• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مجموعه ترانه های reza-handsome

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع reza-handsome
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

reza-handsome

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
617
امتیاز
1,089
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
شهرکرد
دیگر سکوت نخواهم کرد!


چشمانم را می بندم
تا دیگرنبینم
کودکی یتیم ،
اندیشه ای زندانی ،
خدایی دروغین.
مرد دیگر با نان خانه نمی آید
تمام خون او
از سوراخی در سرش
فقط به خاطر نانی که در دست داشت خالی شد!
این قاتلان
کودکان گرسنه ی دیروزند!.
*
بی تردید می ترسم از
کفتارهای دهان دریده
ازغاصبان پست تمدن
هیچ کلامی روی لب نمی آورم!
نکند تلخ مزاج شوند.
چند سالی ست کنار کشیده ام
هیچ کاری برای آزادی نکرده ام
وقتی که سرو ها از خجالت
کوتاه قامت و خمیده شدند
به جای چوبه ی دار
لوله های سخت
، از آهن داغ دیده ساختند
من کوره بانم
من با سکوت خویش
چنگال استبداد تدین گرایان کور را
سوهان زده ام.
اسید سوزان وجدان
قلبم را دود می کند !
اگرنفس می کشم
به سرو مدیونم
من کوره بانم
من...
من انسانم
ودیگر سکوت نخواهم کرد... .
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

بهتر نبود تو بخش ادبی میذاشتی؟ ;D
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

آه آزادی، آه وطن


آه آزادی!
تا به کی حرف
تا به کی نقش بازی کردن
کشته،زخمی...
نوزاد
پسر،دختر
مرد، زن
نفت، ثروت ، زمین
زور، قدرت ، دین!
مجسمه ی آزادی هم از آن بالادنیا را می بیند
و لمس می کند
آزادی هم مصنوعی است.
*
آه آزادی
تو شاهدی!
ستاره هایی که به خورشید می اندیشند
به آخرین کهکشان موجود
تبعید می شوند.
جوانی که با ظلم می جنگد
قطعا هدف تیرهای سربی می شود
برادرم
به گیسوان تو که مشامم را خون آلود می کند
قسم!
با صدای بلند می خوانم
ترانه ی غمگین آزادی وطن
آه آزادی ، آه وطن
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

اخه اونجوری ادبی نیست
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

سایه ی یه حادثه که یه عمره با منه

توی شهر آهنی داره خوردم می کنه

رو تموم لحظه هام چتر سایه ی سیاس

خون وحشت تو رگ خسته ی ثانیه هاس

اما هم وحشت من گوش بده

تپش فاجعه تو قلب منه

دستتو به من بده که حس کنیم

لحظه ی بزرگ فریاد زدنه

اگه بی صدا و تن خسته دارم جون می کنم

بغض کینه تو صدامه... یه روزی داد می زنم

پر سیمرغی به کارم نمیاد قصه نگو!

من خودم ، خودم باید طلسم دیو رو بشکنم

تن به سایه نمی دم من پر از روشنی ام

گوش بده معصوم من، من پر از گفتنی ام

یه شب شرجی گرم توی گوش کوچه ها

می پیچه صدای من ،

که بیا ... بیا ... بیا

خورشید بزرگ قلب سرخ من

مسلخ پاک تموم سایه هاس

شب پر سایه هراسی نداره

وقتی که کوره خورشید مال ماس ....
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

به نقل از reza-handsome :
اخه اونجوری ادبی نیست

راست میگه اونجا بهتر بود اینجا زیادی شلوغ شده
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

این شعره یا نثر ؟؟
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

این چیزارو کاش میذاشتی تو انجمن ادبی
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

اینجا بیشتر تناسب داره
 
پاسخ : مجموعه ترانه های reza-handsome

از لحاظ عروضی غلط بود اما قشنگ+
 
Back
بالا