شاید کمی دور شدی …

 

از مرداد 65 تا مرداد 87 … جوان بودی هنوز!
 
 

 

–         فارغ التحصیل علامه حلی
–         دانشجوی کارشناسی علوم کامپیوتر شریف
–         دانشجوی نمونه کشور در سال 86
–         رتبه اول پنجمین جشنواره

بیشتر بخوانید
تلنگر

بسياري از وقت هايي كه تو خونه م  رو پشت ميزم مي گذرونم. خيلي وقته. شايد يه عادته. واسه همين خيلي وقت ها خيلي تلنگر ها رو پشت ميزم (فعل درست ش نمي دونم چي بود، فكر كنم:) مي خورم.  اكثر اوقات واسه خوندن، واسه

بیشتر بخوانید
یه به یاد موندنی دیگه!

جاهای خالی ای که هیچ وقت حس نمی شن، حالا دارن حس می شن و وقتی حس می شن همش حسرته و حسرت.حسرت روزای رفته، حسرت چیزای که بلقوه خاطره بودن اما بلفعل خاطره نشدن!حسرت تکرار نشدن چیزایی که خاطره شدن،حسرت خاطره های کمرنگی که

بیشتر بخوانید
NemidoOni

نمی دونی چقد می خوام را برم و جای پام نمونه ..
 
ناخن بکشم رو زمین و چنگش بمونه
حرف بزنم و هوا بخار کنه
دستمو تو مه غرق کنم
موهام خیییییییییییییییس شه و مث شلاق بخوره تو صورتم
تاریک باشه و بترسم
هیجان
بیشتر بخوانید

یه چیزی به اسم تایتل !!

نبودم چن وقت !
اتفاقات : مامانم فرت و فرت بهم گیر میده ، خب حق داره ، به خودم آسیب زیاد می زنم ، یه آدم خیلی خیلی محترم رو رنجوندم و دارم عذاب می کشم ، یه مشت آهنگ جدید گیر آوردم 😀

بیشتر بخوانید
گاهي برق مي آيد!

11:15 اومدم نت و سمپاديا.آي آر رو باز كردم. دو تا پست آخر رو خوندم و صفحه ي كامنت هاشون رو باز كردم. براي مطلب نيما نوشتم “آخخخخ گفتي ترديد…..” و رفتم سراغ خواندن كامنتي كه براي اون يكي مطلب گذاشته شده بود. دقيقا همون

بیشتر بخوانید