خاطرات سوتی‌ها

شروع موضوع توسط tamanna ‏2008/6/20 در انجمن خاطرات

مدیران: ***Paradise
  1. tamanna

    tamanna کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    44
    امتیازات:
    +154 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    Farzanegan
    شهر:
    Andimeshk
    تا حالا سوتی دادین؟؟؟؟؟
    خب برا هم همه ما پیش اومده که یه جایی سوتی داده باشیم و بعدش هم ضایع شده باشیم.
    خب حالا ببینیم کی جرات داره سوتی خودشو برای ما تعریف کنه؟؟؟؟؟؟؟
    ما هم یه خورده بخندیم
     
    • لایک لایک x 74
  2. tamanna

    tamanna کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    44
    امتیازات:
    +154 / -0
    نام مرکز سمپاد:
    Farzanegan
    شهر:
    Andimeshk
    پاسخ : سوتی‌ها

    خب خودم شروع ميكنم
    می خواستم کلاس رو تاریک کنم پنجره ی شیشه ای رو بستم!!!!!!
     
    • لایک لایک x 72
  3. hasangolab

    hasangolab کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    438
    امتیازات:
    +128 / -9
    شهر:
    قم
    دانشگاه:
    Massachusetts Institute of Technology
    رشته دانشگاه:
    Electrical Engineering
    پاسخ : سوتی‌ها

    تا دلت بخواد سوتی دادم!
    1- تیر گاز!!! :D
    2- قسم عباس رو باور کنم یا دم حضرت خروسو؟ (قسم حضرت عباس رو باور کنم یا دم خروسو!)
    سوتی یکی از دوستان: ببخشید رادیکال یک چند میشه؟؟؟ (باحالتی که برای اسکل کردن معلم به کار میره اینو گفت)
     
    • لایک لایک x 47
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  4. sampadcity.com

    sampadcity.com کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    1,376
    امتیازات:
    +167 / -87
    شهر:
    قم
    پاسخ : سوتی‌ها

    بله راست میگه

    یکی از بچه خر خون های کلاسمون با دوستش تو زنگ نهار نشسته بودن 30 دقیقه به این فکر کردهبودن که چه جوری میشه رادیکال یک رو رسم کرد.
    بعد از زنگ با حالتی که انگار می خواد مچ بگیره گفت ببخشید رادیکال یک چی میشه؟


    --------------------------------------------------------------------------------
    یادم نمی یاد؟
    Slience تو که ماشا الله افشا گری زیاد می کنی چیزی یادت نمی یاد؟
     
    • لایک لایک x 20
    • دیسلایک دیسلایک x 5
  5. markiz

    markiz کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    25
    امتیازات:
    +30 / -2
    پاسخ : سوتی‌ها

    يادم معلم در مورد تياتر(!) خياباني توضيح ميداد من با يه حالت متفكرانه گفتم حالا كجاي خيابون اجرا ميشه؟!(توضيح:تياتر خيابوني يعني هر تياتري كه روي صحنه نباشه)
     
    • لایک لایک x 22
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  6. shaghayegh

    shaghayegh کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    49
    امتیازات:
    +59 / -1
    پاسخ : سوتی‌ها

    سلام
    من یه عضو جدیدم
    داشتم وبلاگو می خوندم که یهو...دیدم من با بقیه فرق می کنم
    آخه من تو بچگیم نه کسی چیزی بهم گفته که حالا یادش بیفتم،نه اتفاق خاصی برام افتاده... ???
    نمی دونم شما ها مثل من هستید یا نه؟
    به هر حال خیلی ناراحتم که دوران سمپادی بودنم نصف بیشترش گذشته...یاد قبلنا که می افتم هم می خندم هم گریه می کنم...
    بذارید یه خاطره بگم
    یه بار یه بازرس اومده بود مدرسه...بعد ما ریاضی داشتیم...آقا این اومد تو کلاس ما...ایستاد جلوی پنجره...از پشتش نور می خورد تو صورت من و بغل دستیم سیاه می دیدیمش...بعد فک می کردیم داره یه طرف دیگه رو نگاه می کنه هی بهش می خندیدیم...حالال نگو ما رو داشته نگاه می کرده
    حالال سوتی های ما به کنار...معلمممون دستاش پای تخته می لرزید...دیدین داشت اون صحنه...
     
    • لایک لایک x 31
  7. neda.m

    neda.m کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,725
    امتیازات:
    +2,924 / -85
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    شهید رجائی تهران
    رشته دانشگاه:
    مهندسی عمران - ژئوتکنیک
    پاسخ : سوتی‌ها

    نه! اتفاقا اصلا بی مزه نبود!!! ;) واسه من که از این چیزا زیاد پیش اومده! 2، 3 باری شده که جلوی شیشه ی مغازه و بانک وایستادم و روسریم رو درست کردم، بدون این که حواسم باشه از پشت شیشه دیده میشم!!! سوتی ها رو حال میکنی؟؟؟!!!! حالا الان بیشتر دقت میکنم!
     
    • لایک لایک x 37
  8. sona

    sona کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    67
    امتیازات:
    +76 / -1
    پاسخ : سوتی‌ها

    من اونقد سوتي دادم كه نمي دونم كدومو بگم.نود در صد زندگي من با سوتيو مسخره بازي ميگذره.
    مثلا" يه بار سال سوم راهنمايي كتاب يكي از بچه ها كه اونوره كلاس نشسته بود دست من بود ازم كتابرو خواست منم از اينور پرت كردم نگو تو اين حين معلم اومده كلاسو كتاب درست خورد به صورتش :-\ بعدشم ديگه ....
    يه بارم من اصلا" بلد نبودم سوت بزنم سر كلاس همه ساكت نشسته بوديم معلم پاي تخته درس مي داد منم يهو شيطونيم گل كرد خواستم يه تمرين سوت زدن بكنم از شانس من يهو صداش درومد...
     
    • لایک لایک x 44
  9. شیدا.م

    شیدا.م کاربر نیمه فعال

    ارسال‌ها:
    12
    امتیازات:
    +78 / -4
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان آبادان
    شهر:
    آبادان
    پاسخ : سوتی‌ها

    آخ!!! سوتی :P
    یه بار ماه رمضون بود،مدرسه مون واسه افطار دعوتمون کرده بود.کلاس ما هم قرار بود سالاد درست کنه.
    ما سالاد رو درست کردیم و کلی هویج رنده شده اضافه اومد،گفتیم اینا رو چی کار کنیم؟بریزیم روی سر یکی از بچه ها! :D
    قرار شد یکی بره این دختره رو صدا کنه و ما پشت دیوار قایم شیم و تا این اومد،هویج بریزیم روش :D
    ما صبر کردیم و تا سایه ی طرف رو دیدیم هرچی هویج بود ریختیم طرفش،ولی از قضا طرف اون دختره نبود، برنده ی مدال طلای المپیاد ریاضی بود که دعوت شده بود مدرسه تا با بچه ها المپیاد کار کنه. :D
    ولی خدایی با جنبه بود چون قیافه ی ما رو که دید،بعد به هیکل هویجی خودش زل زد و یهو قاه قاه خندید ;)
     
    • لایک لایک x 70
  10. shaghayegh

    shaghayegh کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    49
    امتیازات:
    +59 / -1
    پاسخ : سوتی‌ها

    بابا 100 رحمت به سوتی های خودمون!
    راستی ما یه بار تو راهروی مدرسه وقتی فکر می کردیم هیشکی نیست ترقه زدیم...نگو معوان هنوز تو دفتر بوده!!! :D :D
     
    • لایک لایک x 11
  11. Alireza

    Alireza کاربر فعال

    ارسال‌ها:
    24
    امتیازات:
    +58 / -3
    پاسخ : سوتی‌ها

    سوتی که زیاد دادم ...
    یه بار زمستون سال پیش خیابونا یخ زده بود منم داشتم با یکی از بچه ها مدرسه می رفتم ، داشتیم از جلوی یک گروه دختر رد می شدیم :P که یهو پای من لیز خورد و منم دوستم رو گرفتم تا نخورم زمین ؛ اونم زیر پاش لیز بود و برای اینکه نیوفته یکی از دخترا رو گرفت و سه تایی افتادیم ؛ بعد یارو شروع کرد به فحش دادن ... خودتون بهتر می دونین چه فحش هایی
     
    • لایک لایک x 50
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  12. neda.m

    neda.m کاربر خاک انجمن خورده

    ارسال‌ها:
    1,725
    امتیازات:
    +2,924 / -85
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان 1
    شهر:
    تهران
    دانشگاه:
    شهید رجائی تهران
    رشته دانشگاه:
    مهندسی عمران - ژئوتکنیک
    پاسخ : سوتی‌ها

    چند روز پیش یه سوتی خیلی بد دادم!
    از خواب که بلند شدم داشتم کور مال کور مال دنبال عینکم رو تخت و کتابخونه میگشتم، کلی هم عصبانی شده بودم که چرا پیداش نمیکنم! به به خواهرم میگم عینکم رو کجا گذاشتی؟! میگه رو میز رو نگا کن، میگم آخه نمی بینم که!! بعد به صورتی کاملا اتفاقی متوجه شدم که عینک رو چشممه!! :D :D
     
    • لایک لایک x 23
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  13. trustme

    trustme لنگر انداخته

    ارسال‌ها:
    2,814
    امتیازات:
    +1,244 / -42
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    کاشان
    دانشگاه:
    دانشگاه کاشان
    رشته دانشگاه:
    مهندسی مکانیک در طراحی جامد
    پاسخ : سوتی‌ها

    یه روز هم من نرفته بودم سر کلاس زبان فارسی:
    یکی از بچه ها یه توپ ماوس باز کرده بود و باهاش بازی می کرد. چند روزی بود که این توپ توی دستش بود.
    می گن سر کلاس روی میز خوابیده بوده و داشته با توپ ماوس بازی می کرده که معلم قاطی می کنه و میاد توپ رو می گیره ..
    با شدت عصبانیت می ره طرف پنجره، پنجره رو باز می کنه و توپ رو پرت می کنه بیرون ... اما توپ بیرون نمی ره که .. پنجره توری داشت و توپ بر می گرده توی کلاس و قل قل کنون می ره پیش اونی که قبلا باهاش بازی می کرده ..
    حالا در نظر بگیرین معلممون کسی بود که از ضایع شدنش و خندیدن بچه ها ناراحت می شد. همه ی بچه ها هم خودشون رو نگه داشتن که نخندن و دارن قرمز می شن؛ یکی در رو باز می کنه و همه می ترکن !! :D
    بعد هم معلم هرچی دغ دلی داشت سر اون بیچاره خالی می کنه :D
     
    • لایک لایک x 54
  14. rojia sharif

    rojia sharif کاربر جدید

    ارسال‌ها:
    3
    امتیازات:
    +13 / -2
    پاسخ : سوتی‌ها

    تو راهنمایی کلاس ما بغل دفتر معاون بود.4شنبه سوری بچه ها اومدن سیگارت از پنجره بندازن تو حیاط 2 دور به میله های پنجره گیر کرد آخرشم تو کلاس ترکید!ا ز قضا ناظمم در دفتر بود...
     
    • لایک لایک x 11
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  15. soha

    soha کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    245
    امتیازات:
    +76 / -4
    پاسخ : سوتی‌ها

    یه بار هوار هوار داشتم از زیست بد می گفتم برگشتم دیدم معلم زیستمون پشت سرم ایستاده

    امروز داشتیم با دوستم خودمونو سمتامونو تو همایش فیزیک مسخره می کردیم 2 ، 3 تا از اون انتیک های بهشتی که می شه گفت باید آبرومونو نگه می داشتیم جلوشون ( مال یه همایش بودن از اون ور ) داشتن پشت سرمون راه می رفتن

    سر کلاس زبان گوشیم روشن بود استقلال پرسپولیس بازی داشتن پیروزی گل زد من خوشحال شدم به بغل دستیم گفتم بعد تا شعاع 2 متری یه تعدادی ابراز احساسات کردن معلمه می خواست بندازتم بیرون

    یه مدتم تو کف این بودم امضایی که روی 100 تومانیه چرا اینقد شکل شهید بهشتیه با دوستم سر زنگ ریاضی بحث می کردیم
    -دبیر : ..... چه خبره اون جا ؟ ( ...فحش نبودا فامیلامونه)
    من : خانوم شهید بهشتی از کجا میدونسته شهید می شه رو 100 تومانی امضا کرده شهید بهشتی (همه زدن زیر خنده -من اول دبیرستان ، زنگ ریاضی ،بحث اتحاد اولر-)؟
    دبیر : (لبخند) اون شهید بهشتی نیست یگانه جان یه چیز دیگس
     
    • لایک لایک x 15
  16. hidden

    hidden کاربر فوق حرفه ای

    ارسال‌ها:
    676
    امتیازات:
    +623 / -56
    نام مرکز سمپاد:
    سلطان شهیدان
    شهر:
    کرج
    دانشگاه:
    تهران
    رشته دانشگاه:
    دارو
    پاسخ : سوتی‌ها

    همین امروز : :D
    تو تاکسی به راننده 150 (کرایه ی 1 نفر ) دادم گفتم : 1 نفرم
    :D :D :D :D :D :D :D

    واسه دوستم :
    تو کلاس دبیر به یکی از بچه ها گفت : فلانی واست یه مثبت گذاشتم
    بعد این دوست ما گفت آقا واسه ما هم بزارید
    ( این یکی به آی کی یو کافی نیازمنده )


    پنجشنبه ی پیش با دوستانمون رفته بودیم گوهردشت ...چرخ بزنیم بد یهو رفتیم 8 توپ ( ایت بال )
    .1 .دوستم بعد از پخش شدن توپا توپه ایتو کرد تو سوراخ
    2. خواستیم دست جدید شروع کنیم توپه سفیدو گرفته بودم دستم میگفتم : چرا ضربرو نمیزینی ؟؟ زودباش باید برسم
     
    • لایک لایک x 25
    • دیسلایک دیسلایک x 3
  17. cowboy

    cowboy کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    285
    امتیازات:
    +700 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    مياندوآب
    دانشگاه:
    شریف
    رشته دانشگاه:
    نرم افزار
    پاسخ : سوتی‌ها

    دو هفته پیش معلم عربی پارسالمونو دیدم تو قلم چی یه چاپلوسی درست و حسابی کردم :D :D :D

    دم در دوستم منتظرم بود.... بهش گفتم :جات خالی یه دستمال باحالی کشیدم که نگ
    و بر گشتم دیدم

    معلم پشت سرمه :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[
     
    • لایک لایک x 12
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  18. odyssey

    odyssey کاربر نیمه حرفه ای

    ارسال‌ها:
    224
    امتیازات:
    +52 / -3
    پاسخ : سوتی‌ها

    سوتی من: چشمم رفت تو مژه ام!!!
     
    • لایک لایک x 17
    • دیسلایک دیسلایک x 2
  19. cowboy

    cowboy کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    285
    امتیازات:
    +700 / -7
    نام مرکز سمپاد:
    شهید بهشتی
    شهر:
    مياندوآب
    دانشگاه:
    شریف
    رشته دانشگاه:
    نرم افزار
    پاسخ : سوتی‌ها

    جدید ترین سوتی من الان یادم اومد

    اونروز اومدن بازدید از مدرسمون خب یه جلسه بود با همه ی معلما و.............

    مدیرمون یکی رو به عنوان دانش آموز نمونه صدا زد براشون مشکلاتمونو به

    اونم یه چیزایی گفت که با هم هماهنگ نکرده بودیم
    بعد گفت ما 10 تا کامپپیوتر داریم
    یه دفعه مدیر اومد طرفش بلند گو رو گرفت گفت البته ما تو مدرسه کامپیوتر نداریم اونارم به طور امانتی آوردیم
    بیچاره خیلی ضایع شد :D :D :D :D :D :D :D :D :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[
    (مدیرمون به اونا گفته بود کامپیوتر نداریم البته اونارو واقعن با هدیه های خانواده ها خریدن)
    دقیقن شده بود درس کباب غاز
     
    • لایک لایک x 7
    • دیسلایک دیسلایک x 1
  20. الهه.×

    الهه.× کاربر حرفه ای

    ارسال‌ها:
    324
    امتیازات:
    +32 / -2
    نام مرکز سمپاد:
    فرزانگان اهواز
    شهر:
    اهواز
    سال فارغ التحصیلی:
    90
    دانشگاه:
    دانشگاه تهران
    رشته دانشگاه:
    مهندسی پزشکی
    پاسخ : سوتی‌ها

    من و سوتی؟ نه هرگز ... :D
    .
    .
    .
    بذار یه خورده فکر کنم ...
    یه روز به معلم مردمون گفتم خانوم ... :D (البته خودشم خیلی خوشش اومد! کلی خندید!)
    (به جان خودم نه باشه به جان شما فعلاً دیگه چیزی یادم نمی آد... اگه یادم اومد بعداً براتون می نویسم...)
     
    • لایک لایک x 14
    • دیسلایک دیسلایک x 2
مدیران: ***Paradise