• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاوره انتخاب رشته دانشگاه -گروه ریاضی

مورد کارشناسی ارشد که کلا کن فیکونه چون برادرم رجایی خونده و ارشدشو امیر کبیر گرفته پس قبول نمی کنن اونو
رتبم 600 منطقه دو شده و خودم فکر می کنم شاید موقعیتای بهتری باشه با این رتبه ولی خب بازم احتمالا رجایی رو توی ده تای اول می زنم یه کم اجبار خانواده یه کم کلیشه ی بی سر و ته برای زن ها توی مهندسی کار نیست
اره میگم که یه چیزایی تو قانون میگن ولی خب در عمل متفاوته
حالا داداشت تعهد خدمت داره یا جزو کسایی بوده که فقط رجایی بوده؟
اگه تعهد خدمتی بوده که پس خانواده ت کامل در جریان همه شرایط فرهنگیان هستن، کاری از دستت برنمیاد

اره رتبه ت خوبه .. مبارکه. مصاحبه خوب بدی قبولم میشی فرهنگیان، برای همین جاش خطریه
 
اره میگم که یه چیزایی تو قانون میگن ولی خب در عمل متفاوته
حالا داداشت تعهد خدمت داره یا جزو کسایی بوده که فقط رجایی بوده؟
اگه تعهد خدمتی بوده که پس خانواده ت کامل در جریان همه شرایط فرهنگیان هستن، کاری از دستت برنمیاد

اره رتبه ت خوبه .. مبارکه. مصاحبه خوب بدی قبولم میشی فرهنگیان، برای همین جاش خطریه
تعهدی بوده

مرسی
آره واقعا نگران جاشم
 
مورد کارشناسی ارشد که کلا کن فیکونه چون برادرم رجایی خونده و ارشدشو امیر کبیر گرفته پس قبول نمی کنن اونو
رتبم 600 منطقه دو شده و خودم فکر می کنم شاید موقعیتای بهتری باشه با این رتبه ولی خب بازم احتمالا رجایی رو توی ده تای اول می زنم یه کم اجبار خانواده یه کم کلیشه ی بی سر و ته برای زن ها توی مهندسی کار نیست
نمیدونم این فکر شیطانی از کجا به نظرم رسید ولی اگه اصرار خانواده س خب سعی کن مصاحبه رو خراب کنی رد شی :)) :))
 
نمیدونم این فکر شیطانی از کجا به نظرم رسید ولی اگه اصرار خانواده س خب سعی کن مصاحبه رو خراب کنی رد شی :)) :))
راستش خودم دارم به این فکر می کنم
ولی می ترسم برم دانشگاه دیگه بعد که نتونستم برم سر کار پشیمون شم
 
راستش خودم دارم به این فکر می کنم
ولی می ترسم برم دانشگاه دیگه بعد که نتونستم برم سر کار پشیمون شم
در مورد کدوم مهندسی میترسی برات کار نباشه؟
هرچند که طبیعتاً دبیری شغل ثابت و حقوق و مزایا داره ولی در کل میخوام بدونم مگه چه رشتیه که انقدر فکر میکنی کار براش نباشه
 
در مورد مدیریت و اینا الان چندتا پیام دیدم. من یه تجربه محدودی دارم تو این زمینه شاید به درد کسی بخوره امسال و سالهای بعد، مینویسم دیگه.
من رشته اصلیم (major) مهندسی مکانیکه، ولی رشته کهاد (minor) مدیریت زدم و تو دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، 22 واحد پاس کردم (علاوه بر اون 144 واحد رشته اصلیم).
این 22 واحد، درسهای پایه‌ای بودن و فکر کنم مثلا بچه‌های خودشون سال اول و دوم و نهایتا سوم میخوندن اینارو و باهاشون همکلاس بودیم ما (یه جمعی از مکانیکیها میرفتیم اونجا در قالب همین کهاد). درسهایی که پاس کردیم، حسابداری و اقتصاد خرد و منابع انسانی و مدیریت مالی و مدیریت رفتار سازمانی و مدیریت استراتژیک و بازاریابی بود.
من فکر کنم دیگه دانشگاه تهران و دانشکده مدیریتش، بالاترین سطح رو دارن بین دانشکده‌های مدیریت کشور از نظر رتبه بچه‌ها. (شایدم اشتباه میکنم، ولی قطعا جزو دو سه تای اول دیگه هست). حالا تجربه من از سطح و کلاسها:
به نظرم واقعا نسبت به درسهای مهندسی، با اختلاف ساده‌تر بودن از نظر یادگیری و امتحان دادن. شما همونی که تو جزوه‌ست رو یاد بگیری، امتحانو خیلی خفن میشی. مهندسی اینطوریه که درسو میخونی و کتاب سورس هم ممکنه بخونی و 20 30 تا نمونه هم حل کنی، بری سر امتحان یه چیزی بده اصلا نتونی حلش کنی. ولی درسهای اینا رو من در طول ترم اکثرشون جذابیت داشت و گوش میدادم، تمرین هم یا نمیدادن یا چیزای خیلی ساده (نسبت به مهندسی)، بسته به سختی درس هم یکی دو روز برا امتحان پایانترمشون میخوندیم و فکر کنم معدلم بالای 19 شد تو این 22 واحد.
ولی نکته اینه که بچه‌های خودشون، شاید بگم 80 درصدشون نمیخوندن کلا. یه ده بیست درصدی بودن که میرفتن تست میزدن از مطالب و سوال حل میکردن، یه سریا ما کهادی‌ها بودیم که شب امتحان میخوندیم، اکثرا بچه‌های خودشون بودن که درس اصلیشون بود اینا، بعد طرف تو امتحان یک ساعت و نیمه که ما یک ساعته پا میشدیم، اینا میفتادن خیلیاشون.
در نتیجه اگر یه ذره تلاش کنه کسی اونجا، خیلی راحت میتونه با استادا کانکت شه، TA بشه، وارد شرکتاشون بشه یا توصیشون کنن استادا به شرکتهایی که کار میکنن توشون. این چیزا تو مهندسی خیلی سخت تره. انقدر آدم ریخته که نمرات بالا میگیرن و میخونن و علاوه بر درس اصلیشون، چندتا نرم افزار و برنامه نویسی و هوش مصنوعی و زبان هم فول ان. نهایتا میری تو آزمایشگاهشون کار میکنی و توصیه نامه میگیری برای اپلای کردن.
در مورد کار کردن هم، تو مهندسی بیشتر ورودی‌های ما و دو سه سال بالا و پایین رو میبینم، همه دنبال اپلای ان تقریبا. چون کار کردن تو یه شرکت و کارخونه‌ای چیزی به عنوان مهندس مکانیک مثلا، نهایتا 6 7 تومن بدن اوایلش اگه کارت خوب باشه و سربازی رفته باشی و کلی شرط دیگه. با این پول (و با توجه به تلاشی که کردی و پدرت در اومده تا به اینجا برسی)، واقعا سخته.
بازاریابی و مدیریت و این چیزا رو دقیق نمیدونم. میدونم خیلی از بچه‌هاشون کار میکنن و میرن شرکتهای مختلف از سال دوم سوم، یه کاریه که اینجوری نیست درس خونده باشی و بر فرض نمره خوبی گرفته باشی و در نتیجه بگی لزوما موفق میشم. تجربه میخواد، کلی استعداد و ویژگی لازم داره و از همه مهمتر هم کانکشن و شبکه‌ای هست که میسازن تو دانشکده و محیط کارشون. ولی به نظرم درآمدها و پوزیشن شغلی بیشتری دارن، تلاش خیلی کمتری میخواد نسبت به مهندسی (بچه‌هامون که خوابگاه‌هاشون توش دانشجوی مدیریت و تربیت بدنی و اینا داشتن، میگفتن اینا روزی یه ساعت هم نمیخونن!) ولی خب باید دوست هم داشته باشید و فضای کاری رشته رو ببینید چطوریه.
این تجربه من حتما ناقصه و کامل نیست. ولی امیدوارم بتونه یه خرده کمک کنه.
 
در مورد کدوم مهندسی میترسی برات کار نباشه؟
هرچند که طبیعتاً دبیری شغل ثابت و حقوق و مزایا داره ولی در کل میخوام بدونم مگه چه رشتیه که انقدر فکر میکنی کار براش نباشه
کامپیوتر
و شاید صنایع
 
کامپیوتر
و شاید صنایع
حداقل در مورد کامپیوترش بهتر میتونم کمکت کنم ببین مسئله ی کار نیست با مسئله ی من این کارو نمیکنم تفاوت زیادی داره مسئله ی کار نیست با مسئله ی من تک بعدی بار اومدم و توانایی کار ندارم بازم فرق میکنه حالا تفاوت هاش تو چیه؟ اولی تو اینه که بله خیلیم کار هست ولی من بچه های دانشگاهای خوب رو زیاد دیدم که حاضر نیستن از شرکت های کوچیک تر و کارای حوصله سر بر تر شروع کنن تا جلو برن و فقط شرکتای تاپ رو میخوان و بعد میگن کار نیست
در مورد مدل دوم اینا دانشجوهایی هستن که فقط سرشون تو جزوه بوده و همون کدی که استاد خواسته رو زدن و ذره ای تلاش بیشتر نکردن پروژه خودشون بر نداشتن و بعد درسشون تموم میشه میبنن هیچی بلد نیستن انقدر شب امتحانی و یک بعدی و فقط برای دانشگاه درس خوندن و بلد نیستن و با مدرک حالا پر ادعا هم هستن و میگن کار نیست! من حتی بچه های کامپیوتری رو اکثرا دیدم از سال سوم میوفتن تو خط پروژه های فریلنسری و کارای کوچیک و شروع میکنن به کار
سایت کوئرا یه سایت کد زدنه یه بخش استخدام و اینا داره برو ببین چقدر شرکت هستن که درخواست دادن واسه نیروی کار حتی برو حقوق ایناشو ببین !! یادمه حتی یه زمانی دیجی کالا واسه یه زبون برنامه نویسی دنبال آدم میگشت ۵ ماه نتونست پیدا کنه کسایی بودن که بلد باشن کسایی نبودن که با کیفیت باشن آخرشم جایزه گذاشت یک میلیون تومن یک نفرو پیدا کرد ( یعنی تو بازارای اینجوری خیلی به توانایی خودت وابسته ای )
مشکل بازار کاری مثه کامپیوتر اینه که هر چقدر زحمت بکشی در میاری و رقابت توش هست اماااا بازار اشباعی نداره که بگی کار براش نیست اتفاقا کامپیوتر رو من از اون رشته هایی دیدم که خیلی بین زن و مرد تفاوت نمیذارن تو استخدامیا
× حالا بی تعارف اگه باشیم برای دبیری تو بالاخره یه مدرسه ای پیدا میکنی که بری تدریس کنی و کیفیت کارت محدودت نمیکنه از بابت درآمدت امااا اینم هست که سقف داره
× اینا رو باید در نظر بگیری که چقدر آدم رقابت طلبی هستی تو کامپیوتر یا چقدر دلت میخواد زحمت بکشی برای کارای اضافه بر دانشگاه محیط کار کدوم برات جذاب تره چون مثلا کامپیوتر کاریه که ۱۲ ساعت میشینی پای سیستمت ممکنه ۴ تا جمله بگی تو تمام مدت خیلی تفاوت داره با دبیری
× من پسر دایی ای دارم که با دکتری مربوط به عمران از دانشگاه تهران داره تدریس زبان برای بچه ها میکنه دختر خاله ای دارم که با کارشناسی معماری دانشگاه آزاد داره کار میکنه درآمدش فوق العاده بالاس این قضیه کار واقعاً به توانایی خودت ربط داره تو خیلی از رشته ها ولی تو کامپیوتر ۱۰۰ درصد توانایی هاتو خیلی باید آپدیت و تو سطح بالا نگه داری اینا رو حواست باشه
× من واقعاً شرمنده ام که میرم بالای منبر و انقدر طولانی میشه سخنرانی هام ((=
 
در نتیجه اگر یه ذره تلاش کنه کسی اونجا، خیلی راحت میتونه با استادا کانکت شه، TA بشه، وارد شرکتاشون بشه یا توصیشون کنن استادا به شرکتهایی که کار میکنن توشون. این چیزا تو مهندسی خیلی سخت تره. انقدر آدم ریخته که نمرات بالا میگیرن و میخونن و علاوه بر درس اصلیشون، چندتا نرم افزار و برنامه نویسی و هوش مصنوعی و زبان هم فول ان. نهایتا میری تو آزمایشگاهشون کار میکنی و توصیه نامه میگیری برای اپلای کردن.

در مورد کار کردن هم، تو مهندسی بیشتر ورودی‌های ما و دو سه سال بالا و پایین رو میبینم، همه دنبال اپلای ان تقریبا. چون کار کردن تو یه شرکت و کارخونه‌ای چیزی به عنوان مهندس مکانیک مثلا، نهایتا 6 7 تومن بدن اوایلش اگه کارت خوب باشه و سربازی رفته باشی و کلی شرط دیگه. با این پول (و با توجه به تلاشی که کردی و پدرت در اومده تا به اینجا برسی)، واقعا سخته.
خب یه چیزی بگم. من تجربی دادم امسال. تو منطقه یک شدم حدودا 4300-4400. من خیلی خیلی خونده بودم. استرس گرفتم سر جلسه و خب ، خراب شد. خیلی راحت:)
الان رفتم سایت کانون رو چک کردم دیدم با رتبه حدود رتبه من مدیریت تهران و بهشتی و علامه اینا قبول شدن. ایا واقعا با این رتبه میشه مثلا مدیریت تهران خوند؟:oops:
مورد بعد اینکه من چون علاقه ای به مریض و مطب و بیمارستان و این محیط ها ندارم میخواستم سال دیگه ریاضی بدم. هدفمم مهندسی کامپیوتر بود.با توجه به اینکه بازار کار خوبی هم داره و اینکه برای خودمم جالبه و خوشم میاد ازش. الان با این توصیفی که شما از شرایط مهندسی کردی و با توجه به اینکه برنامه نویسی اینا رو از بیرون هم میشه یاد گرفت و مشغول به کار شد، دودل شدم. ایا واقعا بازار کار مدیریت ها خوبه؟ من کار کردن توی شرکت ها و یا مثلا گروهی کار کردن روی یک پروژه یا راه انداختن تیم و استارت اپ خودم رو دوست دارم. الان با این وضع اگه پیشنهاد و نظری داری خیلی خیلی ممنون میشم بگی بهم.
 
حداقل در مورد کامپیوترش بهتر میتونم کمکت کنم ببین مسئله ی کار نیست با مسئله ی من این کارو نمیکنم تفاوت زیادی داره مسئله ی کار نیست با مسئله ی من تک بعدی بار اومدم و توانایی کار ندارم بازم فرق میکنه حالا تفاوت هاش تو چیه؟ اولی تو اینه که بله خیلیم کار هست ولی من بچه های دانشگاهای خوب رو زیاد دیدم که حاضر نیستن از شرکت های کوچیک تر و کارای حوصله سر بر تر شروع کنن تا جلو برن و فقط شرکتای تاپ رو میخوان و بعد میگن کار نیست
در مورد مدل دوم اینا دانشجوهایی هستن که فقط سرشون تو جزوه بوده و همون کدی که استاد خواسته رو زدن و ذره ای تلاش بیشتر نکردن پروژه خودشون بر نداشتن و بعد درسشون تموم میشه میبنن هیچی بلد نیستن انقدر شب امتحانی و یک بعدی و فقط برای دانشگاه درس خوندن و بلد نیستن و با مدرک حالا پر ادعا هم هستن و میگن کار نیست! من حتی بچه های کامپیوتری رو اکثرا دیدم از سال سوم میوفتن تو خط پروژه های فریلنسری و کارای کوچیک و شروع میکنن به کار
سایت کوئرا یه سایت کد زدنه یه بخش استخدام و اینا داره برو ببین چقدر شرکت هستن که درخواست دادن واسه نیروی کار حتی برو حقوق ایناشو ببین !! یادمه حتی یه زمانی دیجی کالا واسه یه زبون برنامه نویسی دنبال آدم میگشت ۵ ماه نتونست پیدا کنه کسایی بودن که بلد باشن کسایی نبودن که با کیفیت باشن آخرشم جایزه گذاشت یک میلیون تومن یک نفرو پیدا کرد ( یعنی تو بازارای اینجوری خیلی به توانایی خودت وابسته ای )
مشکل بازار کاری مثه کامپیوتر اینه که هر چقدر زحمت بکشی در میاری و رقابت توش هست اماااا بازار اشباعی نداره که بگی کار براش نیست اتفاقا کامپیوتر رو من از اون رشته هایی دیدم که خیلی بین زن و مرد تفاوت نمیذارن تو استخدامیا
× حالا بی تعارف اگه باشیم برای دبیری تو بالاخره یه مدرسه ای پیدا میکنی که بری تدریس کنی و کیفیت کارت محدودت نمیکنه از بابت درآمدت امااا اینم هست که سقف داره
× اینا رو باید در نظر بگیری که چقدر آدم رقابت طلبی هستی تو کامپیوتر یا چقدر دلت میخواد زحمت بکشی برای کارای اضافه بر دانشگاه محیط کار کدوم برات جذاب تره چون مثلا کامپیوتر کاریه که ۱۲ ساعت میشینی پای سیستمت ممکنه ۴ تا جمله بگی تو تمام مدت خیلی تفاوت داره با دبیری
× من پسر دایی ای دارم که با دکتری مربوط به عمران از دانشگاه تهران داره تدریس زبان برای بچه ها میکنه دختر خاله ای دارم که با کارشناسی معماری دانشگاه آزاد داره کار میکنه درآمدش فوق العاده بالاس این قضیه کار واقعاً به توانایی خودت ربط داره تو خیلی از رشته ها ولی تو کامپیوتر ۱۰۰ درصد توانایی هاتو خیلی باید آپدیت و تو سطح بالا نگه داری اینا رو حواست باشه
× من واقعاً شرمنده ام که میرم بالای منبر و انقدر طولانی میشه سخنرانی هام ((=
اول ممنون واسه مشاوره ی جامعت
دوم من واقعا به نظر خودم می تونم پشتکار خوبی داشته باشم به شرط اینکه رشتم مورد علاقم باشه
من از الان دنبال یادگرفتن کدنویسیم و به خودم قول دادم مهم نیست چه دانشگاهی چه رشته ای برم کد نویسی رو ادامه می دم
و جدی آدمی نیستم که حداقل توی مسائل کار یا درس زود جا بزنم یه جورایی یادگرفتم که جا نزنم شاید اجتماعی آره یه کم بلنگم و اینا ولی می تونم پشتکار خیلی خوبی داشته باشم
 
اول ممنون واسه مشاوره ی جامعت
دوم من واقعا به نظر خودم می تونم پشتکار خوبی داشته باشم به شرط اینکه رشتم مورد علاقم باشه
من از الان دنبال یادگرفتن کدنویسیم و به خودم قول دادم مهم نیست چه دانشگاهی چه رشته ای برم کد نویسی رو ادامه می دم
و جدی آدمی نیستم که حداقل توی مسائل کار یا درس زود جا بزنم یه جورایی یادگرفتم که جا نزنم شاید اجتماعی آره یه کم بلنگم و اینا ولی می تونم پشتکار خیلی خوبی داشته باشم
خواهش میکنم مرسی از تو که خوندی حتماً بیشتر براش تحقیق کن اینجا بچه های باتجربه تری هستن که برنامه نویسی بی دانشگاه یاد گرفتن بچه های ارشد کامپیوتر
حتماً بهتر از من میدونن
راستش اینم نتونستم بهت نگم ! تو هر شغلی طبیعتاً سختی های خودشو داره میدونم دم انتخاب رشته س و هیجان داری و با خودت میگی فلان کارو میکنم و فلان رو ادامه میدم کنارش و حداقلش اینه که مامان بابام خوشحال میشن و من از نظرشون بچه ی خوبشون خواهم بود ولی قبل اینا میخوام به اون روزی فکر کنی که کلاس درستو به سختی میری چون شاگردات اصلاً دوستت ندارن و باهات نمیسازن مدیر مدرسه هم انقدر نفهمه که حاضر نیست کلاستو عوض کنه و هر روز صبح به بدبختی حاضر میشی بری سر کلاس اگه یه درصد قراره اونجا به خودت بگی اگه به خاطر خوشحالی خونوادم این راهو نمی اومدم شادتر بودم اگه قراره ۴۰ سالت بشه و وقتی از زندگیت خسته شدی یهو برگردی به خونوادت بگی اگه میذاشتین دنبال علاقه ام میرفتم زندگیم این نبود این کارو با خودت و زندگی خودت و خونوادت نکن . ممکنه الان بگن خیرت رو میخوان ولی اگه ۱۰ سال بعد بفهمن این همه تورو مجبور کرده بودن چیزی بری که نمیخوای حتی اونام از خودشون متنفر میشن و این خیلی زجره!! برو دنبال علاقه ت براش چک و چونه بزن ولی برو سمت همون چون خونوادت به جات امتحان نمیدن ۴ سال اونا به جات نمیرن سر کار با ۳۰ تا موجود زبون نفهم سر و کله بزنن حتی اونا به جای تو گردن و چشمشون رو قرار نیست بذارن برای ۲۰ خط کد که باگشو پیدا کنن
×امیدوارم هر چی میری نهایت علاقه ی خالص خودت باشه موفق باشی
 
خواهش میکنم مرسی از تو که خوندی حتماً بیشتر براش تحقیق کن اینجا بچه های باتجربه تری هستن که برنامه نویسی بی دانشگاه یاد گرفتن بچه های ارشد کامپیوتر
حتماً بهتر از من میدونن
راستش اینم نتونستم بهت نگم ! تو هر شغلی طبیعتاً سختی های خودشو داره میدونم دم انتخاب رشته س و هیجان داری و با خودت میگی فلان کارو میکنم و فلان رو ادامه میدم کنارش و حداقلش اینه که مامان بابام خوشحال میشن و من از نظرشون بچه ی خوبشون خواهم بود ولی قبل اینا میخوام به اون روزی فکر کنی که کلاس درستو به سختی میری چون شاگردات اصلاً دوستت ندارن و باهات نمیسازن مدیر مدرسه هم انقدر نفهمه که حاضر نیست کلاستو عوض کنه و هر روز صبح به بدبختی حاضر میشی بری سر کلاس اگه یه درصد قراره اونجا به خودت بگی اگه به خاطر خوشحالی خونوادم این راهو نمی اومدم شادتر بودم اگه قراره ۴۰ سالت بشه و وقتی از زندگیت خسته شدی یهو برگردی به خونوادت بگی اگه میذاشتین دنبال علاقه ام میرفتم زندگیم این نبود این کارو با خودت و زندگی خودت و خونوادت نکن . ممکنه الان بگن خیرت رو میخوان ولی اگه ۱۰ سال بعد بفهمن این همه تورو مجبور کرده بودن چیزی بری که نمیخوای حتی اونام از خودشون متنفر میشن و این خیلی زجره!! برو دنبال علاقه ت براش چک و چونه بزن ولی برو سمت همون چون خونوادت به جات امتحان نمیدن ۴ سال اونا به جات نمیرن سر کار با ۳۰ تا موجود زبون نفهم سر و کله بزنن حتی اونا به جای تو گردن و چشمشون رو قرار نیست بذارن برای ۲۰ خط کد که باگشو پیدا کنن
×امیدوارم هر چی میری نهایت علاقه یه خالص خودت باشه موفق باشی
خیلی خوب گفتی.
من یه پرانتز که نظر شخصیمه باز کنم.
اگه کسی شک داره و قراره به حرف بقیه مسیرشو مشخص کنه اینکه حداقل ملاک های کار و مهاجرت و آپشنای بیشتر بعد کارشناسی و فلان و حتی، حتی خود جو و ترند روز رو ( ترندی که بین کنکوریای امسال یا دانشجو های حال حاضر هستش) در نظر بگیره خیلی معقول تر و بهتره، تا بخواد بر اساس حرفای خانواده - فرهنگ عمومی کشور - مذهب و یا مثلا افرادی مثل مدیر مدرسه که به احتمال ۹۰ درصد اوتن از ماجرا، آینده خودشو برنامه ریزی کنه.

خیلیا میگن علاقه حرف اولو میزنه ولی این قضیه پیشنیاز هایی داره که من یکی حداقل نداشتم و تقریبا اکثر دانشجو هایی که دیدم هم نداشتن. اونم بخشیش خودشناسی عمیق تر و شناخت درست حسابی از رشته هاست (بخش دیگشم شاید حتی خیلی دست شما نباشه). پس شما حتی اگه رشته مورد علاقتونم بزنید ممکنه بفهمید بهش علاقه ی خاصی ندارید. ممکنه بعد ۴ سال ترمای آخر بفهمید. ممکنه هم برید تو بازار کار و بعدش بفهمید. ( البته که آپشن تغییر مسیر عموما فراهمه) پس با این تفاسیر تمام معیارتونو سر صرف علاقه نچینید شاید هوشمندانه تر باشه.
 
بچه ها ایران data engineering یا data science داره؟
اگه آره کدوم دانشگاه ها و سطحش چطوره؟
 
من رشته اصلیم (major) مهندسی مکانیکه، ولی رشته کهاد (minor) مدیریت زدم و تو دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، 22 واحد پاس کردم (علاوه بر اون 144 واحد رشته اصلیم).
یه خوبی هم به دانشگاه تهران و پردیس‌هاش اضافه کنم! شریف و دانشگاه تهران میفهمن که میشه رشته مینور هم داشت! تو شریف خیلیا اقتصاد رو مینور میکنن. تو تهران انتخاب بیشتره چون رشته ها بیشترن.
الان برو رجایی یا خوارزمی بگو میخوام مینور کنم. میگه نمنه؟ مینور کیه چیه!

مینور چیز جالبیه. انگاری یک دورشته ای سبکه! تو اپلای هم تاثیر مثبتی داره.
 
خب یه چیزی بگم. من تجربی دادم امسال. تو منطقه یک شدم حدودا 4300-4400. من خیلی خیلی خونده بودم. استرس گرفتم سر جلسه و خب ، خراب شد. خیلی راحت:)
الان رفتم سایت کانون رو چک کردم دیدم با رتبه حدود رتبه من مدیریت تهران و بهشتی و علامه اینا قبول شدن. ایا واقعا با این رتبه میشه مثلا مدیریت تهران خوند؟:oops:
مورد بعد اینکه من چون علاقه ای به مریض و مطب و بیمارستان و این محیط ها ندارم میخواستم سال دیگه ریاضی بدم. هدفمم مهندسی کامپیوتر بود.با توجه به اینکه بازار کار خوبی هم داره و اینکه برای خودمم جالبه و خوشم میاد ازش. الان با این توصیفی که شما از شرایط مهندسی کردی و با توجه به اینکه برنامه نویسی اینا رو از بیرون هم میشه یاد گرفت و مشغول به کار شد، دودل شدم. ایا واقعا بازار کار مدیریت ها خوبه؟ من کار کردن توی شرکت ها و یا مثلا گروهی کار کردن روی یک پروژه یا راه انداختن تیم و استارت اپ خودم رو دوست دارم. الان با این وضع اگه پیشنهاد و نظری داری خیلی خیلی ممنون میشم بگی بهم.
ببین در مورد کامپیوتر، خیلی این تصور هست که میشه خود آدم یاد بگیره و کار کنه و اینها. نمیگم تصور درست یا غلطیه. ولی اول برنامه نویسی فقط برنامه نویسی وب و اپلیکیشن اینا نیست. الان خیلی بحث هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و پردازش تصویر و اینجور چیزا ترند هستن تو این زمینه. اینا مفاهیم ریاضی و آمار و جبر عمیقی دارن که بلد نباشی، عملا کار خاصی نمیتونی بکنی. و بهترین و خفنترین آدمهای این زمینه تو دنیا هم همه تحصیلات آکادمیک دارن تو بهترین دانشگاه‌های دنیا. حتی همون بکند و فرانت اند و وبسایت و اپ هم با چند تا دانشجوی کامپیوتر صحبت میکردم، اینطوری بودن که بعد از واحدهایی که پاس کردن تو دانشگاه مثل پایگاه داده و امثالهم، خیلی خیلی بهتر تونستن کار بکنن تو حرفه خودشون.
جدای از این، کلا دانشگاه مهمترین چیزش اون جو و شبکه افراد و دانشجوها و اساتیدی هست که میشناسی. من اگه دانشگاه نمریفتم خیلی چیزا رو ممکن بود یاد بگیرم خودم و خیلی چرت و پرت‌ها رو نخونم. ولی احتمال 99 درصد اصلا علایقمو نمیشناختم (چون نمیدونستم خیلی چیزا وجود دارن)، اونقدری جو رقابت نمیگرفت منو، اونقدری از بقیه نمیتونستم کمک بگیرم و ایده بگیرم و تلاش کنم. پس اینکه برم بیرون یاد بگیرم و مشغول به کار بشم، در حالت کلی میشه‌ها، ولی من حداقل خیلی خیلی از دانشجوهای کامپیوترمون دیدم که تو دیوار و کافه بازار و شیپور و بلد و نشان و مایکت و اینجاها کار میکنن، و اتفاقا تو درساشون هم آدمای قوی ای هستن.
یه مورد دیگه اینه که قبولی کامپیوتر سخته تو جای خوب. کنکور ریاضی در کل رقابتش از تجربی حتما کمتره، تعداد شرکت کننده هاش سه چهار برابر کمترن. ولی کامپیوتر جای خوب قبول شدنش واقعا سخته. یعنی رتبه مثلا از 1000 بیاد 500 خیلی ساده تره تا از 200 بیاد 100.
در مورد مدیریت که گفتی، نمیدونم میشه قبول شد یا نه. میدونم که یکی میگفت با 2000 ریاضی میشه روانشناسی علامه خوند و تو انسانی باید رتبه خیلی خفنی داشته باشی. (راست و دروغش پای خودش. ولی با توجه به سطحی که من دیدم، احتمالا اینا همسطح باشن واقعا تو دانشگاه).
توی این حوزه مدیریت و اینا کار زیاد هست واقعا، مخصوصا اگه خوب باشی. اینجوری نیست بگم راحته، یا مدرکتو گرفتی میبرنت میشوننت به عنوان مدیر. توی خیلی از شرکتهای کوچیک و بزرگ باید تلاش کنی و خودتو نشون بدی و ارتقا بگیری. تو تیم بازاریابی و تبلیغات و اینها فعالیت کنی تا رزومه جمع کنی و هی بری جاهای بهتر و پله پله بری بالا. استارتاپ هم فکر کنم جوّش تو ایران خیلی خوابید نسبت به 5 6 سال پیش که امید داشتن همه. ولی کلی فضای کار اشتراکی و شتابدهنده هست که همچنان با قدرت دارن ادامه میدن. یه حوزه دیگه هم کارای مالی هستن. مثلا خیلی از همکلاسیهای ما میرفتن تو کارگزاریهای بورس کار میکردن، شرکتهای بیمه‌ای و حسابداری و اینها. حقیقت ایران اینه که پول تو این صنعتهاست الان. کارگزاریها یه ارقامی گردش مالی دارن که غیر قابل تصوره!
من دو تا TA داشتم تو اون دانشکده. دوتاش کسایی بودن که خوب کار کرده بودن واقعا و با اساتید لینک بودن. یکیشون سر یه پروژه ای رفته بود تو هلدینگ شستا و یه کاری کرده بود و دیده بودن خوبه رفته بود اونجا مشغول بود، یکیشون هم فرانسه و آلمانی و انگلیسی بلد بود و با بورس اراسموس یه سال پاریس رفته بود، الان تو تیم منابع انسانی هایپراستاره. یا استاد خودمون جوونتری‌هاش تو تیم بازاریابی اسنپ بوده اون موقع که تازه اومد ایران (4 سال پیش).
من اطلاعاتم و تجربیات و شنیده‌ها و دیده‌هام در اين حد بود. به نظرم با يه سري دانشجوی "سال آخر" کارشناسی و "ارشد" این رشته‌ها صحبت كن اگه ميشناسی. یکی از اقوام بود مدیریت خونده بود و میگفت میتونستم برم یه رشته تخصصی تر، بعدا برم یه MBA بزنم تنگش و همون درسها رو فشرده‌تر بگن بهم (نمیدونم باز چقدر درسته این. قطعا همون تجربه که نمیشه، ولی برای کسب و کار این خیلی جوابه)
 
یه خوبی هم به دانشگاه تهران و پردیس‌هاش اضافه کنم! شریف و دانشگاه تهران میفهمن که میشه رشته مینور هم داشت! تو شریف خیلیا اقتصاد رو مینور میکنن. تو تهران انتخاب بیشتره چون رشته ها بیشترن.
الان برو رجایی یا خوارزمی بگو میخوام مینور کنم. میگه نمنه؟ مینور کیه چیه!

مینور چیز جالبیه. انگاری یک دورشته ای سبکه! تو اپلای هم تاثیر مثبتی داره.
دانشگاه تهران یه لیست بلند بالایی داره از رشته‌هایی که میشه رفت مینور کرد. از نقاشی و عکاسی و طراحی صنعتی داره، تا مدریت و اقتصاد، تا باستان‌شناسی و جغرافیا و حتی مهندسی کامپیوتر. چون علاوه بر درس اصلی خودت باید 20 واحد هم تقریبا برداری که خودش یه ترمه، معمولا رشته‌های سنگین برنمیدارن بچه‌ها (مثلا دروس مهندسی-البته کامپیوتر 14 واحده و میشه اوکی کرد)
دانشگاه تهران تازه یه چیزی جدیدا آورده به اسم دو وجهی. به این صورت که جای 140 واحد رشته خودت، 120 واحد فکر کنم میگذرونی و 20 واحد بقیشو مثل این کهاد برمیداری از یه دانشکده دیگه. میتونه خیلی جالب و کاربردی باشه، ولی نمیدونم تو اپلای دچار مشکل میکنه آدمو یا نه. چون معمولا مینویسن باید فلان تعداد واحد و ساعت درس پاس کرده باشید تو رشته خودتون. و این میتونه مشکل‌ساز باشه بعدا.
 
ماینور ریسک پنج ساله شدن داره. خصوصا ماینور های سنگین مثل کامپیوتر. حالا لزوما شاید آپشن خیلی عالی نباشه و واقعا اونقدر کارامد نباشه ولی خب آپشنش هست اگر کسی واقعا علاقه داشت. تعداد زیادی ماینورشون رو کنسل میکنن آخر کار...
 
دانشگاه تهران یه لیست بلند بالایی داره از رشته‌هایی که میشه رفت مینور کرد. از نقاشی و عکاسی و طراحی صنعتی داره، تا مدریت و اقتصاد، تا باستان‌شناسی و جغرافیا و حتی مهندسی کامپیوتر. چون علاوه بر درس اصلی خودت باید 20 واحد هم تقریبا برداری که خودش یه ترمه، معمولا رشته‌های سنگین برنمیدارن بچه‌ها (مثلا دروس مهندسی-البته کامپیوتر 14 واحده و میشه اوکی کرد)
دانشگاه تهران تازه یه چیزی جدیدا آورده به اسم دو وجهی. به این صورت که جای 140 واحد رشته خودت، 120 واحد فکر کنم میگذرونی و 20 واحد بقیشو مثل این کهاد برمیداری از یه دانشکده دیگه. میتونه خیلی جالب و کاربردی باشه، ولی نمیدونم تو اپلای دچار مشکل میکنه آدمو یا نه. چون معمولا مینویسن باید فلان تعداد واحد و ساعت درس پاس کرده باشید تو رشته خودتون. و این میتونه مشکل‌ساز باشه بعدا.
حالا نمیدونم ترم چندی ولی خیلیا سال سوم چهارم خسته میشم از رشتشون و نظرشون عوض میشه. ولی توش گیر افتادن تا ارشد حداقل. اینجور چیزها دست دانشجو رو بازتر‌میگذاره تا هم تغییر رشته بدن هم تنوع بشه واسشون هم یه مهار‌تهای بین رشته‌ای داشته باشند. حالا البته خیلیا هم ممکنه هوسی اینکارو کرده باشند.
 
حالا نمیدونم ترم چندی ولی خیلیا سال سوم چهارم خسته میشم از رشتشون و نظرشون عوض میشه. ولی توش گیر افتادن تا ارشد حداقل. اینجور چیزها دست دانشجو رو بازتر‌میگذاره تا هم تغییر رشته بدن هم تنوع بشه واسشون هم یه مهار‌تهای بین رشته‌ای داشته باشند. حالا البته خیلیا هم ممکنه هوسی اینکارو کرده باشند.
من ترم هشت (و کارشناسی) رو تموم کردم و این دوره کهادم هم تموم شد. رشته‌م رو دوست داشتم، هر چند از تخصصی نشدنش تو یکی دو سال آخر و اجبار به خوندن درسهای اجباری چرت و پرت، منم خسته شدم. برای دید و تجربه بهتر رفتم کهاد مدیریت زدم و میتونم بگم به خواسته‌م رسیدم تا حد خیلی زیادی و جالب بود برام.
کاملا قبول دارم حرفتون رو. خیلی از بچه‌های مهندسی سالهاست که برای ارشد میرن سمت مدیریت و mba و علاقشون رو تو این سمت میبینن.
 
Back
بالا