.

Rick_Sanchez.png
  • مري پاپينز در مري پاپينز يك و مري پاپينز بازميگردد​
آوازها و ترانه هاي مري پاپينز و نكاتي كه در قالبي كودكانه به زبون مياره واقعا ميتونن درس هاي بزرگي توي زندگي آدما باشن. در كل اين دوتا فيلم هم به نظرم به همين شكل عمل كردن تا يه چيزايي رو بهمون ياد بدن كه شايد كم تر بهشون توجه كنيم.

mary-poppins-julie-andrews-emily-blunt.jpg
  • چارلي كلمكيس توي مزاياي گوشه گير بودن​
گاهي حس ميكنم شخصيتي خيلي مشابه به كلي جنسن داره. به طور تقريبي هم به همون دلايل

5caf81f5200b228d462970b4c52a0245--the-perk-filmer.jpg
  • سيريوس بلك توي هري پاتر​
آه قلبم فشرده شد. اصلا من هر چي از اين بشر بگم كم گفتم. ههههعععييي روزگار

HP-F5-order-of-the-phoenix-sirius-black-leaning-doorframe-smiling-web-landscape
  • فيبي بوفي در فرندز​
كج فهميش تو بعضي مواقع و همينطور آهنگاش و متنشون رو واقعا دوست دارم. كلا فيبي كه وارد ميشه نيشم تا بناگوش وا ميشه.

1532948813_893357_1532949404_miniatura_normal.jpg
  • هرمايني گرنجر در هري پاتر​
كلا من نميدونم چرا شخصيت هاي اهل مطالعه زياد مخصوصا اگر خرخون باشن رو ميپسندم. (نيست خودم خيلي هستم ._.) هرمايني هم دقيقا يكي از اون شخصيتاي كاملا ايده آل از نظر منه و حس ميكنم اگر نبود بايد با هري و رون در همون سنگ جادو خداحافظي ميكرديم.

1893788.jpg
  • سي جي آماساوا در نجواي قلب (耳をすませば)​
حرفش كه ساختن ويلونه، تلاش براي رسيدن به هدفش و علاقش به شيزوكو (مخصوصا ديگه اون سكانساي آخر) رو خيلي دوست داشتم.

fcdb4965db922bb0d5a7cdb0dfe7b3b7.jpg
آخ خداي بزرگ و مهربون بالاخره تموم شد....
 
Back
بالا