من که واسه کنارت بودن رو همه چشمایه خیسمو بستم
رفتو تنها شدم تو شبا با خودم دلهره دارمو از خودم بیخودم
اونکه دیر اومدو زود به قلبم نشست رفتو با رفتنش قلبه من رو شکست
شبیه تو پرنده ای
که میرود به سمت خورشید
شبیه من ترانه ای
میان شعله های تردید
نشسته ام به انزوا
به رنگ و بوی بی پناهی
به خلوتم نمیرسد
حضورِ روشن پگاهی
چارتار