• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شخصیت پردازی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع سحرجون
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : تا حالا عاشق شخصیت یه کتاب شدی؟

به نظر من تو بعضی از کتابا شخصیت ها کم هستن ولی انقد نویسنده با همون شخصیت های کم کتاب رو میپیچونه که اصن نمیفهمی چی شد ! مثل کتاب دکتر جکیل و آقای هاید که اعصاب خورد میکرد رسما ! ولی بعضی از کتابا با وجود تعداد شخصیت های خیلی زیاد خیلی روان و در عین حال قوی هستن !
 
پاسخ : شخصیت پردازی

+ بچه ها بحث رو در راستاي سوالات نرگس ادامه بدين لطفن!

به نظرتونم چه نويسنده اي خوب شخصيت پردازي مي كنه؟ چه كتابي؟
 
پاسخ : شخصیت پردازی

سلینجر به نظر من... کل خانواده ی گلس، خیلی خوب شخصیت هاشون شکل گرفته...
هولدن توی ناتور دشت هم شخصیت ش عالی ه... یعنی نویسنده انقد خوب بهت نشون داده هولدن چه اخلاق هایی داره که اگه مثلا" یه چیزی رو توی خیابون ببینی، می تونی بگی اگه هولدن اینجا بود چی کار می کرد...
 
پاسخ : شخصیت پردازی

خوب راستش باید بگم شخصیت پردازی یکی از مشکل ترین قسمت های یک کتاب یا داستانه....
بنده به شخصه به سختی میتونم کتابایی با شخصیت پردازی ضعیف رو تحمل کنم! و به عنصر خیلی مهمیه توی داستان به طوریکه بعضی از کتابای رئال حتی فقط بر اساس شخصیت هاشون پیش میرن و شکل میگیرن و در واقع نویسنده اول یه شخصیتو میسازه و ماجرا خودش به علت وجود فراز و نشیب های این شخصیت پیش میرن! که اتفاقا اینجور داستانا جزو خاطره انگیز و شیرین ترین داستان هایی هستن که هر کودوم از ما می تونیم خونده باشیم و هیچوقت حوصله ی آدمو سر نمی برن! به طوری که خودم وقتی که کوچیک بودم نزدیک ده یا دوازده بار کتاب جودی دمدمی رو خوندم! شخصیت از هر زمان یا مکان دیگه ای که باشه باید بشه درکش کرد!
عوامل شخصیت پردازی از دیدگاه ها و انواع مختلف به دسته های مختلف تقسیم میشن ولی در کل این دو دسته اولین چیزی هستن که مورد توجه قرار می گیرن: 1:شخصیت پویا 2:شخصیت ایستا
شخصیت پویا شخصیتی هست که اتفاق رو خودش میسازه و اکثر اوقات در آخر داستان شاهد یه سری تغییرات داخل اون هستیم و شخصیت ایستا شخصیتی هست که ماجرا براش اتفاق میوفته و روند داستان چندان تاثری روی تغییرش نداره.

در کل شخصیت یک داستان باید ثبات قدم، قابل پذیرش، دارای انگیزه معقول(البته در رئال) باشه و مجموعه ای از فردیت و اجتماع!

من خودم با شخصیت های تیپی زیاد حال نمی کنم ولی نوع نوشتارم به صورت ناخوداگاه به اون سمت میره و نمی دونم چیکار باید بکنم... دوستان اگه راه حلی در نظر دارید لطفا کمک کنید!
و این کل اطلاعات اندک من در مورد شخصیت پردازی... چیزی که این اواخر به تا چه حد مهم بودنش تو داستان پی بردم!:دی

با تشکر
ساحل
 
به نظرم ممکن آدم عاشق شخصیت یه کتاب بشه که اون کتاب رو براش با ارزش کنه.
من خودم به شخصه عاشق آقای کرپسلی در کتابهای سرزمین اشباح و ژاور در بینوایانم.
حالا از دوستان میخوام تا علاوه بر نام شخصیت و کتاب شخصیت اون فرد رو هم معرفی کنند.
مثلا:آقای کرپسلی یه شبح است که روی گونه ی چپش یه زخمه و قد بلندی داره و یه دسته ی بلند و باریک موی نارنجی داره.


* عنوان ویرایش شد.

+ زهرا : خب ، هدف تاپیک رو عوض میکنیم... هدف اینه ، در مورد شخصیت پردازی تو کتاب ها نظرتون چیه؟

به نظرتون شخصیت پردازی توی یه اثر چه قدر توی اون اثر مهمه؟

چند تا از کتابا و نویسنده هایی که به نظرتون خوب صخسی پردازی شده و ممکنن چین؟

همین دیگه!

تو هر کتابی ادم ی شخصیت رو‌ خیلی دوس داره معمولا
ناتوردشت, خود نویسندش
ماه نو, جیک
سرزمین اشبح ؟
بنظرم نبرد با شیاطین شخصیت اصلی داستان ...
...
هیچکسان ، بهراد
...
 
من خودم به دو علت جذب فيلم كتاب گيم و يا هرچيزي ميشم
يكي داستان كه به خاطر حس كنجكاوي هست
دومي به اين خاطر كه بتونم خودم رو تو جو فيلم كتاب يا گيم قرار بدم و شده مدتي هم بعد اونا خودم رو جاي شخصيت بزارم و راجب بهش فك كنم
تو هر کتابی ادم ی شخصیت رو‌ خیلی دوس داره معمولا
...
به تظر من اينطور نيست
خيلي وقت ها ممكنه هيچ حسي نداشته باشي
مثلا يكي از تيپ شخصيت شوخ خوشش مياد يكي جدي و يا ....
ولي شخصيت پردازي ربطي نداره ك شما از اين فرد بدتون مياد يا خوشتون مياد
مثلا وقتي تو رمان از ي شخصيت بدتون مياد اگه شخصيت پردازي ضعيف باشه ممكنه
مهم نباشه ك اخر بميره يا نه
ولي اگه شخصيت پردازي قوي باشه ميخواين اون بميره يا عذاب بكشه
 
خب یه نکته ای که ذهنم رو چند وقتی درگیر کرده ملاک برتری یک شخصیت پردازی هست...
آیا باید به شخصیت به صورت واحد نگاه کنیم و صرفا ویژگی هایی که نویسنده برای اون ساخته رو ببینیم
یا باید به تقابل بین شخصیت ها هم توجه بشه
قطعا اولی به تنهایی کافی نیست
نکته ای که وجود داره همینه
شخصیت یا یک کاراکتر وقتی به وجود میاد که ارتباطاتش ساخته بشه
از این میخوام به چی برسم؟ به این که در شکل گیری یک کاراکتر حتی اشیا بی‌جان اطرافش هم نقش دارند (غالب افراد فکر می کنند در شخصیت پردازی فقط افراد و انسان ها و به طور کلی موجودات زنده نقش دارند)
مثلا وقتی در یک داستان نویسنده این جوری روایت کنه:
در بالای شومینه هال خانه اش سر چند گوزن و خرس بود ...
شما ناخودآگاه شخصیتی که براتون تجسم یه شکارچی یا یه مجموعه دار یا یه همچین چیزیه
به این میگن شخصیت پردازی
البته این شکل گیری کاراکتر یه موضوع خیلییی وسیعه و به خیلی چیز ها بستگی داره به برون ده رفتاری فرد به اطرافیان فرد به تقابل بین فرد و محیط و جامعه اطرافش و ...
 
Back
بالا