• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

همه مشکلات از اونجایی شروع شد که...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Nemesys
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

Nemesys

کاربر انجمن خاک‌خورده
ارسال‌ها
688
امتیاز
9,187
نام مرکز سمپاد
Sh.HiddenHand
شهر
MD
سال فارغ التحصیلی
95
مدال المپیاد
ادبیات و شیمی
اینجا میخوایم درباره این حرف بزنیم که کجای کار رو اشتباه رفتیم که به اینجا رسیدیم. بیاید قبول کنیم که حال ما خوب نیست. حال جامعه ما خوب نیست. اگه میخواین در مخالفت با این جمله یه جامعه بدتر رو مثال بزنین و بگین خداروشکر که مثل اونها نیستیم، زندگی اونها به خودشون مربوطه و ما برای رسیدن به اینجا مطمئنا اینهمه تلاش نکردیم. ما از دنیا خیلی بیشتر میخواستیم که بلند شدیم، دکمه ریست رو زدیم و گفتیم "از اول...". ما حق داریم که از دنیا یه چیز بهتر بخوایم و اگه این حق رو از خودمون سلب کنیم دیگه دلیلی برای ادامه وجود نداره.
هدف این تاپیک بیان مشکلات، ریشه یابی و همکاری برای حل اون هست. لطفا مسئولیت رو روی دوش دیگری نندازید. اینجا میخوایم از مشکلات و اشتباهات خودمون بگیم که ما رو به اینجا کشوند. اینجا دنبال یه پرش بلند مثل انقلاب نیستیم چون خودمون از پیامدهاش خبر داریم. ولی هیچ چیزی نیست که قابل اصلاح نباشه. اینجا میخوایم قدمهای کوتاه برداریم تا آروم آروم به اونجایی که باید حداقل نزدیک شیم.
شاید بگید که ما اعضای محدود یه فروم دارای مخاطبان خاص چیکار میتونیم بکنیم ولی این رو درنظر بگیرین که همین اعضا فردا بخشی از جامعه رو میسازن و با توجه به پتانسیل های این گروه به عنوان استعدادهای درخشان این تاثیر میتونه خیلی بزرگ باشه.
 
آخرین ویرایش:
همه چیز از اونجایی شروع شد که آدمها برای انجام کاری که وظیفه شون بود سر هم منت گذاشتند...
دیدید بعضی وقتا مثلا کارمند بانک بخاطر انجام یه کار ساده بانکی براتون ناز میکنه؟ یا منشی یه دفتر برای دادن یه قرار ملاقات کلی بهتون گلایه میکنه که خسته م و حال ندارم و الآن وقتشو ندارم؟ یا مثلا تعمیرکار برای انجام کارش چقدر خودشو میگیره؟
مگه اونها برای انجام این کار استخدام نشدن؟ مگه بخاطرش پول نگرفتن؟ پس چرا اینجوریه؟ چرا ما از این که اونها کارمون رو انجام دادند اینقدر خوشحال میشیم؟ مگه انتظار دیگه ای داشتیم؟
خب چجوری میشه ما به حقمون به عنوان خریدار/گیرنده خدمات برسیم؟
 
همه چیز از اونجا شروع شد که محدود کردن شد راه ما واس حل کردن...
پنهان کردن شد عفت..
حرف مردم شد ابرو..
قضاوت شد کار مردم..
همه چیز از اونجا شروع شد که یادمون رفت اول باید انسان باشیم بعد هر چی..
 
همه چیز از رواج دگماتیسم در عقاید مختلف شروع شد.وقتی این طبع رایج شد،تونست تکیه گاه مناسبی باشه برای یکی از خطرناکترین و مزخرفترین ایدئولوژی های دنیا که هنوزم داریم ازش کلی ضربه میخوریم و از کشوری نزدیک اونو به ارث بردیم...
 
آخرین ویرایش:
همه چیز از انجایی شروع شد که عده ای برای پول داخل جیبشان دست به هر کاری زدند

همه چیز از انجا شروع شد که دیگران از ترس جانشان سکوت کردند

همه چیز از انجایی شرو شد که اصل ها فرع شدند و فرع ها اصل
 
همه چیز از اونجایی شروع شد که وقتی کسی حرف درستی میزد سرکوب میشد.
از اونجایی که ظاهر الویت پیدا کرد به محتوا و ریا زیاد شد.
از اونجایی که ترس باعث شد که سکوت کنیم و تایید های الکی.
از اونجایی که خیلی ها آگاه نیستن به حقوق و وظیفه ی جایگاهی که دارن.
 
خب قرار نبود مثل چندتا بچه غرغرو فقط اینجا مشکل مطرح کنیم. قرار شد راه حل بدیم که از خودمون شروع کنیم و وضعیت رو بهتر کنیم.
 
مشکل از اونجایی شرو شد که قرار گذاشتیم خودمونو بر جامعه نرجیح بدیم
به سود خودمون کار کنیم وگور بابای جامعه
شایدم از اونجا که راه سعادت مشخص شده رو بهش شک کردیم
حاضر نشدیم سختیشو به جان بخریم
برگشتم سر خط اول چه جالب
باید از خودمون بگذریم تا جامعمون اباد شه
 
مشکلات از اونجایی شروع شد که واقعیت را به رویاهای شیرین و عقاید دلگرم کننده بخشیدیم
از آنجا دیگر اشتباهات خود را قبول نکردیم و صرفا خود را تسکین دادیم. به جای راه حل های واقعی با افکار سوپر من وارانه دست به نابودی کشور زدیم
راه حل؟ یک مقدار منطق به خودمان تزریق کنیم, اشتباهات و ضعف ها را بپذیریم, عقاید ایده آل گرای غیر ممکن را به دور بریزیم, فکر کنیم و اقدام کنیم.
 
Back
بالا