• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آیین دوست‌یابی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
سلام
شما چجوری دوست پیدا می کنید؟ چجوری باید دوست پیدا کرد؟ رل زدن منظورم نیست ها.
اسم تاپیک رو از یه کتاب برداشتم راجع به همین موضوع.
اپلیکیشن همدم، ارتباط دوستانه و عاطفی شرعی. دارای امکانات بسیار زیاد و قابلیت مچ کردن افرادی با سلائق یکسان
 
تجربه‌ی شخصی من و روش تکراریم که همچنین روی آرمین هم پیاده‌سازی شده این بوده که به سمت شخص رفته، اندکی مسخره‌فروشی باز می‌کنیم و دستش می‌اندازیم تا بخندد و یا بخندیم، موسیقی مورد علاقه‌اش را می‌پرسیم و بعد می‌گوییم آیا شیرموز و فرنی دوست دارد یا خیر، با دقت یادداشت می‌کنیم و سپس شماره‌اش را گرفته و ساعت ۳ شب با او تماس می‌گیریم تا راجع به این که "پشه‌ها روز ها کجا می‌روند" و "زانوی پنگوئن کجاست" سوال بپرسیم.
 
نمیدونم واقعا. واقعا نمیدونم. ولی فقط و فقط یه نفر رو دارم الان از دوران مدرسه...
 
معمولا تو مجازی دوست میشم. از حرفاش خوشم بیاد سعی میکنم باهاش ارتباط بگیرم، ینی باهاش حرف بزنم. درمورد موضوعاتی که حرف میزنه و در نظرشه حرف میزنم. هرچی بیشتر حرف بزنم، بیشتر نزدیک میشم و بعد یه مدت میبینم باهاش دوست شدم.

تو دنیای واقعی سخت تره برام. همیشه یه گاردی هست که نمیتونم زیاد نزدیک بشم. خوبی مجازی اینه که میتونی بری حرفای یک سال اخیرش رو بخونی و یه چیزی دستت بیاد، اما غیر مجازی تو فقد حال طرف رو می‌بینی و نمیتونی درک کنی آیا باهاش اشتراکی داری یا نه.
 
وجود داشتن هدف یا مسیر مشترک
برقراری ارتباط
افزایش صمیمت
درصورت تمایل طرفین گسترش به سایر ابعاد زندگی
 
من به واسطه محل نشستن سر کلاسا دوستانی در طول این دو ترم گذشته پیدا کردم که یکجورایی به قولی اهداف مشترک داریم و حدودا اخلاق و معیار هامون نزدیکه ما کم کم به خاطر سلام و احوالپرسی روزانه تو کلاس های مشترک با هم دوست شدیم
ولی خب اگه منظورتون از این صمیمی تره باید بگم حداقل سیصد ساعت همنشینی لازمه (اینو جایی خونده بودم) بعد هم آدمی که فارغ از از هر ویژگی خوب و بدی شما رو خالصانه دوست داشته باشه واقعا نایابه
البته از چنین گوهران نایابی رو که در واقع میتونم بگم خدا برام فرستاده دوست عزیزیه که از کلاس هفتم که پیش هم نشستیم تا الان مثلش رو ندیدم (وااو ۹ سال شده) و واقعا واقعا احساس میکنم خواهر گمشدمه همیشه از خدا میخوام خوشبخت ترین باشه به خاطر خوبی بی چشم‌داشتی که به من داشته و داره
 
یکی از مسائلی که من توی هر سه دوره تحصیلیم چالش بسیار جدی و سختی باهاش داشتم پیدا کردن یه دوست خوب بود فارغ از هر عیب و ایرادی که داشته باشه. الان که دارم ۱۲ سال تحصیلم رو مرور میکنم با خودم میبینم یه سری بودن که شاید تا زمانی که توی اون مقطع(دبستان، راهنمایی، دبیرستان) باهاشون بودم میشد بهشون گفت دوست ولی توی کل این سالها یک «رفیق» نتونستم پیدا کنم. اطرافیانم میگن ارتباط اجتماعیت ضعیفه ولی من نمیدونم یه رفتاری دارم که فکر میکنم از همون زمان دبیرستان به خصوص سال دوازدهم(که یک انزوای شدیدی در من شکل گرفته بود برای دوری از همه چیز و تمرکز روی هدف). همیشه چه در جمع خانواده و فامیل و مدرسه و حتی الان که دانشگاهم سعی میکردم کم حرف بزنم و کل ترددم خلاصه شده توی خانه، دانشگاه، کتابخانه. از نظر خودم سعی میکنم فقط حرف بدرد بخور بزنم و از یه سری حرف های اضافه که زدنش ضرورتی نداره جلوگیری کنم. نمیدونم این چیه ولی قطعا خودسانسوری نیست شاید کمال گرایی باشه. این همه سرتونو درد آوردم تا بگم اگر تجربه یک رفاقت(نه دوستی!)موفق دارید، چطور شروع شد و چه کاری باید انجام داد؟
 
سلام سلام.
به عنوان یه برونگرا به توان هزار کلی حرف میتونم بزنم اینجا.
من واقعا معتقدم یادگرفتن نحوه برقراری رابطه اجتماعی با بقیه مهمه و ادم بخش زیادیش رو با ازمون و خطا یاد می‌گیره.
دوست یهو از ناکجا آباد نمیاد تو زندگیت. تو باید پیدا کنی. ولی بعضی وقتا موقعیت و شرایط مثل بودن داخل جو همسالان(مدرسه دانشگاه و ...) یا کلاس‌های مختلف میتونه کمک کنه به پیدا کردن آدم‌های نزدیک و هم‌فکر‌تر
پس اول سعی کن بستر رو فراهم کنی
بعد مسئله دیگه‌ای وجود داره این نیست که اقا من همینییییم که هستم و بقیه باید من رو کشف کنن! خیر! باید یه جایی شروع کنی. بهترین ایده هم علایق مشترکه. از موسیقی گرفته تا درس و چیزای دیگه. و هر دوستی با ادم داخل جنبه‌هایی مشترکه و داخل جنبه‌هایی کاملا متفاوته. ما اول باید به خودشناسی برسیم و بفهمیم خودمون کی هستیم و چی دوست داریم و چی نه و چی خط قرمز ماست و چی رو میتونیم اگه یه دوست خوب پیدا کردیم کمی کمرنگ کنیم برای حفظ ارتباط. بعد هم طرف مقابل رو بشناسیم.
مهم‌ترین نکته هم نداشتن سخت‌گیری عجیب و غریبه. آقا تهش دوست خوبی نیست دیگه؟ وقتی به شناخت بیشتری میرسی میذاریش کنار یا خیلی باهاش صمیمی نمیشی. ولی ترس وای نکنه به اعتماااادم صدمه بزنه نباید باعث شه بگی من فقط با گربه‌های کوچه دوست میشم.
قدم اول رو بذار، از قدم‌های دیگران هم استفاده کن و خودت رو جدا نکن. نگو من متفاوتم وای کسی درکم نمی‌کنه. اقااا هیچکس تو نیست و بقیه هم هیچوقت کامل مثل هم نیستن. همه خیلی جاها حس تعلق نداشتن میکنن و حس میکنن خیلی وقتا هیچکس درکشون نمیکنه. ما ادما خیلییی بیشتر از تفاوتامون به هم شبیهیم. میتونیم با تلاش کردن و یاد گرفتن همدیگه به هم نزدیک شیم.
یه بخشی از این روابط دوستی هم اصلاح خود آدمه. همیشه مشکل از دیگران نیست. این به این معنی نیست که وای برم کل شخصیتم رو شبیه کسی کنم. سعی کن بیشتر بیینی علاقه‌مندیات چیاست. مثلا یکی گفت من اصلا موسیقی دوست ندارم و فلان بیسار. خب شاید تو اصلا گوش نکردی و نرفتی سراغش!
و به نظرم میشه آدم متعادل شه.
نه اینکه با هرچیزی اوکی باشه نه اینکه سر کوچیک‌ترین چیزی از بقیه عصبانی شه و دعوا کنه و قهر!
دوست پیدا کن. در دوستی شکست بخور و دوباره دوست پیدا کن!
ما اگه به آدمای دیگه نزدیک نشیم هیچوقت نمیتونیم خودمون رو پیدا کنیم!
 
تقویت ارتباطهای اجتماعی چند جنبه داره. اینم یه مهارته مثل مهارتهای دیگه که با یادگیری و آزمون و خطا بهتر میشه. یکی از جنبه هایی که من بین صحبتات متوجه شدم، اینه که سوال باز (open question) نمیپرسی از کسی، و حس میکنی حتما باید حرف خاص و وزینی داشته باشی تا به زبون بیاریش. درحالی که از موثرترین راه های ارتباط گیری، راجع به طرف مقابل از خودش سوال پرسیدن حتی درباره مسائل عادیه.
To be interesting, be interested.
کتاب آیین دوستیابی رو هم پیشنهاد میکنم. زرد هم نیست و جوابه.
 
Back
بالا