ی مرد با هودی روی بالش داشت خواب شیمی میدید.با تملق و ملق و لق نمیشه جمله ساخت
شیمی - هودی - بالش
مرغ - فوتبال - دلار
ی مرد با هودی روی بالش داشت خواب شیمی میدید.با تملق و ملق و لق نمیشه جمله ساخت
شیمی - هودی - بالش

داشتم فوتبال میدیدم که بابام گفت چون دلار رفته بالا مرغ گرون شده ✅ی مرد با هودی روی بالش داشت خواب شیمی میدید.
مرغ - فوتبال - دلار
چشم دیوار تشنهی سیمانهداشتم فوتبال میدیدم که بابام گفت چون دلار رفته بالا مرغ گرون شده ✅
تشنه-چشم-دیوار
از پنجره دیدم ایلان ماسک داره فلافل میزنهچشم دیوار تشنهی سیمانه
ایلان ماسک - پنجره - فلافل
درختی در کوهی در ایران سیب دارد.از پنجره دیدم ایلان ماسک داره فلافل میزنه
کوه سیب ایران
به سبزی نمک زدم و باهاش ترشی درست کردمدرختی در کوهی در ایران سیب دارد.
ترشی - سبزی - نمک

دخترک، خلاق بودن را از خالقش آموخته بود. آرام صفحات کتاب را گشود و و ورق زد. واژگان پرنده شدند و به عمق قلبش پر کشیدند، جمله ها مانند پیچک از قامت سرو گونه اش بالا رفتند و حالا او بود که جملات را می آفرید !به سبزی نمک زدم و باهاش ترشی درست کردم
پرنده خلاق کتاب
)دکتر من نان و پنیر خورد.دخترک، خلاق بودن را از خالقش آموخته بود. آرام صفحات کتاب را گشود و و ورق زد. واژگان پرنده شدند و به عمق قلبش پر کشیدند، جمله ها مانند پیچک از قامت سرو گونه اش بالا رفتند و حالا او بود که جملات را می آفرید !
()
دکتر-من-پنیر
لعنتی آن رسمیه اون غیر رسمیه چطور بذارمشون تو ی جمله؟این اون آن

مهطوا 
معلوم نیست حالا که پرنده ها شب ها خوابن کی انار ها رو میندازه.حیاط پشتی بابابزرگ شهرام پر از گیوتین های قرون وسطا بود .
انار - شب - پرنده