فرض کن دنیایی که دو قطبی شده؛ یک طرف «انسانها» هستند که در شهرهای امن و روشن زندگی میکنند و طرف دیگر، موجودات «بدشکل» (Shibeis) هستند که در جنگلهای تاریک و نفرینشده زندگی میکنند. قانون نانوشته اینجاست که اگر انسان وارد جنگل بشه، بدشکلها اون رو میخورن و اگر بدشکل وارد شهر بشه، میسوزوننش.
داستان درباره دختر بچه است که ناخواسته وارد جنگل میشود و به جای اینکه توسط موجودات وحشتناک خورده شه، توسط یک موجود غولپیکر و سیاهرنگ نجات پیدا میکند و ماجراهاش. (یاد لئون افتادم!)