من یک مزاحم تلفنی‌ام!!!

Shidi

کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
101
امتیاز
1,346
نام مرکز سمپاد
دکتر عادلی
شهر
بهبهان
سال فارغ التحصیلی
1400
خب خب
سلام! سلام!
تقریبا واسه همه‌ی ما اتفاق افتاده که در دوران جهالت(نه اینکه الان خیلی عاقل و بالغ هستم :D ) شماره های الکی می‌گرفتیم یا زنگ می‌زدیم به 110 یا 125 و ..... و چرت و پرتی می‌گفتیم!!
شما چه خاطره‌ای از اولین مزاحمت‌هاتون دارید؟؟؟
نترسیدین؟؟!
کسی مزاحم شما شده؟!؟! جوابشو چی دادید؟؟!
 

Shidi

کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
101
امتیاز
1,346
نام مرکز سمپاد
دکتر عادلی
شهر
بهبهان
سال فارغ التحصیلی
1400
ما همیشه توی خونمون کلی کارت ویزیت مطب دکترا رو داشتیم!
یکی از اینا کارت یه درمانگاه بود به اسم ......
یه روز که من و دوستم توی خونه تنها بودیم شیطونیمون گل کرد و زنگ زدیم به این درمانگاه!!
دوستم گفت که من حرف بزنم
من: سلام خانم، وقت بخیر! میخواستم بپرسم دکتر کلیه چه روز هوایی میاد ؟؟؟
منشی: ..................... دیگه این بدبخت گفت و گفت و گفت!!!
فک کنم اگه میدونست مزاحمم سر تا پامو منور به فحش های زیبا میکرد.

یه شب هم ساعت دوازده و نیم یک بود. داییم اومده بود خونمون، دایی منم که خیلی بد تر از منه گفت بیا مزاحم مامان بزرگ بشیم. حالا زن تنها تو خونه توی یه شهر دیگه :|
خلاصه ما شروع کردیم زنگ زدن، هی زنگ می‌زدیم میخواست بگه الو قطع میکردیم.
بار سوم که برداشتیم شروع کرد به فحش دادن!! :/
آقا ما هم دیدیم هوا پسه داد زدم دادااااا منم!!!!

هیچی دیگه از اوج فحش دادن رسیدیم به نامه فدایت شوم!!
هنوز برام سوالع اگه نمیگفتم منم بقیه فحش ها چی بود؟؟!
یعنی چه فحش های بلده؟!:-/
 

Ss_Zahra

کاربر فوق‌حرفه‌ای
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
688
امتیاز
4,788
نام مرکز سمپاد
فرزانگان۱
شهر
قم
سال فارغ التحصیلی
1401
یبار یکی زنگ زد گفت اونجا خونه است
گفتم اره
گفت برای خواستگاری مزاحم شدم
منم فکر کردم داییمه (اخه داییم خیلی زنگ میزد اذیت میکرد صداشم شبیه بود)
گفتم گوشی با مادرم صحبت کنید
مامانم گوشی رو گرفت یارو گف کارمند بانکم و اینا و قضیه رو کش داد فهمیدیم یارو مزاحمه و داره کرم میریزه
حالا مامانم میگه چرا از اول قطع نکردی؟اخه مادر من چه توقعی از من داری؟:))
----------------------------
حالا خودمم مزاحم یکی شدم که درباره جزییاتش نمیگم
پسره تو بیرون خیلی کلاس میومد پشت تلفن داشت دستشویی میکرد به خودش:))
طرف منو نمیشناخت و منم نمیشناختمش دوستم ی شماره اورد گفت بیا حال کنیم
خدا خیرش بده:))
 

امیرحسین ش

S.M
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
570
امتیاز
5,578
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1401
یه بار در نهایت بی شعوری زنگ زدم اورژانس برداشت گفت مرکز فوریت های پزشکی بفرمایید گفتم سلام اینجا متاسفانه چند تا جنازه هست طرف گفت ادرس رو لطف می کنید گفتم باغ بهشت (قبرستان)...
هیچی دیگه تا شروع کرد فحش دادن قطع کردم.
 

AMIR8181

کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
157
امتیاز
580
نام مرکز سمپاد
علامه حلی 2
شهر
اراک
سال فارغ التحصیلی
1400
آخ آخ نگو
یادش بخیر رفته بودیم اردو مشهد بعد قرار شد من یه لیست درست کنم از شماره همه بچه ها و تحویل ناظم بدم،چشمتون روز بد نبینه ما این شماره هارو که نوشتیم یه عکسم ازش گرفتیم واسه خودمون بعد ساعت ۱۲ شب داشتیم با دوتا از بچه ها از حرم برمیگشتیم(آخه هتلمون خیلی به حرم نزدیک بود)که کرممنون گل کرد که زنگ بزنیم اینارو سر کار بزاریم.هیچی دیگه زنگ زدیم به یکی از بچه ها من با یه صدای کلفت و خشن گفتم فقط پنج دقیقه وقت دارید و گوشیو قط کردیم.آقا ما رفتیم هتل دیدیم اینا دوسه نفر تو یه اتاق بودن تمام پنجره هارو بستن درو هم قفل کردن اصن یه وضعی کم مونده بود زنگ بزنن پلیس
 
آخرین ویرایش:

MaH:D

کاربر جدید
ارسال‌ها
2
امتیاز
41
نام مرکز سمپاد
تیزهوشان ناحیه1
شهر
خرم آباد
سال فارغ التحصیلی
1399
مزاحم تلفنی که نه ...
ولی مزاحم یکی شدم گفتم شماره اتو بده ...
تهش گفت : شماره گوشیم خاموشه این شماره خونمونه بزنگ.
طرف قزوینیم بود .
زنگ زدم گفتم بببخشید فلانی هست ؟
خانوم بود سن بالا فک کردم مادرشه ...
گفت : نه ... دکتر امامی هستن امروز...
گفتم : ببخشید اونجا مگه کجاست
گفت : تیمارستانه :|
هیچ کس چنین زمینم نزده بود
 

اریا حسامی

کاربر فعال
ارسال‌ها
48
امتیاز
186
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب
شهر
شیراز
سال فارغ التحصیلی
1404
هیچوقت برای فامیل مزاحم نشین من به شوهر خالم زنگ زدم یه چیزایی گفتم نمیدونست منم
یه فهشایی داد نه تنها تصوراتم ازش ریخت به هم بلکه اصلا کف کرده بودم از فهشاش
 

سپینود9

کاربر جدید
ارسال‌ها
2
امتیاز
4
نام مرکز سمپاد
فرزانگان۲
شهر
ارومیه
سال فارغ التحصیلی
1401
من از اسم سامان خوشم میومد یه بار از خودم شمارع گرفتمی پسرع ورداشت گفتم ببخشید سامان هست گفت عارع خودمم منم هیچی دیگع خیس کردم یعنی.........
 

mung

کاربر فعال
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
27
امتیاز
77
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
شیراز
سال فارغ التحصیلی
1400
من به شدت ادم مریضی بودم(:
یه بار میخواستیم مزاخم تلفنی شیم به هرکی زنگ میزدیم بر نمیداشت قشنگ یادمه کلاس فیزیک داشتیم بلند شدیم بریم چیپس بخریم بعد تو راه دیدم نوشته تدریس گیتار و شمارشم زده بود رو یکی از این ستون های برق
گفتیم بیا زنگ بزنیم به همین دیگه هرچی شد
زنگ زدیم من صحبت کردم کاملا جدی گفتم بخشید من یه مشکلی دارم با گیتارم اومدم کوکش کنم سیمش پاره شد الان با چسب نوار بچسبونمش یا با چسب 123
یارو هم کلی خندید و گفت با تف بپسبونید(((:

برمیگرده به 3 سال پیش(:

اینم میگم و دیگه برم بمیرم که انقدر اسکل بودم(:
زنگ زدیم به پسرخاله دوستم و من چون صدام یکم مردونه اس وقتی الکی گریه میکنم صدام کپ کسایی که دارن از گریه میمیرن هستD: با گریه شدید گفت بله
یهو من و دوستم چون احتمال نمیدادیم برداره هول شدیم من گفتم ببخشید
سروش؟
گفت بفرمایید
گفتم سروششششش(با گریه رفته بودم تو نقشم)
سروشششششش من دوست دخترتم ازت حاملم
یارو یه لحظه هنگ کرد (مثل اینکه واقعا باورش شد دوست دخترشم)D:
یهو گفت کی هستی (خودشو خراب کرده بود به خدا)
گفتم دوست دخترتم(:
قطع کرد

فکر کنم مرد از ترس:))

پ.ن: حیف که دلم واسش میسوزه و ممکنه یکی از صداش بشناستش وگرنه حتما به جای تعریف ویسش و میذاشتم(: گوشی قبلیم تماس هارو ضبط میکرد
 

Anaana

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
عضو مدیران انجمن
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
267
امتیاز
1,652
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اصفون
سال فارغ التحصیلی
0000
هی یادش بخیر یه بار زنگ زدم ۱۱۰ گفتم ک اگه یکی یکیو بکشه چیکارش میکنید؟
یارو خیلی خوش طبع بود گفت میخوریمش
یادش بخیر
ای دله غافل چ زود بزرگ شدم
 

HosseinRF

Hossein RF
ارسال‌ها
35
امتیاز
45
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1402
یادمه بچه بودم انقدر با تلفن خونه ور رفتم تا شانسی به شماره ی آتش نشانی رسیدم. حفظش هم نکرده بودم، به صورت الگو دکمه هارو فشار میدادم. =)) و این الگو یادم مونده بود.
زنگ میزدم طرف تا میگفت الو میخندیدم بعد قطع میکردم.=))
 

Reyhuneeeh

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
197
امتیاز
1,435
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 6
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1400
یکی از دوستام چند وقت پیش با دوستاش اکیپی رفته بودن پارک بانوان
نشسته بودن دور هم شماره کرآشا و پسر آی فامیلو ریخته بودن وسط
ضربدری زنگ میزدن ایسگا میکردن ک "
مگه قرار نداشتیم باهم پاشو بیا دیگه مارو معطل کردی:)
ری اکشن پسرآ خیلی جذاب بود
چند تاشون کپ میکردن میگفتن خانم اشتباه گرفتی
چند تاشونم میخندیدن
تازه دیده شده بود ک ی نفر آدرس میخواست که پاشه بیاد در ایین حدد!
واسه منم ک اونجا نبودم فیلم گرفته بودن خلاصه جذاب بود:)
تا رسیدن خونه شماره طرف و از صدجا بلاک کردن ک مشکلی پیش نیاد D:

+ی بارم بابام سیمکارت جدید خریده بود داداشم با دوستاش بیرون بود
زنگ زده بود صداشو دخترونه کرده بود سر ب سر داداشم میذاشت
یعنی منو مامانم از خنده همدیگه رو چنگ میگرفتیمD:
 
ارسال‌ها
93
امتیاز
1,185
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1404
یکی از دخترای فامیل ما
رو علی شادمان کراش داره
از این کراشای زودگذرم نیست
شماره شم داره
هیچی دیگه
یه بار ساعت 6 صبح زنگ زدیم به این بدبخت
اونم خیلی عصبی برداشت گفت بلهه
اونی که گوشی دستش بودم هول شد برگشت گفت الو سلام زهرا جون خوبی؟ :|

داییم یه دوست داره
اینا 9 تا داداشن فک کنم
داییمم با همه شون دوسته فک کنم
بعد یکی از اینا یه پسر داره
از ایناس که فک میکنه خیلی خفنه
زنگ زدیم بهش
اسمش (محمد حسنه)
برگشتیم گفتیم آقای محمدی؟
اونم با یه لحن شاخ بازی طور گفت نه من آقا محمدشونم
هیچی دیگه گفتیم پس ببخشید اشتباه گرفتیم
اینم ما رو ول نمیکرد
هی میگفت اشتباه گرفتی؟
نه بابا
حالا چیکار داشتی؟
میگفتیم اشتباه گرفتیم
ولمون میکرد مگه
منم اونور اتاق داشتم غششششش میکردم از خنده (فک کنم صدام رفت)
اصلا یه وضعی بود
 
بالا