ما شادیم و شادی و ذاتی داریم چرا همه شاکین ماها پارتی داریممن پر حرفم همه دورم اینا همش سر تو ان
همش سر توئه اگه بین همه بده شدم
مسخره شدم.. از همه چیز زده شدم
پر حرف^سارن
نمیخوام آروم بشمما شادیم و شادی و ذاتی داریم چرا همه شاکین ماها پارتی داریم
همسایمون با این که طرفداره مردیکه میگه به پلیس خبر داده
صدا آژیر میاد باش آشنایی که کوچه رو دید زدم همه جاش تاریکه
فقط میچرخه چراغه نارنجیه آخ جون این که ماشینه آشغالیه
منو این این منو این منو منو این با همدیگه خوشبختیم
هه هه منو این هه هه منو این
منو این - تهی

همیشه رفتی و به جات برگشتم هینمیخوام آروم بشم
میخوام آلوده شم
که میزنه بارون امشب
حرفاش بوی موندن نمیده
دلمم به جونم رسیده
برگردم ولی اون رفته دیگه
اون رفته دیگه
پر حرف^سارن
زن زیبا بود در این زمونه بلاتوی این راه که پر دشمن درشت و پر سنگ ریزه...سنگ ریزه.
بزا بشیم ما هنرمنده و نماعه جنگ ستیزه...جنگ ستیز..
توی این جماعت تنگ تیز...
سمت ما ببین چه خوش رنگه میز...
توی این هوای وحشی بزار..
من بشم نقاش و تو رنگ بریز...
تتلو جنگ ستیز
همینجوریشزن زیبا بود در این زمونه بلا
خونه ای بی بلا هرگز نمونه ای خدا
زن گل ماتمه
خار و گل با همه
زن نا مهربون دشمن جونه
زن زیبا_ویگن
هوای توهمینجوریش
یه شهر باهام بده
تو سمت من باش
عذابم نده
بی تو کاش
این ساعت نره
که کل با تو
واسم کمه
میگذره ماه و سال همش درگیر کارو بارولی من به تو گیرم بیا
از همه سیرم بیا
بی تو میمیرم بیا پیشم
سوگند
به لطف مُهر افسر امنیتمیگذره ماه و سال همش درگیر کارو بار
نمیدونم پس کی وقت زندگیه ماست
غرق میشه دونه دونه آرزو هام زیر آب
برش دار ببینم چیه پشت این نقاب
نقاب- یاسینی

تنگ شده دلم گم میشم هر شب تو خیابونا
حال من گریست پشت فرمونو یادت یه درده
تو بی خبر بری سفر بی تو پاییز با مهر و آبانش
بی تو این شهر با بام تهرانش با دلم چه کرده
قلب منی قلب منی تو کی میخوای درد کنی
به سمت این دیوونه کاش یه شب عقب گرد کنی
یک شهرو من یکی یکی واسطه میکنم بیا
ببین سر تو با خودم دارم چه میکنم بیا
،،،،،،،،
ایوان بند ، بام تهران
میگفتی ماه منیاشوبم ، ارامشم تویی
به هر ترانه ای سر میکشم تویی
سحر اضافه کن به فهم اسمانم...
چارتار
ای شمع روشن دور خود پروانه میخواهیمیگفتی ماه منی
الان ماه هاست ندارمت
میگفتی مال منی
بین اینهمه ستاره من ندارمت
ماه منی^سارن
یجوری میرم بمونی با خیالم زندگی کنیای شمع روشن دور خود پروانه میخواهی
در سرزمین عاقلان دیوانه میخواهی
هنگام شادی دور من خط میکشی اما
روز برای گریه ات یک شانه میخواهی یک شانه میخواهی
آه ای غم دوران من
آتش زدی برجان من
خاکسترم را باد برد
آه ای همیشه دورتر
از هر کسی مغرور تر
باید تورا از یاد برد
.....
من آشنا تر باتوام بیگانه میخواهی
در چارستون پیکرم ویرانه میخواهی
مردانه پای عشق تو ماندم تمام عمر را
از من ولیکن گریه ای مردانه میخواهی مردانه میخواهی
......
بیگانه ، سینا سرلک
مامان نگاه کن من ویجوری میرم بمونی با خیالم زندگی کنی
یجوری میرم بجای هردوتامون عاشقی کنی
شناختم تو رو بگو از این به بعد چی داری رو کنی
یجوری میرم دوباره دیدنمو ارزو کنی
انصاف نیست چجوری با دلم خدافظی کنم
فرصتی نموند نشد دوباره تو چشات نگاه کنم
یجوری میرم_سارن
دل هیچ کسی برای باغ ما هرگز نمی سوزه گلمبزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
خواننده:حبیب شاعر:وحشی بافقی
