عباس معروفی

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,319
امتیاز
20,053
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
عباس معروفی به سال ۱۳۳۶ خورشیدی در تهران (بازارچه نایب السلطنه) متولد شد. دیپلمه ریاضی از دبیرستان مروی، و فارغ‌التحصیل هنرهای زیبای تهران در رشته ادبیات دراماتیک است و حدود یازده سال معلم ادبیات در دبیرستان‌های هدف و خوارزمی تهران بوده‌است.

نخستین مجموعه داستان او با نام «روبروی آفتاب» در سال ۱۳۵۹ در تهران منتشر شد. پیش و پس از آن نیز داستان‌های او در برخی مطبوعات به چاپ می‌رسید اما با انتشار «سمفونی مردگان» بود که نامش به عنوان نویسنده تثبیت شد.

در تابستان ۱۳۶۰ ساختمان کانون نویسندگان ایران توسط دادستانی انقلاب پلمب شد. عباس معروفی زیر نظر هیئت دبیران کانون (احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، باقر پرهام، محمد محمدعلی، و محمد مختاری) با شکستن پلمب، اسناد کانون را به جای امن رساند تا جان اعضای کانون محفوظ بماند.

در سال ۱۳۶۶ به عنوان مدیر اجراهای صحنه‌ای، مدیر ارکستر سمفونیک تهران، و مدیر روابط عمومی (سه سال و نیم) بیش از ۵۰۰ کنسرت موسیقی از هنرمندان مختلف کشور به اجرا درآورد که از تلاش‌های شبانه‌روزی اوست. مجلهٔ موسیقی «آهنگ» نیز به سردبیری او در همین دوران انتشار یافت.

در سال ۱۳۶۹ مجله ادبی «گردون» را پایه‌گذاری کرد و بطور جدی به کار مطبوعات ادبی روی آورد. سبک و روال وی در این نشریه با انتظارات دولت ایران مغایر بود و موجب فشارهای پی در پی و سرانجام محاکمه و توقیف آن شد. یکی از مهمترین اقدامات مجله گردون طرح موضوع فعالیت مجدد کانون نویسندگان ایران بود. در سال ۱۳۶۹ جلسات سومین دورهٔ کانون نویسندگان ایران آغاز شد و در سال ۱۳۷۳ به انتشار متن «ما نویسنده‌ایم» انجامید.

معروفی در پی توقیف «گردون» ناگزیر به ترک وطن شد. او به آلمان رفت و مدتی از بورس «خانه هاینریش بل» بهره گرفت؛ و یک سال هم به عنوان مدیر در آن خانه کار کرد. پس از آن برای گذران زندگی دست به کارهای مختلف زد؛ مدتی به عنوان مدیر شبانه یک هتل کار کرد و آنگاه «خانه هنر و ادبیات هدایت» بزرگترین کتابفروشی ایرانی در اروپا را در خیابان کانت برلین، بنیاد نهاد و به کار کتابفروشی مشغول شد؛ و کلاس‌های داستان‌نویسی خود را نیز در همان محل تشکیل داد. چاپخانه و نشر گردون هم در همین مکان برقرار است که تاکنون بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب از نویسندگان تبعیدی و آثار ممنوع در ایران را منتشر کرده‌است.

او سردبیر نشریه ادبی گردون بود که توقیف شد.

در ادامه با آثار او بیشتر آشنا شوید:
 

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,319
امتیاز
20,053
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
رمان
  • سمفونی مردگان (۱۳۶۸)
  • سال بلوا (۱۳۷۱)
  • پیکر فرهاد (۱۳۸۱)
  • فریدون سه پسر داشت (۱۳۸۲)
  • ذوب شده (۱۳۸۸)
  • تماماً مخصوص (۱۳۸۹)
  • نام تمام مردگان یحیاست (۱۳۹۷)
مجموعه داستان
  • روبروی آفتاب (۱۳۵۹)
  • آخرین نسل برتر (۱۳۶۵)
  • عطر یاس (۱۳۷۱)
  • دریاروندگان جزیره آبی‌تر (۱۳۸۲)
  • شاهزاده برهنه (۱۳۹۷)
  • چرخ گردون با گل‌ریز عباس پور (۲۰۱۵)
  • کتاب دوم با گل‌ریز عباس پور (۲۰۱۵)
نمایشنامه
  • تا کجا با منی (۶۲–۱۳۶۱)
  • ورگ (۱۳۶۵)
  • دلی بای و آهو (۱۳۶۶)
  • آونگ خاطره‌های ما (سه نمایشنامه) (۱۳۸۲)
  • آن شصت نفر،آن شصت هزار (۱۳۶۱)
  • و خدا گاو را آفرید (۱۳۹۷)
شعر
  • نامه‌های عاشقانه و منظومه‌ی عین‌القضات و عشق(۲۰۱۱)
  • چهل ساله تر از پیامبر (۲۰۱۸)
مقالات
  • این‌سو وآن‌سوی متن (تجربه‌ها و تکنیک‌های ادبیات داستانی) (۲۰۱۲)
مجله
  • مجله موسیقی آهنگ
  • مجله ادبی گردون
  • مجله ادبی آیینه اندیشه در سال ۱۳۷۱ سه شماره چاپ شد و شماره چهارم توقیف شد.
 

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,319
امتیاز
20,053
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
خب بگید ببینم چه کتابایی از عباس معروفی خوندید؟!
نظرتون درموردش چیه؟

■ عباس معروفی جز ۳ نویسنده‌ای که من هم قبولش دارم و هم خیلی دوستش دارم،
همه معروفی رو به "سمفونی مردگان" میشناسند اما از نظر من "سال بلوا" خیلی قشنگ تره!

کتاب‌هایی که ازش خوندم:
سمفونی مردگان
سال بلوا
تماما مخصوص
نامه‌های عاشقانه...
آونگ خاطره‌های ما
 
آخرین ویرایش:

zhrw.ms

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
219
امتیاز
1,322
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
همدان
سال فارغ التحصیلی
1401
من سمفونی مردگان رو خوندم الانم دارم سال بلوا رو می خونم صفحه ی هشتادشم .
خیلی خوبه ، همه چیز تو داستانش به جا و به اندازست یه روند آروم و ملایم و در عین حال غافلگیر کننده هم داره .
روند داستانش بکم پیچیده و گنگه و اگه اولش چیزی نفهمیدی نباید کتاب رو کنار بذاری باید جلو بری تا به روند دساتان عادت کنی، من که خیلی دوسش دارم *_*
 

مار

لنگر انداخته
ارسال‌ها
2,577
امتیاز
41,158
نام مرکز سمپاد
فرزانگان زینب:)
شهر
تهر
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علامه طباطبایی
رشته دانشگاه
روان شناسی
من هم سال بلوا رو دوست داشتم و مدت هاست که توی قفسه ی موردعلاقه های گودریزمه. اما نمی دونم اگر بعد از سه سال دوباره سراغش برم، هنوز همونقدر دوستش خواهم داشت یا نه. بیشتر از همه چیز، مسحور کیفیت عاشقانگیِ اون کتاب شدم. تعبیرِ عباس معروفی از عشق، از زنانگی و مردانگی با زیبایی شناسیِ خاص خودش همراهه.
بعد از سمفونی مردگان و سال بلوا، پیکر فرهاد رو خوندم، دو بار.
در وهله ی اول ، کتابی الهام گرفته از بوف کور و وفادار به سبک نگارش عباس معروفی.
دوم ، کتابی به روش جریان سیال ذهن و بدون طرح اولیه .
تو کتاب سلاخ خانه ی شماره ی پنج (کورت ونه گات) مردی بود به نام بیلی پیل‌گریم که در بعد زمان چند پاره شده بود . به این صورت که هر لحظه وارد یه زمان میشد و حتی بارها در زمان مرگش مرده بود و باز به سال ها قبل پرتاب شده بود .
برای این کتاب _پیکر فرهاد _ هم دقیقا میشه همبن جمله رو به کار برد . چند پاره شدن در بعد زمان
اما با این تفاوت بزرگ که با تناسخ آمیخته شده و پرتاب شدن به گذشته و آینده فقط در حیطه ی زندگی یه شخص صورت نمیگیره ، حتی شخصیت های تناسخ یافته در زمان های مختلف مرز مشخصی باهم هم ندارند . به طوری که به نظر میرسه یکی از شخصیت ها زنیه که مرد نقاش گاهی در خواب می بینه و انگار وجود خارجی نداره .
جنبه ی سوررئال کتاب پررنگه و نه تنها بین شخصیت ها ، بلکه بین واقعیت و غیرواقعیت هم مرزی رو نمیذاره .
و بعد، سعی کردم تماما مخصوص رو بخونم که نشد! اصلا نتونستم و هیچ خوشم نیومد !
 

mohad_z

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,319
امتیاز
20,053
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه
شهر
طـــهـران
سال فارغ التحصیلی
95
و بعد، سعی کردم تماما مخصوص رو بخونم که نشد! اصلا نتونستم و هیچ خوشم نیومد !
از نظر من تماما مخصوص یکم با رمانهای دیگش فرق داره، رمانهای معروفی یه ساختار و فلسفه خاصی داره که من تو این کتاب ندیدم، و انتها کتاب هم خیلی سورئال بود و کلا کتاب سخت خوانی بود :D
 

مار

لنگر انداخته
ارسال‌ها
2,577
امتیاز
41,158
نام مرکز سمپاد
فرزانگان زینب:)
شهر
تهر
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
علامه طباطبایی
رشته دانشگاه
روان شناسی
از نظر من تماما مخصوص یکم با رمانهای دیگش فرق داره، رمانهای معروفی یه ساختار و فلسفه خاصی داره که من تو این کتاب ندیدم، و انتها کتاب هم خیلی سورئال بود و کلا کتاب سخت خوانی بود :D
خب من اصلا تا انتها نرسیدم:-" کاملا به زور خوندم. و حتی اون زیبایی شناسیِ عاشقانه ی خاص خودش هم توش احساس نکردم. درحالیکه کلن نویسنده‌ی رمانتیک‌طوریه :D
 

احسان از نوع قیچی ساز

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
647
امتیاز
2,402
نام مرکز سمپاد
شهید مدنی 1
شهر
تبریز/قم
سال فارغ التحصیلی
1400
دانشگاه
بارهم نمیدونم
رشته دانشگاه
فیزیک محض / ریاضی محض
سمفونی مردگان رو که شاهکار واقعا
 
آخرین ویرایش:
بالا