گربه سیاه(Retr026)
کاربر خاکانجمنخورده

موقعی که تب داشتم مامانم منو نزدیک دریاچه ول میکرد تا بشینم ماهی های دریاچه رو تماشا کنمواکی تاکی رترو عجیبه
نزدیک ، تب ، تماشا
صدرا - گودزیلا - سنا

موقعی که تب داشتم مامانم منو نزدیک دریاچه ول میکرد تا بشینم ماهی های دریاچه رو تماشا کنمواکی تاکی رترو عجیبه
نزدیک ، تب ، تماشا
سنا برادری گودزیلا به نام صدرا دارد .موقعی که تب داشتم مامانم منو نزدیک دریاچه ول میکرد تا بشینم ماهی های دریاچه رو تماشا کنم
صدرا - گودزیلا - سنا
معلم زبان ، بانک صادرات ، چوب لباسیسنا برادری گودزیلا به نام صدرا دارد .
_حقیقت تلخ_
رترو
طوطی
کوکو
معلم زبان با چوب لباسی یکی از شعبه های بانک صادرات رو تخریب کرداسم طوطی من رترو هس و کوکو دوس داره
معلم زبان ، بانک صادرات ، چوب لباسی

۱۲ فروردین بودجه بندی سال بعد مدرسه رو قراره بنویسنمعلم زبان با چوب لباسی یکی از شعبه های بانک صادرات رو تخریب کرد
12 _بودجه بندی_فروردین
خره ، چرا مثل شامپانزه نشستی ، پاشو بیا بغلم کن و بوس بده۱۲ فروردین بودجه بندی سال بعد مدرسه رو قراره بنویسن
بوس - بغل - شامپانزه

جدیدا گوربه ها پسرا رو به خصوص صدرا ها رو تو گونی میکنن و میبرن سلاخی میکنن تا برای مخالفان حقوق گوربه ها درس عبرتی بشهخره ، چرا مثل شامپانزه نشستی ، پاشو بیا بغلم کن و بوس بده
گوربه ، سلاخی ، گونی
شرک داشت از کراشش که دوس دخترمه حرف میزد.جدیدا گوربه ها پسرا رو به خصوص صدرا ها رو تو گونی میکنن و میبرن سلاخی میکنن تا برای مخالفان حقوق گوربه ها درس عبرتی بشه
شرک - کراش - دوست دخترم

خادم مسجد که قبلا معلم شیمی بوده داشت واکنش هایی که توی ساختن ماکارونی اتفاق می افتاد رو حین پختنش توضیح میدادشرک داشت از کراشش که دوس دخترمه حرف میزد.
مسجد_ماکارانی_شیمی
حسنی با قرقره ماکت الت تناسلی مارمولک را ترسیم کردخادم مسجد که قبلا معلم شیمی بوده داشت واکنش هایی که توی ساختن ماکارونی اتفاق می افتاد رو حین پختنش توضیح میداد
حسنی - آلت تناسلی - قرقره

یه فیلم کمدی دیدم که تو یکی از سکانسا مرده کنجکاو بود ببینه موقع نماز و سجده رفتن بقیه چه شکلینحسنی با قرقره ماکت الت تناسلی مارمولک را ترسیم کرد
کنجکاو_نماز_فیلم کمدی
ساعت ۱۲ شبعکس شورت رو روی جلد کتاب کشیدیه فیلم کمدی دیدم که تو یکی از سکانسا مرده کنجکاو بود ببینه موقع نماز و سجده رفتن بقیه چه شکلین
ساعت . کتاب . شورت
صندلی در سایت سمپادیا کتاب کباب شده نوش جان میکردساعت ۱۲ شبعکس شورت رو روی جلد کتاب کشید
سمپادیا ، صندلی ، کباب
لارا در مسابقه ستاره همان گه در آلمان برگذار میشود شرکت کردهصندلی در سایت سمپادیا کتاب کباب شده نوش جان میکرد
ستاره_المان_لارا
خاله با پرشیا از پیاده روی خانه مادربزرگ رد میشودلارا در مسابقه ستاره همان گه در آلمان برگذار میشود شرکت کرده
پیاده روی -- خاله -- پرشیا

بابام داشت درباره مضرات کلر میگفت در حالی که داشت رسوب ته کولر آبی مضخرفمون رو میگرفتخاله با پرشیا از پیاده روی خانه مادربزرگ رد میشود
مضخرف_کلر_رسوب
الکساندر در حالی که دماغش تو زیربغلش بود از خودش عکس گرفت و گذاشت توییتربابام داشت درباره مضرات کلر میگفت در حالی که داشت رسوب ته کولر آبی مضخرفمون رو میگرفت
توویتر - زیربغل - دماغ
هری پاتر که از اسنیپ خسته شده بودالکساندر در حالی که دماغش تو زیربغلش بود از خودش عکس گرفت و گذاشت توییتر
خسته - دبیر شیمی - مچ بند
پروتئین شلوغی کرد و هرمیون با چوب دستی افتاد دنبالشهری پاتر که از اسنیپ خسته شده بود
با مچ بند جادوییش اونو به یه معلم شیمی عادی تبدیل کرد
چوب دستی_هرمیون_پروتئین
دیروز دست دوستم یه کتاب چرت و پرت دیدم که توش کلماتی مثل"عشق تماشایی" یا "ارامش نگاه تو " یا دلتنگی بودپروتئین شلوغی کرد و هرمیون با چوب دستی افتاد دنبالش
عشق تماشایی - آرامش نگاه تو - دلتنگی