• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ما چه‌قدر اسیر ژن‌هامون هستیم؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sayna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : ما چه‌قدر اسیر ژن‌هامون هستیم؟

اراده اینجا مفهومی نداره. ما راجع به یک سیستم حرف می‌زنیم به اسم مغز و چیزی که بش دستور می‌ده به اسم ژنوم.
طبق نظریه جبر زیستی اگر کسی بین الف و ب انتخابی انجام می‌ده به خاطر ژنتیکش، متعاقبا پروتئینش، متعاقبا مسیرهای نورونی و نهایتا فانکشن مغزشه. اگر لحظهٔ آخر تصمیمش رو عوض می‌کنه بازم به دلیل ژن‌ش بوده.
این تاثیر محیط رو نفی نمی‌کنه. فقط می‌گه این‌که ما چه پاسخی به محیط می‌دیم باز وابسته به ژنتیکمونه.
 
پاسخ : ما چه‌قدر اسیر ژن‌هامون هستیم؟

محیط روی بیان ژن تأثیر می‌ذاره و بیان ژن روی تشکیل ساحتار مغز. پس بخشی از ژن‌هایی که تعیین کنندۀ رفتار ما در پاسخ به محیط هستند خودشون از محیط تأثیر پذیرفتن. به طور کلی، توی خیلی از موارد محیط رو بیان ژن تأثیر می‌ذاره. جبر زیستی این رو چجوری توجیه می‌کنه؟


به نقل از SaϔnA.M :
خب این‌که ژن‌ها فقط پروتئین می‌سازند، قبول. اما چیزی که نهایتا به عنوان فانکشن مغز می‌بینیم خیلی پیچیده‌تر از پروتئین‌هایین که ساخته شده. این یعنی مغز کامپیوتری نیست که تمام و کمال تحت کنترل کُدهاش باشه. پس رفتارهایی داره که اونو غیرقابل پیش‌بینی می‌کنه. مثل کامپیوتری که براش برنامه می‌نویسی اما نهایت عملی که از توش می‌بینی متاثر از جاهای دیگه هم هست. دقیقا چه اتفاقی برای نورون‌ها میفته که خارج از دستورکار کدون‌هاست؟ و آیا اینکه سیستم ما داره خارج از دستورکار عمل می‌کنه، چی باعث می‌شه بی‌نظم نشه؟ یا اگر بی‌نظم شد - اختلالات روانی- چه جوری نظمش توسط عوامل خارجی به هم ریخت؟


یک دلیل پیچیدگی مغز ممکنه این باشه که خیلی از رفتارهایی که به ژنتیک نسبت داده می‌شن، در حقیقت تحت تأثیر چند تا ژن هستن، نه یک ژن. مثلاً ۱۶ تا ژن مختلف روی پرخاشگری - Aggression - تأثیر می‌ذارن. پیش بینی و بررسی اثر این تعداد ژن از بررسی اثر یک یا دو تا ژن خیلی پیچیده‌تر و مشکل‌تره.


دربارۀ دوقلوهای همسان، اول باید یک چیزی مشخص بشه. آیا ژنوم دوقلوهای همسان کاملاً یکسانه؟ اگر تفاوتی وجود داره، آیا این تفاوت به اثرِ هر چند جزئی محیط مربوط می‌شه؟ چون هیچ وقت نمی‌شه یک محیط کاملاً یکسان به وجود اورد و رفتار رو توی اون محیط بررسی کرد. یعنی نمی‌شه اثر محیط رو حذف کرد و فقط به بررسی وراثت پرداخت. خیلی از تحقیقاتی که روی دوقلوهای همسان انجام شدن، این پیشفرض رو دارن که ژنون دوقلوهای همسان کاملاً یکسانه، پس در نتیجه گیری از تحقیقشون هر تفاوتی که بین دوقلوهای همسان وجود داشته باشه رو به محیط نسبت می‌دن. این ممکنه درست نباشه. دوقلوهای همسان ممکنه به هر دلیلی ژنوم کاملاً یکسان نداشته باشن.

× به نظر من ما اسیر ژن‌هامون نیستیم. :د
 
پاسخ : ما چه‌قدر اسیر ژن‌هامون هستیم؟

بابا calm down!!!!!
برای اولین بار توی زنگیم به سمپادی بودنم افتخار کردم!
چقدر اطلاعات!!
نه خوشم اومد... به اینده امیدوار شدم.
بحص جزابیه ادامه بدین
________
من الا در این موارد اطلاعاتی ندارم ولی یچیزی میگم
نگاه کنین من تابحال ندیدم کسی به ایم مسیله اشاره کنه.

ما میگیم خوشحال میشیم, چون مغز پیام دریافت میکنه, بعد دستور ساخت پروتیین داده میشه و هورمون, در نتیجه ما احساس خوشحالی میکنیم.
یعنی بعلت ترشح هورمون ما خوشحال میشیم.
چرا هیشکی نمیگه: بعلت خوشحالی, هورمون ترشح میشه؟؟؟

این دوتا متقابلن, همزمان رخ میدن, اما کدوم سبب دیگری هست.

فک کنم دارم چرت میگم :///
....
 
پاسخ : ما چه‌قدر اسیر ژن‌هامون هستیم؟

این که ژنتیک تا چه حد روی رفتاره ما تاثیر میذاره به طور کامل کشف نشده ، اما یکی از تاثیرات مهم ژنتیک روی اخلاق میتونه عامل جنسیت باشه که روی خیلی از اتصالات عصبی مغزی تاثیر میذاره و تفاوت های خلقی و ذهنی رو به وجود میاره!

همچنین بیانِ نوروترانسمیتر تاثیر خیلی زیادی روی رفتار داره و حتی میتونه عامل بیماری های روانی بزرگی مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی باشه
بیان نوروترانسمیتر و همچنین گیرنده هاش توسط محصول ژنِ خاصی کنترل میشن و فرض بر اینه که پلی مورفیسم در بیان ژن ها می تونه مردم رو برای استفاده از الکل و مواد مخدر اعتیاد آور و اختلالات دیگه مستعد کنه!

لازم به ذکره که صفات شخصیتی پیچیده تر از این هستن که بشه دقیق گف چقدرش تحته کنترله ژنـه و ما در آغازه درکه این موضوعیم که تا چه میزان شخصیتمون تحته کنترل ژن هامونه.

اما چطور میتونیم سهم ژنتیک رو روی رفتارها اندازه گیری کنیم؟

سهم ژنتیک در رفتار و شخصیت رو در حیوانات آزمایشگاهی به راحتی میشه اندازه گیری کرد چون که پرورش ژنتیکی و شرایطه محیط زیستیشون رو به راحتی میتونیم کنترل کنیم.

اما این برای مطالعه روی انسان ها غیر ممکنه. بنابراین محقق ها مجبورن از تحقیقات بزرگ و پیچیده خانوادگی استفاده کنن
که در این رابطه مطالعه روی دو قلوها بسیار مشهوره ، که ژنومشون شباهت بسیار زیادی به هم داره.
بعد از آنالیز آزمون شخصیته آینزک مشخص شد که نتایج برای دوقلو های همسان 0.468 مشابه بوده (یک به معنی پاسخ های 100% یکسانه)
و میزان تشابه پاسخ ها برای بستگان درجه یک 0.150 برای بستگان درجه دو 0.073 و اعضای خانواده خوانده 0.030 بوده...

این آزمون ثابت کرد که گرچه ژنتیک اثر به سزایی در شخصیت داره اما محیط هم بی اثر نیست و بیشتر از ژنتیک روی شخصیت افراد تاثیر میذاره در غیر این صورت تشابه اخلاقی بچه های دو قولو باید بسیار نزدیک به یک میبود

در آخر : ما چقدر اسیر ژنهامون هستیم؟!!

سوالیه که جوابه ساده ای نداره چون محیط روی بیان ژن تاثیر میذاره و اون چیزی که ما میگیم ژنی در اصل مطلقاً ژنی نیست


Reference : http://www.steadyhealth.com/articles/how-do-genetics-impact-behavior-and-personality​

دو تا ویدیو از گمانه اثر ژن ها روی زندگی بررسی میکنه

ویدیو 1 : به طور خلاصه میگه ژن ها روی خلق و خوی انسان حتی تنبلی و جنب و جوش و ... تاثیر میذارن

ویدیو 2 : بررسی میکنه که ساعت خواب عاملی وراثتی و تحته تاثیره ژنه

gene1.JPG
 
پاسخ : ما چه‌قدر اسیر ژن‌هامون هستیم؟

نظرتون راجع به تغییر مسیرهای عصبی با توجه به تجربه چیه ؟ یه چیزی شبیه مکانسیم حافظه ؟
 
پاسخ : ما چه‌قدر اسیر ژن‌هامون هستیم؟

=D>
 
سوالی که همیشه تو این مورد به ذهنم میومد این بود که این ژنهای ما با اینکه یه سری ویژگی های متمایز به هرکسی میدن آیا میتونن داخلشون یجایی باشه که اجازه بده بتونیم از این روند تکراری با اختیار و خارج شیم و یه سری ویژگیهامونو تغییر بدیم و این آزاد شدن و آزاد بودن نیست؟
 
طبق دیدگاه دترمینیسم، فیزیک نیوتونی قابلیت پیش بینی وضعیت اجسام رو داشت, برای این پیش بینی دوتا فاکتور واجب بود: ۱. وضعیت اغازین ذره (جرم, نیروی وارده و...) ۲. قوانین و فرمول های نیوتون. برای پیش بینی رفتار انسان هم وضعیت شروع انسان (داده های ورودی) و قوانین ذهن (آنالیز اون داده ها) واجبه. اینطور می شه رفتار انسان رو با فلسفه دترمینیستی محاسبه کرد. ولی ما نسبت به هردو مورد چه وضعیت شروع (بی شمار داده های ذهن) و قوانین ذهن انسان و انالیز داده ها "جهل" داریم, پس اسم این جبر پیچیده رو اختیار می ذاریم. ولی اگه روزی بشه این محاسبه پیچیده رو فهمید می تونیم رفتار انسان رو پیش بینی کنیم .* ژن ها هم تحت تاثیر این قوانینن*
ولی این دیدگاه در کوانتوم مورد قبول واقع نمیشه چون طبق اصل عدم قطعیت،طبیعت ذاتا تعیین ناپذیره.از قول هایزنبرگ:
می‌دانیم که دیریازود اتم رادیوم B در جهتی الکترونی گسیل می‌کند و به اتم رادیوم C تبدیل می‌شود. به‌طور میانگین کمتر از نیم‌ساعت طول می‌کشد تا این کار روی دهد. امّا این کار ممکن است پس از چند ثانیه یا پس از چند روز اتّفاق بیافتد. به‌طور میانگین به این معناست که وقتی با تعداد زیادی از اتم‌های رادیوم B سروکار داریم، پس از نیم‌ساعت تقریباً نصف آن تبدیل شده است. امّا در اینجا نمی‌توانیم در مورد یک اتم منفرد رادیوم B علّتی را برشمریم که چرا این اتم اکنون، و نه پیشتر یا دیرتر، تبدیل شده است، یا آنکه چرا در این جهت و نه در جهتی دیگر الکترونی گسیل کرده است. و این خود نشانی بر آن است که قانون علیّت تا حدودی ناکارآمد بوده است. و ما هم به دلایل زیادی بر این نکته یقین داریم که چنین علتّی وجود ندارد.
اطّلاع ما در این باره کامل است، زیرا که از دیگر تجربیّاتی که ما با این اتم رادیوم BB می‌توانیم انجام دهیم، این نتیجه برمی‌آید که اجزاء مشخّص‌کنندۀ** دیگری بر این اتم وجود ندارد جز آنکه پیش از این می‌شناختیم. بهتر است امّا روشن‌تر بگویم: بر ما اکنون این نکته روشن شده است که نمی‌دانیم الکترون در چه سمتی گسیل می‌شود، و شما هم در این مورد پاسخ دادید که باید بیشتر آن اجزاء مشخّص‌کننده را بکاویم تا بتوانیم آن سمت را معیّن کنیم. امّا حالا باز هم فرض کنیم که ما آن اجزاء مشخّص‌کننده را یافته باشیم، با این کار هم دوباره با مشکل دیگری رودررو می‌شویم. الکترون گسیل شده را می‌توانیم موجی مادّی در نظر بگیریم، که از هستۀ اتم تابیده می‌شود. این چنین موجی هم امّا می‌تواند سبب بروز پدیدۀ تداخل شود. و بازهم فرض کنیم که بخشی از موجی که از هستۀ اتم در جهت مخالف تابیده می‌شود به دستگاهی که به همین منظور قرار داده‌ایم وارد شود که سبب بروز تداخل شود که در نتیجۀ آن در دستگاه در جهت معیّنی خاموشی پدیدار شود. این کار به این معنی خواهد بود که با قطعیّت می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که الکترون سرانجام در این جهت تابیده نشده است. امّا اگر اجزاء مشخّص‌کنندۀ تازه‌ای را شناخته بودیم، از آنها چنین نتیجه می‌شدکه الکترون از این پس از هسته در جهت معیّنی گسیل می‌شود، به‌طوری که دیگر پدیدۀ تداخل بروز نمی‌کند. خاموشی هم دیگر در اثر تداخل پدیدار نمی‌شود و آن نتیجه هم استوار نمی‌ماند. حقیقت این است که خاموشی را در تجربه هم می‌توانیم مشاهده کنیم. پس طبیعت به ما می‌آموزد که آن اجزاء مشخّص‌کنندۀ مورد نزاع اصلاً وجود ندارد و اطّلاع ما هم‌اکنون هم بدون آن اجزاء مشخّص‌کننده کامل است.


حال اگه طبق تئوری ارک-ار،فرایندای ذهنو کوانتومی بدونیم،در اینصورت تفکرات و...مون صرفا ناشی از یه جبر نیستن بلکه دارای نوع خاصی از اختیار هستیم.
مغزما کاملا اسیر نیست!
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا