👾 اگر پلیس نمیرسید چه اتفاقی میافتاد؟ دستش رو مشت کرد و با بی حوصلگی فریاد زد
🌀آزاد میشدم! سکوت سنگینی در اتاق برقرار شد 🌀از جهنمی که واسم ساخته شده ازاد میشدم 👾اگر الان آزادت کنیم به خودت آسیب میزنی؟ مکس خنده ای تمسخر امیز زد
.جواب های درست هر سوال رو میدونست اما چه فایده ای داره؟ دکتر...
________Silent Eclipse _part:4 همه چیز دور سرش میچرخید.گیج بود.این جا کجاست؟ چند دقیقه طول کشید تا به یاد بیاورد که چه شده.اخم هایش در هم رفت.
آه او دوباره در تخت اورژانس بود آرام بلند شد و روی تخت نشست و زانو هایش را با ناامیدی بغل کرد .
برای لحظهای به پنجره خیره شد.
طبقه چندم بود؟
اگر شیشه...
گاهی درست در لحظهای که گمان میکنی تمام ستارهها مردهاند و فرشتگان به خواب رفتهاند، روشن ترین نور بر تو میتابد؛ گویا منجی، تمام این مدت، در انتظار تو بوده ...
چه کسی از گذشته خبر دارد؟چه کسی میداند زیر ماهی خونین چه گناهانی را انجام دادیم و چه چیزهایی را از دست دادهایم؟
اما آیا اهمیتی...