من حتی از اسم مار هم میترسم:///
بعد راهنمایی بودم یدونه مار برداشتم بردم مدرسه، شیشه عه تو سرویس جا مونده بود
وایی، میترسیدم یهو اقاییه ترمز بزنه شیشه بیفته بشکنه و ماره بیاد بیرون
عجب روزی بود اون روز
بعد اون موقع هنوز اسنپ نبود، ساعت ۶ صبح در ب در دنبال آژانس ک برسم به سرویسم ، اصن ی وضعی😂
که باشد هر بهاری را نهایت...
تسلیت واژهٔ کوچکیس-

امتیازات: سوفی