خاطرات سوتی‌ها

شروع موضوع توسط tamanna ‏2008/6/20 در انجمن خاطرات

مدیران: ***Paradise
  1. ارنواز

    ارنواز کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    897
    امتیازات:
    +2,971 / -46
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 / فرهنگ
    شهر:
    مشهد
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    باستان شناسی
    پاسخ : سوتی‌ها

    + سر کلاس عروض بودیم، یکی از بچه های پای تخته بود داشت شعر می نوشت و تقطیع میکرد. بعد معلممون هی از طرز نوشتن ـش ایراد میگرفت اینم عصبی شده بود.
    دبیرمون یه ایراد دیگه گرفت و گفت : این خط ها رو چرا اینجوری کشیدی؟
    همکلاسی م با عصبانیت تمام : خانوم! خب خودتون گفتین بکشم پایین !!! :-L
    دبیرمون : :| :-" :D
    ما : :)) =)) :))
    دوستم : چرا میخندین شماها؟؟ :-L :-?
    ما : :)) :D
     
    • لایک لایک x 11
  2. jazinibam

    jazinibam کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    180
    امتیازات:
    +849 / -51
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان دوره دوم علامه حلی
    شهر:
    بم
    سال فارغ التحصیلی:
    96
    دانشگاه:
    kmu
    رشته دانشگاه:
    دندون دانشگاه کرمان
    پاسخ : سوتی‌ها

    یک روز از مدرسه می اومدیم . با بابام . رادیو ماشین روشن بود . بعدش رسیدیم جلو ی خونه . ماشین رو خاموش کردی . بابام پیاده شد . منم داشتم پیاده می شدم که دیدم رادیو داره هنوز سیگنال می گیره و قطعه قطعه پخش می کنه . نمی دونی عجب صحنه باحالی شده بود
     
    • لایک لایک x 2
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  3. Miraneh

    Miraneh کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    809
    امتیازات:
    +4,013 / -67
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان ۱
    شهر:
    اهواز
    سال فارغ التحصیلی:
    97
    پاسخ : سوتی‌ها

    درس دينی بالاخره تموم ميشه معلمم ايستاده يكی از بچه هامون شروع ميكنه:
    برای سلامتی دانش آموزان صلــــوات!
    ما:اللهم صل علی...
    برای سلامتی فلانی صلــــوات!
    ما:اللهم صل علی...
    برای سلامتی روح معلممون صلــــــــــوات!
    ما:الــــــلهم صل علی...
    معلم: X-( و ما: :-" :>
     
    • لایک لایک x 11
  4. fakury for this weak

    fakury for this weak کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    54
    امتیازات:
    +660 / -26
    نام مرکز سمپاد:
    f1
    شهر:
    kerman
    پاسخ : سوتی‌ها

    زنگ زدم خونه دوستم (15 سالشه)یکی گوشی رو برداشته

    طرف: الو
    من: الو سلام :)
    طرف: سلام ,بفرمایید
    من: فاطمه جان هستن؟ :)
    طرف:داره بچه شیر میده
    من:بچه شیر میده؟؟!! :eek:
    طرف: اره, کارش تموم شد میگم بهتون زنگ بزنه
    من: :eek:

    نتیجه گیری1: در هنگام تلفن کردن به یک فرد در شماره گیری دقت کنید.
    نتیجه گیری2:وقتی به کسی زنگ میزنید اول بگید "منزل فلانی؟"وقتی مطمئن شدید که درست گرفتید حرفتونو بزنید.
    نتیجه گیری3:اسم های تکراری و عربی مثه"فاطمه و زهرا و محمد وامیر و... " روی بچه هاتون نذارید.قاتی پاتی میشن باهم!!!
     
    • لایک لایک x 47
  5. shnava

    shnava نوا عضو کادر مدیریت مدیر کل

    ارسال‌ها:
    1,536
    امتیازات:
    +16,495 / -253
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    دانشگاه:
    شهید بهشتی
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    تلگرام:
    اینستاگرام:
    پاسخ : سوتی‌ها

    سر کلاس زیست بودیم فصل چهار زیست(غدد برون ریز و اینا) دبیرمون بلند پرسید: بچه ها از کبد چی ترشح میشه میشه من بلندگفتم ادرار :)) :)) :))
    چیه خب X-( از اثرات کم خوابیه؛ فکر کردم میگه کلیه :-?
     
    • لایک لایک x 11
  6. Ali.SH

    Ali.SH کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    626
    امتیازات:
    +3,709 / -77
    نام مرکز سمپاد:
    HIV
    شهر:
    Tehran
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    تلگرام:
    پاسخ : سوتی‌ها

    سر کلاس عربی بچه ها داشتن صحبت میکردن درباره ی روابط خوانوادگی علوم :D
    مثلا شیمی مادر علومه و از این حرفا یه دفعه بقل دستیم خیلی اروم پرسید بچه ها به نظرتون عربی چیه؟؟؟ :D
    منم جو گیر شدم با صدای نسبتا ارومی گفتم خب معلومه... عمش :D :D
    فقط نمیدونم من به این ارومی گفتم چرا کل کلاس رفت رو هوا؟؟
    نامرد معلم عربی بهم منفی داد
     
    • لایک لایک x 11
  7. Narcissus

    Narcissus کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,567
    امتیازات:
    +2,004 / -37
    نام مرکز سمپاد:
    دبيرستان فرزانگان1
    شهر:
    مشهد
    پاسخ : سوتی‌ها

    wellcom?! X_X X_X
    welcome ه به خدا! >:p
    حالا میگیم کلمه Well رو تریپ فارسی ترجمه کرده و کلمه رو مرکب گرفته اینجوری نوشته واقعا میخام بدونم com چیه اینجا؟! :)) :-??

    [​IMG]
     
    • لایک لایک x 13
  8. Ромина

    Ромина کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    559
    امتیازات:
    +4,156 / -206
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگانــــــ یکـــــــــ
    شهر:
    کرمان
    پاسخ : سوتی‌ها

    امروز سر كلاس فيزيك،درس رسيده بود به ميدان الكتريكي و اين چرت و پرتا
    بعد كه معلم درسش رو داد رفت نشست
    يهو دوست بنده كه كنارم ميشينه و توي اين سايت هم هست(نذاشت اسمش رو بنويسم ;;))برگشت با جديت ازمعلم پرسيد:خانوم،ما هم ميدان داريم؟؟يعني منظورم اينه كه ميشه ما هم باردار شيم؟؟ :D :))
    بعد من اين رو شنيدم خندم گرفت،بهش گفتم:شك نكن كه ميشه
    اونم اين رو شنيد و خندش گرفته بود،از طرفي هم تلاش ميكرد نخنده و به توضيحات معلم گوش بده
    هيچي ديگه،معلم فهميد ما داريم به چي ميخنديم،شروع كرد به خنديدن
    و اينگونه بود كه ما هم منفجر شديم :D


    ببخشيد اگه يكم لوس بود،ولي خوب توي اون لحظه خيلي خنده دار بود
    لايك بدين ديه :D :x
     
    • لایک لایک x 32
  9. ghAzAl 4

    ghAzAl 4 کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    5
    امتیازات:
    +24 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    farzanegan II
    شهر:
    Tehran
    پاسخ : سوتی‌ها

    آقا ما سال پیش 2 تامعلم هندسه داشتیم نه ینی منظورم اینه که 2 تا معلم هندسه بودن که به پایه اولا درس می دادن. یکیشون که معلم ما نبود قدش نسبتا کوتاه بود و وقتی تو کلاس بود کسی متوجه نمی شد تو کلاسه.
    خلاصه یه دفه من می خواستم برم یکی از دوستام توی یکی از کلاسای دیگه رو ببینم. اونا هم اون زنگ هندسه داشتن. من دویدم سر کلاسشون و با صدای خیلی بلند گفتم سپیده خره!!!!!!! 8-}
    بعد دیدم کلاس ساکته.
    یکم که نگاه کردم دیدم معلمشون با چشمای گرد داره نگام می کنه. :|
    این معلمه هم یه ذره اصاب مصاب نداره. :-L
    هیچی یه 5 6 تا سکته ناقص زدم و بعدشم گفتم ببخشید و کلمو انداختم پایین و از کلاس اومدم بیرون. B-)
     
    • لایک لایک x 16
  10. فاطمه م.

    فاطمه م. فاطمه م.

    ارسال‌ها:
    633
    امتیازات:
    +4,314 / -29
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان چهاردانگه
    شهر:
    تهران
    سال فارغ التحصیلی:
    95
    دانشگاه:
    پلی تکنیک تهران
    رشته دانشگاه:
    علوم کامپیوتر
    پاسخ : سوتی‌ها

    حدود 2سال پیش ما یه معلمی داشتیم یه آقای بیست و خورده ای ساله. ایشون سرکلاس، زمان استراحت هی ادای دخترا رو در میاوردن مثلا اینجوری که با یه صدای نازک میگفتن آخه این کارو کنم ناخنم خراب میشه! به این منظور که هی به ما بگن شما چقد لوسید!
    یه روز چند باری این اتفاق افتاد و ایشون به شوخی رفتارای مارو تکرار کردن، منم خسته و بی حوصله، از صب تا اون ساعت که حدودا 9 شب بود تو مدرسه کار کرده بودم و اصن قاطی بودم! برگشتم گفتم «اه! بسه دیگه آقای فلانی! خسته نمیشید انقد دختربازی میکنید؟!» اول همه :eek: شدن منم :-? و بعد #-o و بعد X_X
    بعدم بقیه =))
    منظورم این بود که چرا انقد ادای دخترا رو در میارید؟ :-"
     
    • لایک لایک x 22
  11. mml

    mml کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    9
    امتیازات:
    +28 / -0
    شهر:
    اصفهان
    رشته دانشگاه:
    معماری
    پاسخ : سوتی‌ها

    خودکار بیک :-"

    خاطری بسیار جالبی که از خودکار بیک دارم .اینکه سال دوم راهنمایی بودام و اون وقتا بازار خودکار بیک داغ بود خودش نه نیش بچه های کلاس استفاده ی بهینه ازش می کردن کاغذ رو توی دهنمون می زاشتیم با نی خودکار به سر کلاه معلما هدیه می کردیم. تا این که یه روز از شانس خوب من زادم یه جای خوب معلم فیزیکم (معلم فیزیک شوهر خالم بود)بعد متوجه شود .با احترام کامل از کلاس بیرونم کرد. بعد از زنگ همه به سمت دفتر راهنمایم کرد.بعد به مدیر اثر هنریم رو نشون داد.جاتون خالی یه هفتیه اخراجمون کردان. :)


    خدایش چه حالی میداد زمانی که تا ساعت12می خوابیدام
     
    • لایک لایک x 6
  12. Ромина

    Ромина کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    559
    امتیازات:
    +4,156 / -206
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگانــــــ یکـــــــــ
    شهر:
    کرمان
    پاسخ : سوتی‌ها

    ميخواستم توي برنامه ي tango,برمfriends nearbyرو ببينم،گوشيم گفت كه بايد gps رو فكر كنم فعال كني كه بتونيم لوكيشنت رو شناسايي كنيم
    منم رفتم چيزي كه اين گفته بود رو روشن كنم،اشتباهيroaming رو روشن كردم :|
    هيچي ديگه
    برام اس ام اس دادن كه مشترك گرامي،به دليل فعال سازي حق رومينگ،مبلغ صدو شصت و چهار هزار تومنبه مبلغ قبض شما اضافه خواهد شد
    من :|
    بابام :|
    عمه ي مخابرات :|
    عمه ي همراه اول :|
     
    • لایک لایک x 16
  13. zahra:)

    zahra:) کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    529
    امتیازات:
    +4,785 / -60
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    نجف‌آباد
    سال فارغ التحصیلی:
    1394
    رشته دانشگاه:
    بیوتکنولوژی
    پاسخ : سوتی‌ها

    دبیر زیست: تعداد سییناپس مغز لامورا خیلی کمه
    یکی از بچه ها: لامورچیه
    من با اعتماد به نفس کامل:نوعی میمان (میمون)است
    دبیر:دخترم جور دیگه ای هم میتون کتابی صحبت کنی انقدر به خودت فشار نیار
    من: خانم نمیخواستم کتابی صحبت کنم تو بهر شما بودم
    کلاس در این لحظه: =)) :)) =))
    .
    .
    .
    و بعد چن ثانیه تازه فهمیدم چی گفتم :-"
     
    • لایک لایک x 36
  14. Golnoosh

    Golnoosh کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    678
    امتیازات:
    +2,465 / -11
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فرزانگان 1 !
    شهر:
    همدان
    دانشگاه:
    علوم پزشکی همدان
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : سوتی‌ها

    خدا منُ محو کنه از رو زمین با این سوتی دادنام : |

    دیروز رفته بودیم مطب دکتر ( جراح عمومی ) واسه این که من بخیه ی پامُ بکشم ، یه خانومه 20 و خورده ای ساله نشسته بود رو صندلی ، بعد از چند دقیقه پاشد ، همونطور ک دستش ب شکمش بود گفت ب همراهش که نمیتونم بشینم ، اذیت میکنه !
    منم با ذوق اکتشافمو واسه مامانم توضیح دادم : ا ِ مامان مامان خانومه بارداره ، بعد مامانم گفت آخه آدم باردار پیش جراح عمومی چکار میکنه ، میره پیش متخصص زنان! شکمشو بخیه زده این !
    منم گفتم آخه شکمش اندازه ی ایناس ک 3 قلو دارن ، بعد من هی دیدم مامانم با آرنج داره میزنه تو شکمم و این خانومه و همراهشم تا آخرش چپ چپ نگام میکنن ، نگو بلند بلند گفتم همش ُ
     
    • لایک لایک x 14
  15. yadetnare

    yadetnare کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    13
    امتیازات:
    +18 / -1
    نام مرکز سمپاد:
    دبیرستان فرزانگان امین نجف آباد
    شهر:
    نجف آباد
    رشته دانشگاه:
    هرچی خدا بخواهد
    پاسخ : سوتی‌ها

    سوتی تااا دلتون بخواد
    1- داری یه چیز بوووووووووووووووووووق میگی بعععد ناظم :-h بال سرت ظاهر شه :-ss
    2- از عصبانیت داری می میری بعد یه دفه ازاون جمله ها هست که می گه سکوت را رعایت کنید بگی ~X(
    3- با اعتماد به سقف وسط کلاس یه چیز ......... داد بزنی بعد کلاس بره رو هوااااااااااااا :-\
     
    • لایک لایک x 5
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  16. Veteran

    Veteran کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    99
    امتیازات:
    +796 / -17
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    عروس زاگرس ؛ آلامتو
    پاسخ : سوتی‌ها

    برای استاد ادبیاتم احترام خاصی قائلم ، خیلی دوستش دارم !
    استاد : خلاصه ببخشید دیگه به بچه ها بگو کلاس تشکیل نمیشه . . .
    من : اختیار دارید این چه حرفیه بخشش از ماست باید قبلش باهاتون هماهنگ میکردم !
    اصلا" یادم نمیاد چطور خداحافظی کردم بعد از اون حرفم ! فکر کنم خودش هم نفهمید چی گفتم !
    ==========
    بعد از بیشتر از 10 سال قهری ( چقدر بچگانه !) با دوست دوران کودکی ، موقعی که مادرش رو بعد از سال ها دیدم :
    مادر دوستم : وای رسول جون چقدر بزرگ شدی ، ماشاالله ! بیا جلو ببوسمت !
    من : ممنون شما هم بزرگ شدید !
    بازهم نفهمیدم چطور تونستم خودم رو جمع و جور کنم !
     
    • لایک لایک x 22
  17. z.n1994

    z.n1994 کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    265
    امتیازات:
    +1,436 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 مشهد
    شهر:
    سر همه شهرا
    دانشگاه:
    دانشگاه علوم پزشکی مشهد
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : سوتی‌ها

    برادر دوستم (کوچوله عه ها.کلاس هفتمه الان. ولی این قضیه مال خیلی وقت پیشه)ی مدت بوده کلاس زبان نرفته بوده بعد رفته تعیین سطح.بعد طرف گفته :whats your name?

    برادر دوستم:چتر؟

    طرف: :eek: :eek:
    برادر دوست: :D :D
    ما وقتی شنیدیم قضیه رو: =)) =)) =)) =))
     
    • لایک لایک x 8
  18. z.n1994

    z.n1994 کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    265
    امتیازات:
    +1,436 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 2 مشهد
    شهر:
    سر همه شهرا
    دانشگاه:
    دانشگاه علوم پزشکی مشهد
    رشته دانشگاه:
    پزشکی
    پاسخ : سوتی‌ها

    امروز رفتم خونه دوستم .وایرلس دارن بعد من با گوشیم رفتم نت.یهو گفتم اااا!من میتونم برم یوتیوپ و توییتر.بعد یادم اومد ک اینا فیلترن.بعد دوستم ک کلا این چیزارو نمیفهمه رفته بود ایمیل منو زده بود با پس ایمیلم ک بره تو توییتر.
    ینی تا میبینه ی جا نوشته یوزر و پس وارد کنید مینویسه[email protected]
    آخه یکی نیس بگه مگه تو عضوی؟؟؟مگه تو پس تعیین کردی ک حالا داری باهاش وارد میشی؟؟؟ =)) =))
     
    • لایک لایک x 7
  19. (:TABASSOM:)

    (:TABASSOM:) آبــیِـ آســمونـــــی

    ارسال‌ها:
    1,066
    امتیازات:
    +21,767 / -393
    نام مرکز سمپاد:
    FRZ
    شهر:
    TBZ
    سال فارغ التحصیلی:
    94
    پاسخ : سوتی‌ها

    زیاد ضایع نیس به معلم آقا بگی خانوم(البته تو مدارس دخترونه)
    ولی فک کنم خیلی ضایس معلم خانومتو "آقا " صدا بزنی اونم بایه لحن خاص !!! :-[
     
    • لایک لایک x 13
  20. saba987

    saba987 کاربر فوق فعال

    ارسال‌ها:
    154
    امتیازات:
    +529 / -4
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان
    شهر:
    سبزوار(ساسویه)
    رشته دانشگاه:
    cs
    پاسخ : سوتی‌ها

    یه دوستی دارم گهگاهی ک شارژ نداره از گوشی اعضای خانوادش اس میده بهم.... منم همه رو به شکلی که نمیدونم کدوم شماره ماله کدومشونه به اسم دوستم سیو کردم....
    چند روز پیش باهم کتابخونه بودیم اونم گوشی نیاورده بود از گوشی من اس داد به داداشش ( اونم میاد کتابخونه واسه ارشد میخونه....)
    فرداش من رفته بودم کتابخونه اونم نیومده بود .
    به دوستم یه پیامی دادم و شمارشو از لیست تماس های اخیرم زدم...
    با این مضمون:
    - سلام الاق جونم نمیای؟
    - تو کی رفتی؟؟؟
    -چهل و پنج دقه پیش
    و مجددا خودم پس از مدتی:
    -خر... پرسیدم نمیای عزیزم؟
    -نه ولی هر وقت خواستی بری خونه بگو بیام دنبالت .
    من: :-\ :-ss :-??
    - """"""" خودتی؟؟
    - نه اتفاقا من فک کردم شما """""" هستین . من داداششم!!!
    #-o
    پ.ن: در حات معمول هیچوقت با دوستم اینجوری صحبت نمیکردم! :|
     
    • لایک لایک x 22
مدیران: ***Paradise