• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

اولین مسابقه شعر سمپادیا

المپیاد طلایی ها
وضعیت
موضوع بسته شده است.

h.f

جــــــــــــلاد لـــــاغر :>
ارسال‌ها
869
امتیاز
4,770
نام مرکز سمپاد
F1 TEH
شهر
چه فرقی میکنه کجای دنیام
سال فارغ التحصیلی
94
دانشگاه
شهید بهشتی
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

ب نظر من شعر یکّم مفهوم واحد نداره ینی آدم در پایان شعر نميفهمه که دقيقن شاعر چه هدف و منظوری از بیان این کلمات داشت ! احساس میکنم یه مقدار برای اینکه شعر ادبی تر بشه و سنگین تر توجه به مفهوم و معنی شعر کمتر شده ولی در کل بسیار عالی بود مخصوصن به کار بردن کلمات در جای خودش و جمله بندی های بسیار زیبا !
 

Azhirock

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
117
امتیاز
1,011
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد 1
شهر
مشهد
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از جـُــلـّادِ لـاغِـــر :> :
من فک میکنم کلن اشتباه متوجه مهوم کلی شعر شدین ! مفهوم به این صورته که به دلیل خشکی رود ماهی ها مجبور به مهاجرت هستند و مهاجرت و غربت بسیار سخته و ما باید خودمون با یه اتحاد به اونا کمک کنیم !

خب من به عنوان یک مخاطب عام وقتی شعر رو میخونم به یک تناقض میخورم ! یک حالتی هست که برای هر شاعر خوبی ممکنه پیش بیاد !‌اونم اینکه شما بر اساس یک مفهومی این شعر رو گفتین ولی یه جاهاییش رو متناقض گفتین و یا اینکه اول شعر رو گفتین و بعد سعی کردین با مفهوم مورد نظرتون مطابقتش بدین ! اگر ما فرض کنیم که مفهوم شعر همونی هست که شما توضیح دادین من نمی تونم این دو سطر رو با هم مطابقت بدم :

ماهیان رقص کنند

و چند سطر بعد ...

دامنم تر شود از اشک غریبانه شان

ببینین ما الان دو عمل متناقض از عملگرهای شعریمون می بینیم! گاهی تناقض یک رکن اصلی در غافلگیری مخاطبه و میتونه در خدمت مفهوم شعر باشه اما به نظر من اینجا نه تنها این تناقض در خدمت شعر نیست بلکه باعث میشه که من به عنوان یک مخاطب عام فکر کنم شاعر بدون توجه به مفهوم نشسته و سعی کرده سطری بگه و سطر "دامنم تر شود از اشک غریبانه شان" به ذهنش رسیده و با توجه به درست بودن وزن و زیبایی اون به تنهایی سعی کرده به کارش ببره . و من مطمئنم با توجه به توانایی و ذوق شما اگر دوباره قرار باشه این شعر رو بگین به این نکته توجه میکنین و صرفا یک خطای سهوی می دونم (البته به نظر من )

نکته ی مهم دیگه ای که وجود داره اینه که دوباره ما فرض میکنیم مفهومی که شما میگین از شعر برداشت میشه ! در این صورت شاعر چرا داره ارزو و دعوت میکنه که جوی روان بشه؟چرا میخواد روند غربت رو تسریع کنه؟ببینین "جوی " و " رود" هر دو نماد هستند ! "جوی" نماد خوبی نیست . یعنی بر اساس گفته ی خودتون اگر "جوی" مسیر غربت باشه ، این مفهوم که ما بخوایم مسیر غربت رو تسهیل کنیم باز هم با مفهوم شعر جور در نمیاد !

+طبیعتا روشن فکر ترین و هنرمند ترین آدم ها هم از نقد شعرشون ممکنه رضایت نداشته باشن اما در هر صورت من تصمیم داشتم چیزهایی که به ذهنم میرسه رو بگم و درست و غلطیش به عهده ی خود شاعر و بقیه ی دوستان !‌

مثل همیشه موفق باشین!‌
 

h.f

جــــــــــــلاد لـــــاغر :>
ارسال‌ها
869
امتیاز
4,770
نام مرکز سمپاد
F1 TEH
شهر
چه فرقی میکنه کجای دنیام
سال فارغ التحصیلی
94
دانشگاه
شهید بهشتی
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

نه من اصلن ناراحت نشدم از نقد شما :)
حدس زدم که احتمالا منظور شعر رو اشتباه متوجه شدید !
در مورد جوی کاملن حق باشماست و فکر میکنم به کار بردن رود خیلی بهتر هست که این اصلاح رو حتمن انجام میدم !
بازهم ممنون .
 

Azhirock

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
117
امتیاز
1,011
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد 1
شهر
مشهد
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از جـُــلـّادِ لـاغِـــر :> :
نه من اصلن ناراحت نشدم از نقد شما :)
حدس زدم که احتمالا منظور شعر رو اشتباه متوجه شدید !
در مورد جوی کاملن حق باشماست و فکر میکنم به کار بردن رود خیلی بهتر هست که این اصلاح رو حتمن انجام میدم !
بازهم ممنون .
منم دوباره تبریک میگم!شعر خیلی خوبی بود منتها فقط نقص هاشو به نظرم گفتم و اگر شعر خوبی نبود اصلا فرصت فکر کردن راجبشو به خودم نمیدادم
حالا ایشالا اگه بقیه دوستان هم شرکت کنن توی بحث نکات مثبت شعرهارو میگیم
 
  • شروع کننده موضوع
  • #85

عطا فرهنگ

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
138
امتیاز
700
نام مرکز سمپاد
شهید بابایی ، شهید بهشتی ، شهید دستغیب
شهر
تهران
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از sahere :
نمیدونم چرا انقدر زبان شعر شما ثقیل عه:-"
مثلا بیت برف و بام کلا نمیفهمم چی میگین !به نظرم شعر قویه ولی روون نیست.من اصن درحدی نیستم که بیام راجب شعرا حرف بزنم ولی خب واسه خالی نبودن عریضه.
والله ثقیل نیست ؛ الان سخت کلمه فکر کنم بحر باشه سخت ترین عبارت حباب انجام که از ترکیبات رایجه سبک اصفهانی ( یا همون هندی خودمون) که یادم بمونه بعدا در مورد این نوع ترکیبات صحبت میکنم... فکر میکنم مشکل شما بیشتر با ایماژها باشه ...مشکل روونیش رو هم بگید ، نسیه نقد نکنید... ممنون جهت پر کردن عریضه!
به نقل از زهرا27 :
شایدبه خاطرحرفای اضافه ی زیادشه.منم چندبارخوندم هنوزم خوب نمیتونم بفهمم البته ساحره رونمیدونم ولی من کلامخاطب زیادی عامه ام. :D
حرفای اضافش زیاد نیست ... خوب میشمردید ... 7 تا حرف اضافه داره فکر کنم شما به طور عادی هم از همین بسامد استفاده میکنید.
به نقل از جـُــلـّادِ لـاغِـــر :> :
ب نظر من شعر یکّم مفهوم واحد نداره ینی آدم در پایان شعر نميفهمه که دقيقن شاعر چه هدف و منظوری از بیان این کلمات داشت ! احساس میکنم یه مقدار برای اینکه شعر ادبی تر بشه و سنگین تر توجه به مفهوم و معنی شعر کمتر شده ولی در کل بسیار عالی بود مخصوصن به کار بردن کلمات در جای خودش و جمله بندی های بسیار زیبا !
برای من مهم ترین ویژگی شعر پلات هستش... و خیلی هم روی پیوستگی وسواس دارم....
اصلا خوب نیست که مفهوم ابیات رو بگم ولی خوب....

بیت اول : میگه دل با گریه آروم میگیره
بیت دوم : از اینکه دل ما اینجوری آروم میشه گله میکنه ( البته با استفاده از کلماتی که بار منفی دارن نه خیلی بولد )
بیت سوم: حالا میاد سراغ اینکه چرا غم در دل ما زیاده ، میگه چون بام ما کوتاه تره یعنی مظلوم تریم سختی ها و مشکلات ما بیشتر میشه.
بیت چهارم : این سختی ها باعث غم میشه و انسان غمگین اسمش هم یادش نمیمونه چه برسه به این اسمش عالم گیر بشه! ؛ یعنی این دو بیت داره میگه اون غمی که با اشک آروم میشه چرا به وجود میاد و چطور باعث غم میشه.
بیت پنجم : میگه این همه تلاش و سختی ما و شور و امید ما برای رسیدن به ساحل آخرش به حباب گشتن و فنا شدن ختم میشه
واقعا سخت بود؟؟؟؟
میخوام پیشنهاد بدم اشعارم برای قرابت معنایی های کنکور انتخاب بشه!
 

sahere

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,826
امتیاز
11,800
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2
شهر
مشهد
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
رشته دانشگاه
گفتار درمانی
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

والله ثقیل نیست ؛ الان سخت کلمه فکر کنم بحر باشه سخت ترین عبارت حباب انجام که از ترکیبات رایجه سبک اصفهانی ( یا همون هندی خودمون) که یادم بمونه بعدا در مورد این نوع ترکیبات صحبت میکنم... فکر میکنم مشکل شما بیشتر با ایماژها باشه ...مشکل روونیش رو هم بگید ، نسیه نقد نکنید... ممنون جهت پر کردن عریضه!
عذرخواهی:-" من منظورم اون ثقیل نبود.زبانتون قدیمی ِ.این بود منظورم در واقع.برای همین آدم حس نمیکنه شعر سال 1393 سروده شده :-" و اینکه کلمات سخت نبود تو شعر کلا :D
مثلا بحر دل.خون اندر جام.
و مصرع دوم این بیت:
ز غم جایی برای نام در خاطر نمی‌ماند
مگو کز جای محنت ها ، نگین را نام می‌گردد!
یه طوریه.میدونم احتمالا مشکل از گیرنده س ها ولی خب نفهمیدم منظور رو قبل توضیح شما :-"""

میگه چون بام ما کوتاه تره یعنی مظلوم تریم سختی ها و مشکلات ما بیشتر میشه.
من اون بیت رو خوندن بلافاصله این اومد تو ذهنم "هرکه بامش بیش برفش بیشتر!"
که خوب بیش! یعنی سطح بیشتری از بام اینجا، بعد در مقابل باید کمتر بیاد نه کوتاه! و اگر مقصود این بوده که بام بلند برفش رو میریزه رو بام کوتاه تر و مظلوم واقع میشه و اینا فک میکنم از بیش استفاده نمیکردین کاملا ابهام رفع میشد.شاید اشکالیم نداشته باشه بیش رو به جای مثلا بلند به کار بردن و من مخاطب خیلی پرتم :-"
بعد بر پایین بریزد برف "بر" خوب نیست و خوب مجبور شدین بیارین! کوته بام می گردد به نظرم ردیف اصلا خوب توی بیت نَنِشَسته.


نقدم نقد شد یا نسیه س هنوز؟:-"
 
  • شروع کننده موضوع
  • #87

عطا فرهنگ

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
138
امتیاز
700
نام مرکز سمپاد
شهید بابایی ، شهید بهشتی ، شهید دستغیب
شهر
تهران
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

من لزومی نمی بینم که به زبان امروز حرف بزنم...
دلیل هم دارم ... زبان شعر من زبان سنتیه شعره ... شما اگه الان یکسری از اشعار گذشته رو که پیچیدگی خاصی هم ندارن نمیفهمید به خاطر استفاده از آخرین سطر زبان در اون دوره است که الان اون سطر خودش قدیمی شده ( خواهشا همگی مقاله زبان شعر امروز از دکتر شفیعی کدکنی رو بخونید )

درباره اون مصراعه : نگین را نام میگردد / اون مصراع خیلی هندیه دیگه ! در سبک هندی میگن وقتی نام رو با قلم کاری روی نگین حکاکی میکنن یعنی سختی ببینه مشهور میشه... این داره اونو نفی میکنه.

اون بیت بام و برف و .... دقیقا ذهن شما درست جایی رفته! باز داره اون مثل رو نفی یا اصلاح میکنه ؛ منظور از بام بیش هم همون وسیع تره ... حالا همون بام وسیع تر ممکنه بام کوتاه تر هم داره دیگه... منظور اینه که کسیکه بامش کوتاه تره برفش بیشتره نه اون کسیکه بامش بزرگتره.
درباره ( بر ) هم خیلی ایراد گل درشتی نیست ... ولی شاید خیلی دلچسب نباشه ... این یکی رو واقعا میپذیرم ولی واقعا نمیشه کاریش کرد ؛ کسی پیشنهادی داره عوضش کنیم.
به هر حال از مدیر سخت کوش که واقعا انجمن رو متحول کرده.
 

amir h

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
988
امتیاز
1,825
نام مرکز سمپاد
شهید سلطانی
شهر
کرج
دانشگاه
دانشگاه قم
رشته دانشگاه
معماری
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

عطا در مورد زبان به شدت باهات مخالفم
در مورد حرف شفیعی که خب الان دیگه تقریباً مسلمه که زبان حافظ و بقیه شعرا زبان فاخر زمان خودشون بوده ولی تو قرنهای مختلف ما این همه تفاوت زبانی میبینیم
حالا بگذریم از بحث هایی که تو زمینه زبانشناسی و فلسفه زبان انجام میشه و بسیاری اعتقاد دارن حرکت زبان باید رو به جلو باشه و... در عین حال اگه با زبان فاخر زمانت هم میخوای صحبت کنی زبان فاخر زمان ما نهایتاً میشه ابتهاج
ولی زبان شعر تو به مراتب کهن تره و این جدی ترین نقطه ضعف شعراته
 
  • شروع کننده موضوع
  • #89

عطا فرهنگ

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
138
امتیاز
700
نام مرکز سمپاد
شهید بابایی ، شهید بهشتی ، شهید دستغیب
شهر
تهران
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

الان من یه سوال دارم ؛
شما وقتی از زبان حرف میزنی منظورت لغات و کلماته یا syntax و نحو؟؟
یا نه منظورتون صحبت از پدیده های امروز؟
این بیت رو از رضا احسان پور ببینید :

باران گرفته بود که دیدم تو را عزیز!
ترمز زدم کنار تو گفتم: کجا عزیز؟

خوب این دقیقا نحوه صحبت امروز ماست ، و دقیقا یه پدیده ی امروزی ... یعنی اگه نهایتا 50 سال دیگه این شعر خونده بشه این ارتباط باهاش گرفته نمیشه. حالا این قصیده انوری رو ببین:

دی بامداد عید که بر صدر روزگار
هر روز عید باد به تایید کردگار
بر عادت از وثاق به صحرا برون شدم
با یک دو آشنا هم از ابناء روزگار
در سر خمار باده و بر لب نشاط می
در جان هوای صاحب و در دل وفای یار
اسبی چنانکه دانی زیر از میانه زیر
وز کاهلی که بود نه سک‌سک نه راهوار
در خفت و خیز مانده همه راه عیدگاه
من گاه زو پیاده و گاهی برو سوار
نه از غبار خاسته بیرون شدی به زور
نه از زمین خسته برانگیختی غبار
راضی نشد بدان که پیاده شوم ازو
از فرط ضعف خواست که بر من شود سوار
گه طعنه‌ای ازین که رکابش دراز کن
گه بذله‌ای از آن که عنانش فرو گذار
من واله و خجل به تحیر فرو شده
چشمی سوی یمینم و گوشی سوی یسار
تا طعنهٔ که میدهدم باز طیرگی
تا بذلهٔ که می‌کندم باز شرمسار

الان کلا تا اینجا داره میگه اسبم حرکت نمیکرد ... خوب این اتفاقیه که اون موقع رایج بوده و همه حالتی که شاعر وصف میکنه رو تجربه کرده بودن و واژه ها هم مخصوص اون دوره است مثل سک سک ... و قطعا ما اون ارتباط رو حتی اگر معنی شعر رو کامل بفهمیم با همدوره های انوری نمیگیریم... درست؟
پس واقعا اگه بیایم از پدیده های خیلی گذرا استفاده کنیم تا به عبارتی زبان به زبان روزمره نزدیک تر شه شعر تاریخ مصرف پیدا میکنه...
پس میشه از زبان استانداردی استفاده کنیم که رایج ادبیات ماست... زبانی که آثار به به یاد ماندنی ادبیات ما نزدیک به اون سروده شده...نمیگم عین اون ، میگم در قرابت اون ... من نمیگم از زبان روز استفاده نشه ، میگم میشه شعری گفت که نزدیک به زبان استاندارد ادبیه.
شما که به شعر من ثقیل و با زبان قدیمی میگید پس به شعر اخوان چی میگید که زبان قرن 4 امه ؟
 

amir h

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
988
امتیاز
1,825
نام مرکز سمپاد
شهید سلطانی
شهر
کرج
دانشگاه
دانشگاه قم
رشته دانشگاه
معماری
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

ببین من الان سر کلاسم می خواستم بعداً سر فرصت جواب بدم ولی هر کاری کردم نتونستم


فعلاً یه کم روشن می کنم بحثو تا بعداً مفصل صحبت کنیم


اولاً که بحث محدود به فقط پدیده و واژگان و چینش واژگان نیست
یه بخشی از شعر یا تمام ساحات شعر می تونه یه کارایی کنه که مخاطب حس نکنه شعر برای اون نیست


یه توضیح کوتاهی درباره شعرت میدم
ردیف می گردد!!!
این واژه در زبان امروز اصلاً استفاده نمیشه و تو این شعر به عنوان ردیف استفاده شده
به باران دو چشمان!
دو چشمان ترکیب خوبی نیست اصلاً! وقتی دو میاری دیگه چشمان نداریم که! مثلا میتونه باشه دو چشمم یا دو چشمت یا ...
بعد از اینا بازم بحرو داری!
من نمیدونم دریا چه ایرادی داره
هم حس بهتری منتقل می کنه
هم مخاطب امروز بیشتر بهش حس نزدیکی می کنه
هم اصلا! کلمه ایه که امروز استفاده میشه!


بعد دیگه بشد و چینش واژه ها تو این مصرع و اندر تو مصرع بعدی و اگر بخوام ادامه بدم تا پایان شعر این روند ادامه داره
این باعث میشه که مخاطب با شعرت احساس نزدیکی نکنه و میبینی که نمی کنه و این تنها حرف من نیست
و اگر خیلی مرید شفیعی هستی با توجه به عکسی که گذاشتی این حرف شفیعیه که شعر خوب رو مردم انتخاب میکنن


این تمام چیزی که باید گفته میشد نبود بقیش باشه برای یه فرصت بهتر
 
  • شروع کننده موضوع
  • #91

عطا فرهنگ

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
138
امتیاز
700
نام مرکز سمپاد
شهید بابایی ، شهید بهشتی ، شهید دستغیب
شهر
تهران
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

اولا شما انگار هیچ توجهی به مطلب قبلی من نکردی!
فکر کنم مقدار زیادی از پاسخ شما در همون شعر انوری بود که ما الان با اون ارتباط نمیگیریم.
به نقل از amir h :
اولاً که بحث محدود به فقط پدیده و واژگان و چینش واژگان نیست
یه بخشی از شعر یا تمام ساحات شعر می تونه یه کارایی کنه که مخاطب حس نکنه شعر برای اون نیست
....
و اگر خیلی مرید شفیعی هستی با توجه به عکسی که گذاشتی این حرف شفیعیه که شعر خوب رو مردم انتخاب میکنن
مشکل اصلی شما اینه که نمیتونی مخاطب ها رو از هم تفکیک کنی ؛ مخاطب 11 نفری نیستن که به ما رای دادن یا 50 نفر رای دهنده یا ساحره یا یا داورای ناشناس! مخاطب به 3 گروه تقسیم میشه ( حرف من نیست ، شما اگه با جامعه شناسی ادبیات آشنا باشید اینا چیزای جدیدی نیست براتون.)
عوام ، متوسط ، خواص ؛ من مرید دکتر شفیعی کدکنی نیستم - اون جمله رو هم نشنیدم - ولی این جمله رو به یاد دارم که شفیعی بارها گفته یکی از ویژگی های شعر موفق فراگیری اون در بین مردمه ( مقدمه آینه در آینه رو بخونید ) ؛ به اشعاری که این روزها به مثل تبدیل شدن و فراگیرن توجه کنید:
1. مژده بده ، مژده بده یار پسندید مرا
2.به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید.
3.سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت ، سرها در گریبان است.
با توجه به اینکه از نظر شما و با منطق فوق العاده شما مخاطب ( اون هم به معنای کل مردم اعم از 3 گروه ! ) با واژه بحر ارتباط برقرار نمیکن و در گفتار روزانه ازش استفاده نمیشه، مردم از واژه یار ، پسندیدن ، شتابان ، گون ، گریبان استفاده نمیکنن ... حالا اینکه شما تمام دایره لغاتی رو که مردم باهاش ارتباط میگرن رو در غزل هایی مثل :
خیانت قصه‌ی تلخی است اما از که می‌نالم؟
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ می‌خوانند نیرنگ زلیخا را
میدونی ( چون غزلت هم با این شباهت داره! ) حرف دیگری است.
---
این که دوچشمان اصلا ترکیب خوبی نیست رو به نظر فقط شما تشخیص دادی نه مخاطب جهانی که همون اعضای سمپادیا هستن!! اولن اینکه شما یه سرچی کنی میبینی این جور ترکیب ها که یه عدد میاد و کلمه با نشانه جمع خیلی کم نیستن ؛ عین همین ترکیب در شعر بهار :
دو چشمانش چو دو مشعل فروزان
نگاهش خرمن بدخواه سوزان
یا دوباره از بهار:
پیشکار اهرمن دیو فریب
خند خندان با دو چشمان اریب
یا از باباطاهر:
سیاهی دو چشمانت مرا کشت
درازی دو زلفانت مرا کشت
به قتلم حاجت تیر و کمان نیست
خم ابرو و مژگانت مرا کشت

یه مشکل دیگه ای که شما داری اینه که فکر میکنی زبان شعر باید زبان روزمره باشه ؛ نه عزیزم شعر رستاخیز کلمات مرده ایه که ممکنه ما از اون ها استفاده کنیم ، شعر در اساس باید با زبان عادی فرق بکنه ؛ شما هیچ موقع چرند و پرند یا کج و مج رو از هم جدا نمیکنی ؛ ولی:
چون کشتی بی لنگر کژ می شد و مژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
یا هزار نوع دیگه ؛ به این میگن آشنایی زدایی !

بی زحمت یه نگاهی به صفحه 158 و 159 کتاب ادوار شعر فارسی بنداز ؛ اونجا شفیعی کدکنی بر خلاف این چیزی که شما میگی میگه که وقتی شاعر از نخبگان باشه که اغلب شعرش اینجوریه ، شعرش از نخبگان به میان عامه میره ؛ ولی شعری که از میان عامه سروده بشه اغلب به میان گروه خاص نمیره و شعر هم سست و ضعیف خواهد بود ؛ نگاهی به شعرها موفق ایرج میرزا و پروین هم همین رو نشون میده.
 

amir h

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
988
امتیاز
1,825
نام مرکز سمپاد
شهید سلطانی
شهر
کرج
دانشگاه
دانشگاه قم
رشته دانشگاه
معماری
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

پسر جان یواش
اگه دوست نداشتی نقد بشی میگفتی درمورد شعرت حرف نمیزدیم اصن


سعی کن همیشه برنده بحث باشی نه برنده مباحثه
این که کدوم از ما تو این بحث حرفشو به کرسی میشونه مهم نیست
مهم اینه که کدوممون تو شعر بعدیش پیشرفت بیشتری میکنه
از اونجا که هرگز نخورد آب زمینی که بلند است کمتر در مقابل نظرات جبهه بگیر تا بیشتر بهره ببری
این نظر من بود


در مورد نوع مخاطب هم اینجا انجمن شعره! ما مخاطب عام نداریم
هرکی میاد یه حداقل هایی رو داره
مخاب متوسط و حتی خاص ممکنه نظر بدن اینجا


در مورد کلمات هم که قبلاً گفتم فقط کلمه مهم نیست
یعنی زبان رو نمیشه به واژه محدود کرد، در حال حاضر پذیرفته شده که تنها مهم هستی زبانه! دقت کن تهنا مهم هستی! نمیشه از کنار زبان به این سادگی گذشت
بهت توصیه می کنم مباحث فلسفه زبانو بخونی، مخصوصاً ویتگنشتاین
بعد حتی این کلماتی که گفتی هم زنده ان
یار و پسندیدن و شتابان و گریبان کلمات عجیبی نیستن اصن!
بعدم این که من نمیگم زبان باید زبان روزمره باشه این کج فهمی شماست
من میگم حرکت زبان باید رو به جلو باشه همونطور که از فردوسی تا حافظ بوده و از حافظ تا صائب و ... ولی گویا شما از این بزرگان اعلم تر!!! ی!


در مورد شعری هم که از فاضل گذاشتی من متوجه نمیشم چجوری ثقل این زبان رو با زبان شعر خودت در یه ردیف قرار میدی فقط در مورد اون جمله خنده دار داخل گیومه بگم که من رو غزلم هیچ تعصبی ندارم و فقط برای نقد شدن موافق انتشارش بودم
شما هم سعی کن آرومتر باشی


در مورد دو چشمان هم دو چشمانت یا دو چشمانش تلطیف میکنه این ترکیبو ولی همچنان بر این عقیده ام که دو چشمان ثقیله و تنها نمونه ای که آوردی از بهار بود که خب شاعر سبک بازگشته و این خودش گویای همه چیزه!


در مورد رستاخیز کلماتم که گفتم منظور از امروزی بودن زبان روزمرگی زبان نبود رستاخیز کلمات رهاکارهای زیادی داره یه یکیش آرکائیکه ولی شما متاسفانه فقط چسبیدی به این
اونم حتی نه به شکل درست


در آخر جا داره بگم هدف رنجوندن شما نبود و سعی میکنم در مورد شعرای شما منبعد سکوت کنم
 

sahere

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,826
امتیاز
11,800
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2
شهر
مشهد
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
رشته دانشگاه
گفتار درمانی
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

دعوا نکنین :-"

من با امیر موافق ترم.
به نظر من در آینده اگه شعری خونده میشه باید از زبانش مشخص شه مال چه زمانیه.قرار نیست زبان کوچه بازاری باشه یا بشه،به زبان هنری و شعری زمان خودمون باید باشه.
حافظ شعراش ماندگاره کاری به مسایل دیگه ندارم ولی عاقلانه هم نیست چون اون زبان جاودان شده پس الانم همون رو استفاده کنیم تا جاودان بشه یا همچین چیزی...
 
  • شروع کننده موضوع
  • #94

عطا فرهنگ

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
138
امتیاز
700
نام مرکز سمپاد
شهید بابایی ، شهید بهشتی ، شهید دستغیب
شهر
تهران
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

آقا امیر من قصد دعوا نداشتم ؛ اصلا هم جبهه نگرفتم ؛
اگر هم باعث ناراحت شدن شما شدم شرمنده واقعا! [-o<
وقتی خود شما جلوی میگردد 3 تا علامت تعجب میذاری فکر کنم خودتون بحث رو به جدل تبدیل کردی.
شما یه نقدی به شعر من کردی در حوزه زبان شعر ؛ من هم ازش دفاع کردم ؛ خوب شما راسیتش از شعرتون دفاع نکردی... صرف اینکه بگی شعر رو برای کسی سرودم واقعا دلیل قانع کننده ای برای ناپیوستگی نبود! دفاع کردن جبهه گرقتن نیست.
اینکه زبان فقط کلمه نیست رو که من خودم گفتم ؛ شما پاپیچ کلمات شدی عزیزم ؛ من گفتم از syntax شعر من ایراد بگیر که نگرفتی.
بعد واقعا ، خودمونیم گریبان زندس ولی بحر زنده نیست؟؟
در مورد شعر نظری من منظورم ای بود که شما انگار فقط فکر میکنید مردم با این شعرها ارتباط میگیرن نه شاعرایی مثل اخوان ؛ همین!
فکر نمیکنم شناسه خیلی رو ثقیلی تاثیر بذاره ! به هر حال نظر شماست.
به نقل از amir h :
بعدم این که من نمیگم زبان باید زبان روزمره باشه این کج فهمی شماست
من میگم حرکت زبان باید رو به جلو باشه همونطور که از فردوسی تا حافظ بوده و از حافظ تا صائب و ... ولی گویا شما از این بزرگان اعلم تر!!! ی!

اینکه حرکت رو به جلو فکر میکنم با حرکت در بعد زمان خیلی فرق داره ؛ اتفاقا بعد از جنگ شعر ما به سمت شناوری بیشتر رفت که یه نوع پسرفت زیاده ؛ یعنی زبان امروز یک عقبگرد مسلمه ؛ و بر خلاف گفته شما حافظ تا صائب هم پسرفته چون زبان شناوری پیدا کرده به جای زایایی ؛ علت این هم خردگریزی نسل ماست مثل خردگریزی و استبداد در دوره صفوی.
در ضمن شعر من اصلا اصلا و اصلا آراکائیک ندارههههههههههههه..... واقعا کلمه بحر آکائیکه؟!
پس شما به کلمه پوزار در شعر شاملو چی میگید؟
فکر نکنم جواب نقد شنیدن این قدر ناراحت کننده باشه... اصلا هم سکوت نکنید... من واقعا تلاشم رو میکنم که زبان شعرم به زبان شعر امروز نزدیک بشه...
---
و در مورد ساحره، من نمیگم که از زبان حافظ استفاده کنیم . من میگم خودمون رو زندانی در زبان امروز نباشه ؛ باید بتونیم از زبان تمام دوره ها با توجه به نیازمون استفاده کنیم ... همین استفاده کردن از زبان گذشته ، زبان ما رو در قرابت با زبان شعر استاندارد ادبی قرار میده ؛ شاید استفاده من از زبان گذشته زیاد باشه ... این رو با کمال میل میپذیرم ؛ کما اینکه شعر های جدیدترم اینجوریه و به زبان امروز نزدیک تره.
به هر حال اگر کسی ناراحت خدا شاهده قصد بدی نداشتم....
مرسی از همه مخصوصا امیرجان!
 

sahere

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,826
امتیاز
11,800
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2
شهر
مشهد
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
رشته دانشگاه
گفتار درمانی
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

قناعت وار
تکیده بود
باریک وبلند
چون پیامی دشوار
در لغتی
با چشمانی
از سئوال و
عسل
و رخساری بر تافته
از حقیقت و
باد.
مردی با گردش ِ آب
مردی مختصر
که خلاصه خود بود.

خرخاکی ها در جنازه ات به سو‏‎‍ء ظن می نگرد.
***
پیش از آن که خشم صاعقه خاکسترش کند
تسمه از گرده گاو ِ توفان کشیده بود.
بر پرت افتاده ترین راه ها
پوزار کشیده بود
رهگذری نا منتظر
که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت.
***
جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند
که روز را پیشباز می رفتی،
هرچند
سپیده
تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگ سحر کنند.
***
مرغی در بال های یش شکفت
زنی در پستانهایش
باغی در درختش.

ما در عتاب تو می شکوفیم
در شتابت
مادر کتاب تو می شکوفیم
در دفاع از لبخند تو
که یقین است و باور است.

دریا به جرعه یی که تواز چاه خورده ای حسادت می کند.


جز کلمه پوزار هیچ کلمه ی قدیمی ای نیست!حالا بنا به دلایل مختلف...
ولی بافت کلا قدیمی نیست:د
 
  • شروع کننده موضوع
  • #96

عطا فرهنگ

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
138
امتیاز
700
نام مرکز سمپاد
شهید بابایی ، شهید بهشتی ، شهید دستغیب
شهر
تهران
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

اشنایی زدایی ارکائیک به این معنا نیست که شعر بافت قدیمی داشته باشه ، شما اگه جای اینه بگی ابگینه به نوعی داری از ارکائیک استفاده میکنی ، یک کلمه هم کافیه ؛ تازه من خودم گفتم شعرم ارکائیک نداره!!! شما اصرار داری که بحر و اندر کلماتی مرده هستن و شعرم ارکائیک داره . من از خدام باید باشه که شعرم اشنایی زدایی داره دنیا بر عکس شده ... *************************************************************************************************************************************************************************************************************************************** توسط خودم حذف شد ؛ با عرض معذرت از کسایی که رنجوندم.
 

sahere

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,826
امتیاز
11,800
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2
شهر
مشهد
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
رشته دانشگاه
گفتار درمانی
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

میدونم!
شما گفتی از بحر من ایراد میگیری پس شاملو که فلان کلمه رو میاره چی؟ میگم اون کارش درسته.هرچقدرم کلمه قدیمی باشه.
ولی کل شعر قدیمی نیست ایرادیم وارد نیست.شعر شما این ویژگی رو نداره که بگیم درسته کارت :-"
 

amir h

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
988
امتیاز
1,825
نام مرکز سمپاد
شهید سلطانی
شهر
کرج
دانشگاه
دانشگاه قم
رشته دانشگاه
معماری
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

دوست باشد با هم
دقیقاً به همین دلیل آخر متن گفتم آرکائیسمت اشتباهه که کاری که کردی به نظرم با قصد آرکائیسم بود ولی مختصات کار آرکائیکو نداشت
بعد کسی ایراد شعرشو نمیپوشونه عزیزم
این متن صحبت منه

در کل اگر اول شعر نوشته بشه که این شعر به فلانی تقدیم شده شاید نایوستگی شعر تا این حد به چشم نیاد ولی خودمون هم میدونیم که چیز زیادی به شعر اضافه نمی کنه

بحث اینجاس که ما خودمون میدونیم شعرمون تاپ نیست و این به معنیه که میدونیم ایراد داره چرا که اگر ایراد نداشته باشه جایگاهش بهتر از اینه
اینجا فقط میمونه این که ایراداشو پیدا کنیم و من به شخصه یکی تو پیدا کردن ایرادای شعرم بهم کمک کنه بیشتر خوشحال میشم تا این که ایرادو بپوشونم یا جبهه بگیرم

بازم امیدوارم ناراحت نشده باشی و نقد پذیریت بالا بره تا بتونی سریعتر پیشرفت کنی
موف باشی
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا