• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سوال داغ (صندلی داغ) رندوم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع fatool
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

تغییر رویه تاپیک

  • به شیوه ۱

    رای‌ها: 25 64.1%
  • به شیوه ۲

    رای‌ها: 6 15.4%
  • تغییر رویه ندیم!

    رای‌ها: 8 20.5%

  • رای‌دهندگان
    39
آره :|
انصافا یه سوال محتوا دار بپرس :|

سبک مورد علاقه ی موسیقی با ذکر دلیل
چشمممم خواستم بیینم کی خونده ازش یه چند تا سوال بپرسم

بیشتر از همه پاپ کلاسیک : چون یه سبکی بینابینه هم کلاسیکه یه جورایی هم پاپ متناسب گروه های سنی مختلفم هست و خواننده هایی هم که توی این سبک میخونن به نظرم خوب میخونن و دیگه حوصله سر بر یا جلف هم نیست

احساس خوشبختی میکنی ؟! :)) چرا ؟
 
چشمممم خواستم بیینم کی خونده ازش یه چند تا سوال بپرسم

بیشتر از همه پاپ کلاسیک : چون یه سبکی بینابینه هم کلاسیکه یه جورایی هم پاپ متناسب گروه های سنی مختلفم هست و خواننده هایی هم که توی این سبک میخونن به نظرم خوب میخونن و دیگه حوصله سر بر یا جلف هم نیست

احساس خوشبختی میکنی ؟! :)) چرا ؟
بعله
نمیدونم چرا همینجوری کلا خوش میگذره بهم:))
غرق شدن تو دریا یا مردن از تشنگی؟
 
چند لحظه مرور زندگی
احساس ناامیدی
و یک خواب عمیق
بعدشم الله اعلم
.
بدترین سوتی جلو پدرمادرت(با جزییات)
از همون بچگی هم از بس کنجکاو بودم یه دفعه رفتم تو اتاق بابام درشو بستم رفتم سر کتابخونش یه دانشنامه بدن داشت برداشتمش دیگه با بیشتر جاها آشنا بودم جز ..‌.. رفتم سراغ همون :)) شروع کردم با دقت خوندن حالا بدبختی عکسم داشت بزرگگگ یه دفعه بابام اومد داخل اتاق !! منم به صورت خیلیییییی ضایع با دستای لرزون کتابو بستم بعدشم مثلا میخواستم خیط نشم کتابو گذاشتم سر جاش اون بغل مغلا یه ناخن گیر پیدا کردم بر داشتم گفتم اه من من داشتم ناخنامو میگرفتم :oops::oops:
بابام خودش هم دیگه میدونست دخترش چقد کنجکاوه خندش گرفت
:))

بد ترین سوتی که جلو فامیل دادی ؟! با جزئیات
 
از همون بچگی هم از بس کنجکاو بودم یه دفعه رفتم تو اتاق بابام درشو بستم رفتم سر کتابخونش یه دانشنامه بدن داشت برداشتمش دیگه با بیشتر جاها آشنا بودم جز ..‌.. رفتم سراغ همون :)) شروع کردم با دقت خوندن حالا بدبختی عکسم داشت بزرگگگ یه دفعه بابام اومد داخل اتاق !! منم به صورت خیلیییییی ضایع با دستای لرزون کتابو بستم بعدشم مثلا میخواستم خیط نشم کتابو گذاشتم سر جاش اون بغل مغلا یه ناخن گیر پیدا کردم بر داشتم گفتم اه من من داشتم ناخنامو میگرفتم :oops::oops:
بابام خودش هم دیگه میدونست دخترش چقد کنجکاوه خندش گرفت
:))

بد ترین سوتی که جلو فامیل دادی ؟! با جزئیات
من جلوی هرکی سوتی بدم جلوی فامیل و خانواده سوتی نمیدم
بدترینش این بود یه اهنگ از تیک تاک گوش میکردم(با هندزفری چشمام بسته بودم سرمم تکون میدادم ) بعد
همزمان باهاش میخوندم یه چندتا کلمه نامناسبم داشت که من بیان کردم یهو دیدم همهمه دورم قطع شد
چشمامو باز کردم
دیدم همه زل زدن به من
منم اروم پا شدم رفتم تو اتاق همین



بدترین تصمیم زندگیت
 
من جلوی هرکی سوتی بدم جلوی فامیل و خانواده سوتی نمیدم
بدترینش این بود یه اهنگ از تیک تاک گوش میکردم(با هندزفری چشمام بسته بودم سرمم تکون میدادم ) بعد
همزمان باهاش میخوندم یه چندتا کلمه نامناسبم داشت که من بیان کردم یهو دیدم همهمه دورم قطع شد
چشمامو باز کردم
دیدم همه زل زدن به من
منم اروم پا شدم رفتم تو اتاق همین



بدترین تصمیم زندگیت
این که با صداقت همه چی رو براش گفتم

بهترین میوه ای که خوردی ؟
 
خیلی استرسی و مضطربم
کارامو عقب میندازم همیشه
زیادی محافظ کارم
بعضی وقتام تو رودرواسی میمونم نمیتونم بگم نه


یه رشته ی بد تو یه دانشگاه خوب یا یه رشته ی خوب تو یه دانشگاه بد؟
 
خیلی استرسی و مضطربم
کارامو عقب میندازم همیشه
زیادی محافظ کارم
بعضی وقتام تو رودرواسی میمونم نمیتونم بگم نه


یه رشته ی بد تو یه دانشگاه خوب یا یه رشته ی خوب تو یه دانشگاه بد؟
یادمه یه تاپیک بود در این باره یکی از کاربرا میگفت رشته بد نداریم همه رشته ها خوبن
اما باید بگم هیچکدوم رشته ای که دوس دارم تو یه دانشگاه خوب
:دی


یکی از کارایی که اطرافیانت انجامش میدن حرص میخوری چیه؟؟
 
یادمه یه تاپیک بود در این باره یکی از کاربرا میگفت رشته بد نداریم همه رشته ها خوبن
اما باید بگم هیچکدوم رشته ای که دوس دارم تو یه دانشگاه خوب
:D


یکی از کارایی که اطرافیانت انجامش میدن حرص میخوری چیه؟؟
هی سعی میکنن افکار و اعتقادات خودشونو تحمیل کنن

یکی از کارهایی که خودت انجام میدی و بخاطرش حرص میخوری؟
 
هی سعی میکنن افکار و اعتقادات خودشونو تحمیل کنن

یکی از کارهایی که خودت انجام میدی و بخاطرش حرص میخوری؟
زیاد حرف میزنم :))
یه عادتمم هست یه کاری که بلد نیستمو انجام میدم بعد گند میزنم بهش بعد میشینم حرص میخورم
ولی باز دفعه بعد تکرارش میکنم


وقتی بیکار میشید چیکار میکنید
 
×اینترنت
×آهنگ
×بیرون
×فیلم
×چرم
×کتاب


شخص تعیین کننده تو زندگیت داشتی؟
به خاطر اون از یه چیزی خوشت بیاد
خیلی بخوای شبیه اون باشی
 
×اینترنت
×آهنگ
×بیرون
×فیلم
×چرم
×کتاب


شخص تعیین کننده تو زندگیت داشتی؟
به خاطر اون از یه چیزی خوشت بیاد
خیلی بخوای شبیه اون باشی
آره داشتم

دوست داری با کی سفر بری ؟
 
×اینترنت
×آهنگ
×بیرون
×فیلم
×چرم
×کتاب


شخص تعیین کننده تو زندگیت داشتی؟
به خاطر اون از یه چیزی خوشت بیاد
خیلی بخوای شبیه اون باشی

نه اینکه بخوام شبیهش بشم
ولی بوودن کسایی که دوست داشتم کارایی رو انجام بدم که خوشحال باشن حتی اگه اون کارو دوست نداشته باشم


دوست دارید چه کاری رو امتحان کنید که تا الان امتحانش نکردید یا ازش ترسیدید
 
از بالای کوه بپرم پایین با چتر
اگه میتونستین خودتونو جای شخصیت که کتاب بزارین کی می شدین؟
 
مدتی پیش یه سوالی طرح شد من کلا نفهمیدم جوابی براش نداشتم : به نظر شما تهیت به دیوارها هویت میبخشه یا دیوار هان که به تهیت هویت میدن؟؟؟؟؟:/
والا اگه دیوار رو مجاز بگیریم از "هستی"، سوال فلسفی و بنیادی جالبیه :/
و در اینصورت مثل خیلی سوالات دیگه، یه جواب قطعی و یگانه و مشخص نداره.
مثلا میتونیم مثل تائوئیست ها معتقد باشیم عدمه که در واقع منشا اغازین و هویت دهنده به چیزهاست.
مثل هگل بگیم هستی و نیستی مطلق وجود نداره بلکه ترکیب این دو مفهومه که وجود واقعی داره(مثل سیاه و سفید که دو سر طیف های رنگین). اینطوری که بگیم ابتدا یک "تز" یعنی هستی داریم. اما "هستی" مطلق در واقع نه "صندلی"یه، نه "میز" و نه هیچ چیز متعین دیگه ای. بنابراین خود مفهوم هستی مطلق، متناقضه و آنتی تز نیستی رو تولید میکنه(چون "هستی مطلق" هیچ چیز خاصی "نیست") و ترکیب تز و انتی تز، سنتز "شدن"(تغییر) رو ایجاد میکنه که به معنای امور انضمامی و متعین مختلف در جهانه(که به اعتقاد هگل، جزئی از تغییر و تکامل "روح جمعی" هستن)
این برداشت من بود از سوال هرچند که ممکنه کلا بی ربط و ناشی از نعشگی باشه :///// :))


انیمه مورد علاقه؟ :/
 
والا اگه دیوار رو مجاز بگیریم از "هستی"، سوال فلسفی و بنیادی جالبیه :/
و در اینصورت مثل خیلی سوالات دیگه، یه جواب قطعی و یگانه و مشخص نداره.
مثلا میتونیم مثل تائوئیست ها معتقد باشیم عدمه که در واقع منشا اغازین و هویت دهنده به چیزهاست.
مثل هگل بگیم هستی و نیستی مطلق وجود نداره بلکه ترکیب این دو مفهومه که وجود واقعی داره(مثل سیاه و سفید که دو سر طیف های رنگین). اینطوری که بگیم ابتدا یک "تز" یعنی هستی داریم. اما "هستی" مطلق در واقع نه "صندلی"یه، نه "میز" و نه هیچ چیز متعین دیگه ای. بنابراین خود مفهوم هستی مطلق، متناقضه و آنتی تز نیستی رو تولید میکنه(چون "هستی مطلق" هیچ چیز خاصی "نیست") و ترکیب تز و انتی تز، سنتز "شدن"(تغییر) رو ایجاد میکنه که به معنای امور انضمامی و متعین مختلف در جهانه(که به اعتقاد هگل، جزئی از تغییر و تکامل "روح جمعی" هستن)
این برداشت من بود از سوال هرچند که ممکنه کلا بی ربط و ناشی از نعشگی باشه :///// :))


انیمه مورد علاقه؟ :/
از همشون متنفرم


بچه بودی از کدوم شخصیت کارتونی میترسیدی
 
هیچ شخصیتی:(
خیلی کارتون نگاه نمی کردم

همین سوال؟
اولش شرک !!! البته اونم جریان داره به صورت ناخداگاه اومد تو خوابم با این وجود که حتی ندید بودمش !!!

تا حالا خواب یه بازیگرو دیدی ؟! کی بود ؟
 
Back
بالا