11300
مهمان
به نظر شما انسان اجازه داره به چیزی افتخار کنه؟ اگه داره به چه چیزایی


افتخار
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) فخر کردن . 2 - (اِمص .) نازش . ج . افتخارات .
افتخار
لغتنامه دهخدا
افتخار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نازیدن . (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بالیدن . فخر کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). || مآثر کهنه را شمار کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ستایشگری بخصال ونازیدن بحسب و نسب و جز آن از آنچه ...
افتخار
فرهنگ فارسی عمید
(اسم مصدر) [عربی] 'eftexār ۱. فخر کردن؛ نازیدن؛ سرافرازی.۲. (اسم) چیزی که مایه فخر کردن و نازیدن شود؛ مایۀ افتخار.
افتخار
واژگان مترادف و متضاد
سرافرازی، سربلندی، فخر، فخر کردن، مباهات، نازش، نازیدن
افتخار
فرهنگ نامها
(تلفظ: eftexār) (عربی) فخر، فخر کردن، نازش، نازیدن، سرافرازی.



