نهم به دهم
امتحان تیر ۱۴۰۲ برگزار شد
هوش و استعدادش دوتا سوال پارکینگ گوه داشت
علومش در مورد این بود اگه اهن بزاریم رو لثه قورباغه چی میشه
لعنت به طراحاش
سال اول کرونا 99-1400
قرار نبود اصلا شرکت کنم
حتی نقل هست بابام گفته بود بزار بخوابه بیدارش نکن
البته مصاحبه نمونه رو خوب داده بودم امتیازم هم بالا بود
به حالت به کتفم طور نشستم سر جلسه و الان اینجام.
سال 1402
اولین سالی بود که خیلی آزمونش با سال های پیشش فرق داشت، مثلا من ازمون های سال قبل رو حتی 100 درصد هم میزدم ولی مال خودمون به نسبت سال های قبلش غافلگیر کننده و سختتر بود
البته سال بعد از ما باز سخت تر از ما بود ولی لااقل واسشون غیر منتظره نبود
ششم به هفتم سال ۹۹، تو شهر ما یه معلمی بود بنام خانم روز خوش که معتقد بود هیچکسی نمیتونه تیزهوشان قبول بشه ولی سالانه ۴۰ نفر قبولی میداد، از طرفی مدرسه ما معلمی بود بنام خانم آلیان، که معتقد بود همه تیزهوشان قبول میشن ولی سالانه ۲-۳ نفر بیشتر قبولی نمیداد. من تو گروه خانم آلیان بودم. من و آراد و فرساد و آریاراد قبول شدیم اون سال(و تقریبا رکورد زدیم😅).من حدود ۸ تا کتاب تست زدم(از جمله مهر و ماه) ولی هیچوقت کلاس خصوصی نرفتم چون واقعا لزومی نداشت، نقطه ضعف اصلی من سوالات ریاضی بود، چون اصلا قابل درک نبودن، ولی سوالات استدلال و آینه و هوش و اینا برام ساده بود. وقتی آزمون رو دادم به طرز عجیبی سوالات ریاضی برام آسون بود و احتمالا معجزه ای چیزی شده بود و گرنه من اصلا اونا رو قرار نبود جواب بدم. امتحان اول رو ۱۵ دقیقه زودتر تموم کردم و امتحان دوم رو ۵ دقیقه زودتر. آخر سر هم قبول شدم. البته چه فایده بعد چندین سال درس خوندن اینجا تنها چیزی که بهم رسید معلم های پولکی و یه سری دانشآموز که معلوم بود با پارتی اومدن و یه عده دانشآموز دیگه که قد ۱۲۰ وزن ۲۰۰ هستن و از زندگی هیچی نمیفهمن.
بعد قبولی هم اتفاقات عجیبی افتاد، مثلا ما رفتیم مدرسه دیدیم یکی دم در داره داد و بیداد میکنه که پسر من ۱۰۰ درصد زده ولی قبول نشده.
یه طور کلی من قرار نبود قبول بشم ولی دو هفته قبل امتحان که کتاب مهر و ماهو خریدیم همه چیز عوض شد.
چقدر من پیرم نسبت به بقیه 😂😂
آزمون دومرحلهای پنجم دبستان به اول راهنمایی (ششم الان) سال ۱۳۸۷
یادمه سوالاش هم خیلی عجیب بود از ابوبکر شبلی سوال داده بود تا این که اگه یه مکعب سه در سه داشته باشیم یه سری خونههاش رو حذف کنیم حجمش چقدر میشه.
اون دوران سوالای آزمون رو هم جمع میکردن بعد معلمای کلاس تیزهوشان فرداش میومدن میگفتن هر چی سوال یادتون میاد روی کاغذ بنویسین. یا هر کسی رو مامور میکردن یه سوال رو حفظ کنه مثلا تو سوال یک رو حفظ کن تو سوال دو رو حفظ کن و...
ششم به هفتم سال ۴۰۲. پنجم که بودم خیلی همکلاسیام پز میدادن که من روزی انقد تست میزنم و من روزی اونقد تست میزنم
ما هم کنجکاو شدیم رفتیم کمپلکس رو گرفتیم. دیدیم کی حوصله داره اینو بزنه. ولش کردم تا عید ۴۰۲ که میشد آخرای ششم. مدرسه کلی فشار میاورد که هر کی ننویسه سر کلاس راش نمیدیم. منم به زور مدرسه مجبور بودم میزدم دیگه. همه سال قبل کتاب رو زده بودن من تازه داشتم شروع میکردم. خلاصه با کلی دهن سرویسی تونستم بخش اولش گه فک کنم تصویری بود رو تا خرداد بزنم. امتحانا وسطای خرداد بود که وقتی تموم شد، دیگه کلا گفتم ولش. نمیشه تو دو هفته یه کمپلکسو جمع کرد. رفتم ۵ تا کتاب سرعت و دقت گرفتم و همشونو به صورت رگباری تا ۳۱ خرداد حل کردم. ۱ تیر که نشستم سر جلسه، دفترچه اول انقد سخت بود که تا نیم ساعت اول دیگه فاتحشو خوندم و گفتم دیگه نمیشه. دفترچه دومو که دادن یهو حس کردم "فرانسه برگشت!" همشو کامل زدم و حتی ۵ دقیقه هم اضاف اوردم. کلا هم از مدرسه ۱۰۰ نفری، ۵ نفر قبول شدیم🤣