• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع نسترنگار
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

منم همزمان با دست راستم مصرع اول و با دست چپ مصرع دوم رو مینویسم! :|
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

شاید امکان پذیر باشه اما اونجوری که خیلیا فکر میکنن ساده نیس!
مثلا میگن اره ما همزمان حرف میزنیم و مینویسیم و اینا فکر میکنم بیشتر جابه جایی تو کارا باشه با همون سرعت کم که خب باعث میشه فکر کنیم داریم درست همزمان انجام میدیم!
اما میشه پرورش داد این مهارتُ فکر میکنم،مثه خیلی چیزای دیگه که با تمرین و تمرکز امکان پذیر میشه.
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

چیزی که به طور جدّی لمس‌ش کردم این‌ـه که موقع پیانو زدن نمی‌تونم وسط‌ش خیلی حرف بزنم. یا حرفام بی‌معنی می‌شه یا ساز زدن. فقط کلمات رو می‌تونم بگم. مثلاً بگم «شاهکاره» ! ولی جمله‌سازی رو نمی‌تونم. که بگم مثلاً مال فلان سازنده مال فلان سال.
امّا استادم جمله رو می‌تونه بسازه. می‌شه گفت شاید قسمتی از مغز -مثل هیپوکمپ- رشد می‌کنه؟ :-؟
کسایی که ساز می‌زنید؛ شما می‌تونید حرف بزنید و درست هم اجرا کنید؟ شاید یک توانایی ذاتی باشه. اینجوری بحث پیچیده‌تر می‌شه :-؟
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

به نقل از بـهراد :
چیزی که به طور جدّی لمس‌ش کردم این‌ـه که موقع پیانو زدن نمی‌تونم وسط‌ش خیلی حرف بزنم. یا حرفام بی‌معنی می‌شه یا ساز زدن. فقط کلمات رو می‌تونم بگم. مثلاً بگم «شاهکاره» ! ولی جمله‌سازی رو نمی‌تونم. که بگم مثلاً مال فلان سازنده مال فلان سال.
امّا استادم جمله رو می‌تونه بسازه. می‌شه گفت شاید قسمتی از مغز -مثل هیپوکمپ- رشد می‌کنه؟ :-؟
کسایی که ساز می‌زنید؛ شما می‌تونید حرف بزنید و درست هم اجرا کنید؟ شاید یک توانایی باشه. اینجوری بحث پیچیده‌تر می‌شه :-؟
من ساز نمی‌زنم ولی در موقع رانندگی و تایپ، قبلاً ها نمی‌تونستم حرف بزنم[nb]حتّی حس می‌کردم موزیک گوش دادن موقع رانندگی حواسم رو پرت می‌کنه.[/nb]، ولی بعد از یک مدّت برام عادی شد. یعنی الان نه‌تنها حرف می‌زنم، به ماشینای بغلی فحش می‌دم، :‌)) بحث سیاسی - فلسفی می‌کنم با پدر و باقی ماجرا.
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

من که می‌دونم صالح با ماشین دنده‌اتومات می‌رونه ((: [فقط گاز می‌ده و ترمز و فرمون رو نگه‌میداره "-:]
یه نکته‌ای رو بگم "-: ساز زدن پیچیدگی ذهنی بیشتری داره. هر دو دست دارن جداگانه چیزی رو اجرا می‌کنن. و توی قالب «تمپو» می‌ریزن و اینا.
ولی یه نکته‌ای رو که الآن متوجّه شدم، «حافظه‌ی عضلانی» خیلی قوی‌ـه توی ساز زدن. من آهنگ‌های قدیمی رو اصلاً نمی‌دونم نت‌شون چی بود ((: فقط می‌زنم.
احتمالاً مربوط نمی‌شه به ارتباط‌ -سیناپس- های جدید بین نورونی :-؟ فکر می‌کنم یک حالت «عادی شدن» داره. دیگه فکر نمی‌کنیم بهش و در واقع «صرف‌نظر» می‌کنیم. امّا این‌که برای یک کار کاملاً جدید -مثلاً کسی که تازه ساز می‌زنه- چرا حرف زدن در کنارش شدنی نیست رو چی توجیه می‌کنید؟ تداخل دارن مثلاً؟
:-؟

بذارید یک چیزی رو براتون روشن کنم. لازم نیست خداوندگار نوروساینس باشید تا بگید چی میشه. مهم ایده‌هایی‌ن که می‌دید. و لزوماً این ایده‌ها باعث رشد خود نوروساینس نمی‌شن؛ بلکه توی شاخه‌های دیگه کاربرد دارن.
به نظرم این بحث می‌تونه توی مباحثی مثل «یادگیری ماشین» خیلی مهم باشه.
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

کل شناخت براد از ماشین به این خلاصه می‌شه که بعضی از ماشین‌ها دنده اتومات‌اند، بعضیا دستی. :-"
حرف زدن سخت تره یا همراهش خوندن بنظرت؟ مثلا اینایی که خودشون می‌نوازن خودشونم می‌خونن. چه با پیانو چه با سه تار و گیتار و چه با ساز دیگه.
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟


مطمئن‌م حرف زدن سخت‌تره! چون حرف زدن ما توی ساز زدن، خارج از الگوهای صوتی‌ایه که می‌شنویم. امّا خوندن در واقع همراهی کردن‌ـه.


پن.ن:منم حتّی می‌تونم بخونم ((: #مضحک
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

بهراد درست میگه ، اینکه وسط یه ملودی زدن ، بتونی مثلا تاریخچه اون ملودی و نوازنده اصلیش و اینا رو برا طرف مقابلت توضیح بدی ، خیلی خیلی به ندرت پیش میاد که نت فالش نزنی ! :د
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

× پیش‌نوشت: آقا من شعورم در نوروساینس در حدّ شعورِ زنبور در تحلیل و بررسی هجایی اشعار مسمّط ه "-: اگه چرت گفتم بر من ببخشایید "-:

بحث تمرکز ه شاید ؟-:
ولی یه نکته‌ای رو که الآن متوجّه شدم، «حافظه‌ی عضلانی» خیلی قوی‌ـه توی ساز زدن. من آهنگ‌های قدیمی رو اصلاً نمی‌دونم نت‌شون چی بود ((: فقط می‌زنم.
اون اوایل ساز زدن، تمام [یا بخش قابل‌توجهی] از تمرکز آدم صرفِ درست‌نواختن می‌شه. ولی از یه جاهایی به بعد که عادت می‌کنی به آهنگ‌ها و حرکتِ دست‌ها [همون «حافظه‌ی عضل‍انی» "-:] دیگه بدون فکرکردن هم می‌تونی بزنی. نیازی نیست به تمرکزِ زیاد ؟-: بعد هم می‌شه کارهای دیگه کرد بینِ نواختنِ آهنگ‌های قدیمی؛ مثل حرف زدن. "-:
× من ساز نمی‌زنم؛ بر اساس تایپ گفتم "-: مثل‍اً ال‍ان وقتی می‌خوام یه متن پر از لغات تخصصی رو تایپ کنم واقعاً نمی‌تونم حرف بزنم؛ ولی وقتی دارم یه متنِ معمولی -داستان، مثل‍اً- رو تایپ می‌کنم هفتادتا کار می‌تونم در کنارش انجام بدم و حتّی کی‌بورد و مانیتور رو نگاه هم نکنم.
 
پاسخ : انجام چند کار همزمان واقعاً امکان‌پذیره؟

اون اوایل ساز زدن، تمام [یا بخش قابل‌توجهی] از تمرکز آدم صرفِ درست‌نواختن می‌شه. ولی از یه جاهایی به بعد که عادت می‌کنی به آهنگ‌ها و حرکتِ دست‌ها [همون «حافظه‌ی عضل‍انی» "-:] دیگه بدون فکرکردن هم می‌تونی بزنی. نیازی نیست به تمرکزِ زیاد ؟-: بعد هم می‌شه کارهای دیگه کرد بینِ نواختنِ آهنگ‌های قدیمی؛ مثل حرف زدن. "-:
× من ساز نمی‌زنم؛ بر اساس تایپ گفتم "-: مثل‍اً ال‍ان وقتی می‌خوام یه متن پر از لغات تخصصی رو تایپ کنم واقعاً نمی‌تونم حرف بزنم؛ ولی وقتی دارم یه متنِ معمولی -داستان، مثل‍اً- رو تایپ می‌کنم هفتادتا کار می‌تونم در کنارش انجام بدم و حتّی کی‌بورد و مانیتور رو نگاه هم نکنم.
به‌عنوان یه زنبور شروع خوبی‌ـه "-:
هرچقدرهم قدیمی باشه، ولی باز هم نمی‌تونم حرف بزنم :-؟ انگار اون حافظه‌ی عضلانی‌ـه میگه:«یا من یا اون.» ((:

بحث هم همین «عادی شدن»ـه. چرا عادی می‌شه؟ "-: [در واقع چی می‌شه "-:][nb]آرمان‌های ما، مادّه‌ی شماره‌ی یک: کاری می‌کنیم مردم بروند دنبال جواب.[/nb]

× شاید مشکل از منه "-:
 
Back
بالا