• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

سارا خانم_30309

Sayuri

در انتظار هیچ :-"
ارسال‌ها
1,294
امتیاز
5,715
نام مرکز سمپاد
Frz
شهر
پایتخت
سال فارغ التحصیلی
02
به نام خدا
سلام. خب بنده هم از سر بیکاری تصمیم گرفتم از این تاپیکا بزنم. هروقت حوصله داشتم، بیکار بودم، عشقم کشید، میام می نویسم. مثل الان :D

اسم کتابا رو از قبل ننویسم اشکال داره؟ چون ممکنه یه سری از اونایی ک الان مینویسم رو بعدا معرفی نکنم به جاش یه سری دیگه معرفی کنم. واسه همین نمی نویسم که شما هم سوپرایز شین مثلا:-"
خب به امید خدا تاپیک رو می تاسیسم :D
 

Sayuri

در انتظار هیچ :-"
ارسال‌ها
1,294
امتیاز
5,715
نام مرکز سمپاد
Frz
شهر
پایتخت
سال فارغ التحصیلی
02
عنوان کتاب: جایی که کوه بوسه می زند بر ماه/
Where the mountain meets the moon

نویسنده:گریس لین
مترجم: پروین علی پور

این کتاب بیشتر به درد بچه های 11 تا 15 ساله میخوره، یعنی به نظرم برای گروه سنی در همین حدود باشه اما اگه از رمان های ماجراجویانه و تخیلی که پر از افسانه هستن خوشتون میاد، رمان خوبیه و تو هرسنی میتونین بخونینش، حالا چه جای مادربزرگ من باشین چه جای بچه ی نداشته ام:D فقط لازمه اش داشتن سوادِ خوندن_نوشتن می باشد (:
همونطور که عرض فرمودم، رمان تخیلیه و البته تا حدی تاثیرگذار. از لحاظ خلاقیت میشه گفت بد نیست چون عناصری که استفاده کرده خیلی تکرارین ولی اونقدر شاخ و برگ داده و چیزهای دور از ذهن بهش اضافه کرده که بی انصافیه بگیم خلاقیت نداشته.
زیاد از عنصر توصیف استفاده کرده ولی به نظر من این کارش داستانشو قشنگ کرده و باعث حوصله سربر شدنش نشده.
تاثیر گذار از این لحاظ گفتم که در بعضی بخش هاش در اوج داستان، به آدم درس زندگی میده و کتاب مفیدیه درکل.

خلاصه کتاب:
«مین لی» دختری نوجوان است از خانواده ای فقیر و کشاورز که در دره ی «کوه بی ثمر» و در کنار مزرعه ی برنج زندگی می کند. درمکانی خشک و فقیرنشین که محصولاتی نداره و ساکنانش بدبختن. شب ها پدر مین لی با گفتن قصه های زیبا او را سرگرم و به دنیای خیال می برد.شما در بخش هایی از این کتاب، با افسانه ها و داستان های پدر مین لی مواجه میشین که در ادامه ی داستان و زندگی مین لی نقش دارن. برای مثال محل زندگی مین لی، یعنی کوه بی ثمر، برای خودش داستانی دارد که در اوایل کتاب، پدر آن را برای مین لی تعریف میکند. قصه ی کوه بی ثمر از این قراره:
یه اژدهایی بوده که مسئول ابرها بوده. و تصمیم میگرفته کی و کجا بارون بباره و به همین دلیل پیش مردم قدرت و احترام زیادی داشته. این اژدها 4 تا بچه هم داشته که همشون خوب و مهربون بودن. یه روز که اژدها تازه کار بارون رو تموم میکنه، مردم رو میبینه که دارن به هم میگن که از اینکه بارون بند اومده خوشحالن و دیگه حالشون داشته از بارون ب هم میخورده.
این حرف مردم، اژدها رو ناراحت میکنه. اینجوری میشه که اژدها دیگه نمیذاره اونجا بارون بباره. و مردم دچار خشکسالی میشن. بچه های اژدها که دلشون میسوخته، تصمیم میگیرن خودشون رو فدا کنن و تبدیل میشن به 4 تا رودخونه. اژدها هم از سر غرور و خودپسندی اونا رو لعن و نفرین میکنه و از اون به بعد دیگهاژدها، هیچ کدوم از بچه هاشو نمی بینه.
کوه بی ثمر هم درواقع قلب شکسته ی اژدهائه که دیگه هیچ گیاهی توش نمی رویه و همه ی زمین ها سفت و سختند.

قصه ی اصلی دقیقا از همینجا شروع میشه.
مادر مین لی از زندگی خودش گله منده از شنیدن قصه هایی که مین لی رو خیالپرداز می کند ناراضیه و حرص میخوره. مادر مدام ناامیده و آه میکشه چون از سرنوشتش ناراضیه.
این خیلی مین لی رو ناراحت میکنه. مین لی دوست نداره مادرش رو ناراحت ببینه برای همین از پدرش میپرسه که چجوری میشه دوباره کوه بی ثمر آباد بشه و همه ی ساکنانش خوشحال بشن؟
پدر هم میگه که این سوال، سوالیه که باید از پیرمرد ماه بپرسه. حالا بماند که پیرمرد ماه هم باز برای خودش داستان هایی داره. من دیگه اونا رو توضیح نمیدم فقط در این حد بگم که پیرمرد ماه کسیه که جواب همه ی سوالا رو میدونه. و کسی هم جای پیرمرد ماه رو نمیدونه.
فردای اون روز مین لی داشته ب خونه برمیگشته که یه ماهی فروش رو می بینه که داشته تبلیغ ماهی هاشو میکرده و میگفته اینا خوشبختی میارن. مین لی هم که دوست داشته مادرش رو خوشحال ببینه کل دارایی خونواده که 2 تا دونه سکه بوده رو میده تا ماهی بخره. بعد هم کلی از طرف مادرش سرزنش میشه.
اما درعوض بعدا میفهمه ماهیه سخنگوئه. ماهی جای پیرمرد ماهو به مین لی میگه و مین لی یه شب یواشکی سفرش رو آغاز میکنه. این سفر، خیلی طولانیه و کلی ماجرا و داستان داره و آخرش هم جالب تموم میشه. من دیگه نمیگم خودتون بخونین.
فقط اینم بگم که مین لی با سفرش کلی همه رو نگران میکنه و باعث میشه مادر و پدرش در به در بیوفتن دنبالش.

+این پست بعدا کامل میشه×
 
بالا