• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جشن تولدهای من

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Nemesys
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تولد پنج سالگیم که تو مهد کودک بود و آخرش با دعوا تموم شد
تولد نه سالگیم که تو خونه بود و کل هم بازیامو دعوت کرده بودم ... با ارزش ترین چیزی هم که هدیه گرفتم یه پنج تومنی بود
از 11 سالگیم به بعد پدر و مادر فقط یه ده تومنی دکوری میدن ... هئی
 
یادم نمیاد دقیقا کدوم تولدم بود، ولی قبل تولدم به طرز عجیبی کادومو پیدا کردم(تو کمد اتاق پدرمادرم) و وقتی کادومو روز تولد بهم دادن الکی ادای آدمای سورپرایز شده رو درآوردم.
تولد ۵ سالگیم یادمه تو حیاط خونه پدربزرگم اینا بودم، بعد از جشن رفتم تو باغچهشون که یه درخت داشت. دیدم درختش صمغ داده (نمیدونم املاش درسته یا نه) منم خوردمش🥀 خیلی خوش مزه بود.
 
آخرین تولدم تو خوابگاه بود. بچه‌ها یه پودر برونی از پگاه خریده بودن، همونو پختن. شمع هم نداشتیم، روش یه تیکه عدد 2ی پلاستیکی که نمیدونم از کجا آورده بودن گذاشتن. من از حموم اومدم و برام تولدی ساده گرفتن.
2ی پلاستیکی رو آتیش زدن گذاشتن روی برونی،گفتن آرزو کن. گفتم آرزو می‌کنم فلانیا برن و مملکت آباد بشه.
برآورده شو دیگه، ای آرزو!
=((
 
تولد ک زیاد داشتم
ولی
من همیشه تولدم می افته توی میان ترم ۲
پارسالم تولدم افتاده بود توی روز امتحان دینی
بعد امتحان بچه ها برام کیک اوردن و چقدر برف شادی زدن:))
کادو هاشون رو هم هنوز دارم
درسته دیگه در ارتباط باهاشون نیستم
ولی
خوش گذشت خیلی
 
هرسال روزای منتهی به تولد من و مخصوصا خود روز تولد من نحسه، همه درگیر بگایی های واقعی می‌شن و معمولا تنهام توی روز تولدم، آخرین بار برمی‌گرده به وقتی که 15 یا 16 ساله بودم و دقیقا یک روز بعد تولدم یه جوری سوپرایزم کردن که دهنم سرویس شد :)) گفتن اگه قبلش یا همون روز کاری می‌کردیم می‌فهمیدی برای همین یه همچین حرکتی زدیم که نفهمی:)) ولی خب بیشترین خاطرات روز تولدم مربوط به قدم زدن، سیگار کشیدن و آهنگ گوش دادنه. مخصوصا آهنگ تولد خلسه.
 
Back
بالا