همیشه بهم میگفتی تو بچهای،
منم دلم میشکست و میگفتم نه، نیستم.
حالا که دارم فکر میکنم حق با تو بود؛
من خیلی بچه بودم، مثل بچهها واسه کوچیک ترین چیزا ذوق میکردم.
مثل بچه ها دروغ بلد نبودم.
مثل بچهها دلم پاک بود و وقتی میگفتم دوست دارم واقعاً دوست داشتم.
مثل بچه ها دلم میشکست و مثل بچهها دو دقیقه بعد میبخشیدمت و فرداش همه چیو یادم می رفت.
راست میگی، من خیلی بچه بودم.
اما تو خیلی بزرگ بودی.
دوست داشتنت، حرفایی که میزدی، رفتارات و خیلی چیزای دیگت مثل آدم بزرگا دروغ بود.
تو خیلی بزرگ بودی،
خیلی خیلی بزرگ.
قشاع - نیلوفر قائمی فر