فانتزی هاتون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع anaana251223
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
گفتید مزخرف باشه اشکال نداره دیگه
یکی از هزاران فانتزی مسخره ام اینه که خواهرم منو بکشه :|
اسکل هم خودتی
 
یه روز یه گربه به سرپرستی بگیرم اسمشم بذارم تام (که بابام همیشه میگه اون موقع اون گربه بازنده میشه و نمیتونه موشها رو بگیره :))) با اینکه از گربه میترسم هااا ولی باید باهاشون مواجه بشم و تا الان تا جایی هم پیش رفتم
بعد گربه بچه دار بشه و من درکنار نوه های گربه ایم و بچه های انسانم زندگی کنم:)) :))
 
یه بار تیپ شبیه دزدا بزنم و با داداشم به طور ناشناس گیم استریم کنیم. اونوقت اگه خیلی پیاده بودم هم، آبروم تو اینترنت نمیره :((
 
خیلی پولدار بشم و درامد شغلم خیلی زیاد باشه و همه اینارو به افراد فقیر بدم و خودمم یچیزی اختراع کنم که درد مردمو کم کنه(یه بیماریو دردناکو درمان کنه)
 
با دوستام یه اتوبوس کرایه کنیم کل ایران رو یه دور بگردیم
نشستیم ترتیب استان هایی که میخوایم بریم و تعداد روز موندن و اینا هم چیدیم :)) :))
ایشالا به زودی :))
 
Back
بالا