• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

چرا ما ایرانی ها کتاب نمی خوانیم؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع JB
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : آیا ما ایرانی‌ها بی شعوریم که کتاب نمی خوانیم؟

بیشعور ک ن اما بی اطلاع کم نداریم یا حتا بی پول!!
تو ایران یه جورایی فقر فرهنگی هس البته و اینه ک عذاب آوره واین شاید همون بیشعوری باشه! ;D
 
  • لایک
امتیازات: khlv
پاسخ : آیا ما ایرانی‌ها بی شعوریم که کتاب نمی خوانیم؟

دليلي كه من خيلي كتابخونم، مث بيشتر بچه ها اينه كه از نوزادي پدر و مادرم برام كتاب ميخوندن و وقتي خودم خوندن ياد گرفتن هميشه برام كتاب ميخريدن و تشويقم ميكردن.

يكي از دلايل كتب نخوندمون هم كه پست اول يه جورايي مطرح كرد اينه كه تصور عامه ي مردم از كتاب يا يه چيزيه كه بايد با بدبختي بزني تو سر خودت ازش چيز ياد بگيري، يا يه چيز عجيب پيچيده كه فقط از آدماي خاصي توقع ميره بخونن.

مثلن وقتي من تو مدرسه كتاب دست ميگيرم ميخونم، اكثر بچه ها با يه حالت مجذوب نگاه ميكنن انگار يه نوع تكنولوژي عجيب خطرناك دستم گرفتم. يه چيزي كه ممكنه آدم فقط تو فيلما ببينه ولي خودت نخوايش امتحانش كني... يا اكثر فاميلامون از بچگي با يه افتخار عجيبي در مورد هميشه كتاب به دست بودن من حرف ميزدن باهام. نميدونم منظورمو رسوندم يا نه. منظورم اينه كه جا نيفتاده كه كتاب ميتونه يه چيزي باشه كه چون عشقت ميكشه و ازش لذت ميبري ميخونيش... بلكه يه چيزيه كه خوندنش دشواره (و كسايي كه دوستش دارن كمي عجيبن!) ولي در نهايت آدمو پروفسور ميكنه!

 
پاسخ : آیا ما ایرانی‌ها بی شعوریم که کتاب نمی خوانیم؟

تو اکثر پستا این قضیه مطرح شده بود که چون مامان و بابام برام کتاب میخوندن و کتاب تو خونمون رفت و آمد داشت(!) منم کتابخون شدم.البته خودمم همینطوری کتاب خون شدم. حالا تصور کنید تو یه خانواده ای پدر و مادر 1-سواد کمی دارن یا اصلن سواد ندارن(خیلی کم پیدا میشه الان) 2-وقت یا حوصله کتاب خوندن رو ندارن. تو مورد اول خب هیچ وقت بچه نه تنها کتابی براش خونده نمیشه بلکه دست مامان باباش هم نمیبینه که مشتاق شه خودش بخونه. تو مورد دوم هم مثلا تصور کنید پدر و مادر هر دو پزشکن و خیلی وقتا خونه نیستن.شایدم خیلی مطالعه کنن ولی این اتفاق بیرون خونه جایی مثل مطب و کتابخونه و اینا میفته که خب بچه نمیبینه اونو و بعدشم وقتی شب میره کتاب قصه شو میده دس باباش یا مامانش اونا میگن خسته ایم فردا شب.و فردا شب میشه پس فردا شب و در نهایت هیچی. ینی بچه ای که تو خونه شون کتاب خونده نمیشه خودشم کتابخون نمیشه(ینی یه جورایی ارثی میشه این قضیه) و مشکل بزرگیه. توی مدرسه هم که هیچ وقت تشویق به خوندن کتاب برای سرگرمی نمیشه و همیشه باید یه کتابی بخونی که مفید باشه و وقتت رو هدر نده و اینا 8-| در نتیجه مدرسه هم کمکی که به این قضیه نمیکنه.رسانه ها هم که نهایتا تو همون یه هفته تشویق میکنن ملت رو و در بقیه اوقات عملا هیچی.ولی مثلا یه نمونه خوب هم بوده مثه همشهری داستان. که در اصل یه مجله س که چندین داستان از نویسنده های ایرانی و خارجی هر ماه چاپ میکنه و به ما قدرت انتخاب هم میده که هرکودوم رو خواستیم بخونیم.یه دونه کتاب قطور هم نیس که حوصله خیلیا رو سر میبره. در ضمن یه سری جاها هم خواننده رو به چالش میکشه و مثلا ازش میخواد که ترجمه کنه یا عکس بگیره که خب این خودش جالبه.یا مثلا شما با خوندن یه داستان از یه نویسنده علاقه من میشین تا داستانای بیشتری ازش بخونین پس میرین کتاباشو میخرین و میخونین.به نظر من مثلا داستان نمونه خوب ترویج فرهنگ کتابخونیه(نه در حرف که عمل کرده و روی پیشخون دکه ها خاک نمیخوره ینی فقط مال یه قشر خاص و مثلا روشنفکر نیست). یا همین کتابخونی گروهی.همینکه شما با چن نفر دیگه یه کتابو بخونین و بعد در موردش بحث کنین خیلی خوبه.چون یه چالشه و صرفا خوندن کتاب نیس بلکه به اشتراک گذاشتن دیدگاهاتون با بقیه دونستن نظر بقیه هم هست که میتونه هم درکتون رو از اون کتاب افزایش بده هم بهتون دید بده برا خوندن کتابای دیگه.
یه مسئله دیگه هم هست که کسی بهش اشاره نکرد. اونم فیلمه. من به شخصه آدمای زیادی رو میشناسم که فیلم رو به داستان ترجیح میدن چون نهایتا یکی دو ساعت از وقتشون رو میگیره و لازم نیس n صحفه رو بخونن و چشمشون رو خسته کنن(!) تازه خیلی هم بهتر منظور فیلم رو متوجه میشن تا داستان.(که البته من این رو درک نمیکنم اصن). البته این ترجیح دادن فیلم به داستان ریشه ش همون تنبلی ه که خب اشاره شد ولی بعضی جاها هم ریشه ش اختلاف سلیقه س. ینی یه نفر واقعن فیلم رو ترجیح میده نه چون فک میکنه کمتر وقت میبره صرفا.
 
Back
بالا