• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Samandoon :D
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در پیش خود آن نامه چو بلکامه نهم
پروین ز سرشک دیده بر جامه نهم
بر پاسخ تو چو دست بر خامه نهم
خواهم که: دل اندر شکن نامه نهم

(رودکی)
 
دستی درون سینهٔ من می ریخت
سرب سکوت و دانهٔ خاموشی
من خسته زین کشاکش درد آلود
رفتم به سوی شهر فراموشی ...

(فروغ فرخزاد)
 
آمد
آمد اما در نگاهش آن نوازش‌ها نبود
چشم خواب‌آلوده‌اش را مستی رؤیا نبود
نقش عشق و آرزو از چهرهٔ دل شسته بود
عکس شیدایی در آن آیینهٔ سیما نبود
لب همان لب بود، اما بوسه‌اش گرمی نداشت
دل همان دل بود، اما مست و بی‌پروا نبود

گل های رنگ شماره ٢٢۴ - تا بهار دلنشین
 
قدم می‌زنم
از پیاده‌رویی به پیاده‌رو دیگر
زندگی‌ام را می‌گذرانم
بر مدار رویاها...🙃💔

عدنان الصائغ
ترجمه: سعید هلیچی
 
این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود

باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم ،
یک عمر در این سینه غمش رازِ مگو بود !

من روی خوش زندگی ام را که ندیدم
هر روز دعا کرده ام ای کاش دو رو بود

عمر ِکم و بی همدم و غرقِ غم و بی تو
چاقویِ نداری، همه دم زیر گلو بود

من زیر سرم سنگ لحد بود و دلم خوش ،
او زیر سرش نرم شبیه پر قو بود ...
 
Back
بالا