دوسِت دارمای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر از این ره پرخون
خورشیدی خجسته رسید
دوسِت دارم
منه بیچاره
مگه دلم تو دنیا،جز تو کسیو داره

همون لحظه همون موقعهر جای این شهر رو که میگردم
این کوچه ها بوی تو رو میده
عاشق ترم وقتی که میبینم
خورشید رو موهای تو تابیده

لای،لالایی گلِ نی نیدلا غافل ز سبحانی چه حاصل
اسیر نفس شیطانی چه حاصل
نامجو![]()

منمو یه آسمون صافیک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم، با خاک در آمیزم
و گر نه من همان خاکم که هستم
نامجو![]()

همه شهر بشورید چو آوازه در افتاد که دیوانه دگربار ز زنجیر رهیده ست
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباستتا بهار آرزو آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

وقتی که ظلمت میکشه رو صورت خورشید نقاب /پلکاتو روی هم بذاردنیای من آروم بخواب /فردا اگه مال تو بودخورشیدکم آزاد بتاب /شب میگذره غمگین نباش دنیای من آروم بخوابتوی جنگ ، له زیر چرخ تانک ها / در زمان صلح غرقِ قرضِ بانک ها
پول خردی در قعرِ جیب ها / یک چک مچاله دست نا نجیب ها
سود کار و بار و نبض کارخانه ام / حاشیه ترین محله آشیانه ام
پنج صبح روی دار کُرد می شوم / با بلوچ و لر شکنجه خرد می شوم
تَرکِ تُرکِ تارِک از زبان مادری / یک ارومیه نمک به زخم آذری
خون و رگ زیر پوست سپید تو / گورِ جدِ وعده ها وعید تو
[شاهین نجفی/proletariat]
از ثمین و بهین بلوریباران تویی به خاک من بزن/ بازا ببین که بی مه تو من هوای پر زدن ندارموقتی که ظلمت میکشه رو صورت خورشید نقاب /پلکاتو روی هم بذاردنیای من آروم بخواب /فردا اگه مال تو بودخورشیدکم آزاد بتاب /شب میگذره غمگین نباش دنیای من آروم بخواب![]()
از ثمین و بهین بلوری
مرهم جان من توییمیگی میرم تو که میدونی سیرم
ازاین حرفا که بم میزنی دلگیرم منم میرم
ستین
یه نگاه اینجوری قلب منو کندمرهم جان من تویی
جان جهان من تویی
"محسن ابراهیم زاده"
دل توبه کردیم شکستییی دل با چه رویی عاشق هستی تو امید هر که بستی رفت و آخرش شدی تنها ، رضا بهرامیه نگاه اینجوری قلب منو کند
یه نگاه با یه کم چاشنی لبخند
