• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اثبات یا نقیض وجود خدا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع pico
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آیا به وجود خدا اعتقاد دارید؟


  • رای‌دهندگان
    755
حالا اگه بی نهایت موجود محتاج هم در نظر بگیرید باز همینه،
این چرخه باید به یه موجود بی نیاز برسه که ذاتا موجوده و وجود را به همه بخشیده.
نه ببینید این جمله‌ی خودتون کل پیامتون رو نقض کرد.
اگه قرار به یک موجود ذاتا موجود باشه، پس اون کودک خیال پرداز آخر میتونه اون موجود ذاتا موجود باشه. که چنین چیزی دور از منطق به نظر میرسه.

همینقدر که وجود یک بچه بدون منشاء خیالیه، وجود یک موجود ذاتا موجود هم میتونه خیالی باشه.

و البته میتونه هم نباشه! اما در اون صورت با یک دنیای خیالی طرف میشیم که هیچ منطقی نداره. صرفا باید باور و تاییدش کرد.
 
نه ببینید این جمله‌ی خودتون کل پیامتون رو نقض کرد.
اگه قرار به یک موجود ذاتا موجود باشه، پس اون کودک خیال پرداز آخر میتونه اون موجود ذاتا موجود باشه. که چنین چیزی دور از منطق به نظر میرسه.

همینقدر که وجود یک بچه بدون منشاء خیالیه، وجود یک موجود ذاتا موجود هم میتونه خیالی باشه.

و البته میتونه هم نباشه! اما در اون صورت با یک دنیای خیالی طرف میشیم که هیچ منطقی نداره. صرفا باید باور و تاییدش کرد.
نه دیگه اون کودک که ذاتا موجوده نیست، وجود ذاتی یعنی وجود داشتن از خودش باشه از کسی نگرفته باشه، مثلا شیرینی، شیرین بودنش رو از شهد یا شربت داره
شربت از شکر
شکر ولی خودش ذاتا شیرینه.
یا برنج، ذاتا چرب نیست، چرب بودنش رو از روغن داره، روغن ذاتا چربه و این خصلت همیشگیش هست.
وقتی میگیم ذاتا موجوده، یعنی واجب الوجوده و وجود بودنش کاملا از خودشه.

خیالات هم واقعا هستند
اصلا تصور معدوم/هیچ غیر ممکنه.
 
آخرین ویرایش:
نه دیگه اون کودک که ذاتا موجوده نیست، وجود ذاتی یعنی وجود داشتن از خودش باشه از کسی نگرفته باشه، مثلا شیرینی، شیرین بودنش رو از شهد یا شربت داره
شربت از شکر
شکر ولی خودش ذاتا شیرینه.
یا برنج، ذاتا چرب نیست، چرب بودنش رو از روغن داره، روغن ذاتا چربه و این خصلت همیشگیش هست.
وقتی میگیم ذاتا موجوده، یعنی واجب الوجوده و وجود بودنش کاملا از خودشه.

خیالات هم واقعا هستند
اصلا تصور معدوم/هیچ غیر ممکنه.
از نظر شما برای چرخه ی شیرینی ساختن، شکر خداست؟
 
از نظر شما برای چرخه ی شیرینی ساختن، شکر خداست؟
نه نعوذ بالله مثال میزنم برای اینکه بگم در نهایت باید به یه موجودی برسیم که برای وجود داشتن به کسی نیاز نداشته باشه مثل شکر که برای شیرین بودن به چیزی نیاز نداره و ویژگی همیشگی و ذاتی اون هست یا آب، آیا آب برای خیس بودن به علتی نیاز داره؟
ما عین محدودیت و نیاز هستیم
و خداوند بی‌نیاز و بی نهایت و نامحدود
یعنی ما چون محدود هستیم محتاج هستیم.
و نسبت سفال و سفالگر یا مخترع و اختراع شده، درست نیست.
چرا؟
چون ما بعد از به وجود اومدن هم نمیتونیم بقا خود را برای همیشه تامین کنیم و بی نیاز بشیم.
ما در هر لحظه برای بقا نیازمندیم.
و میتونیم این مثال رو بزنیم که شما یه ماشین رو در ذهنتون تصور کنین در رنگ و ابعاد دلخواه
شما همزمان میتونید فیلم بینید، آهنگ گوش بدهید و چند تا کار انجام بدهید ولی باز هم به این ماشین فکر کنید
تا وقتی که مثلا یکی صداتون بزنه و کارتون داشته باشه
اون لحظه تمام توجه شما به اون شخص جلب میشه و ماشین از ذهنتون پاک میشه.
۱. اون ماشین هم در وجود و هم در بقا به شما نیاز داشت.
۲. تمام صفات و بودنش و همه چیش رو از شما داشت.
شما هم هیچ نیازی بهش نداشتید و اصلا هم براتون سخت نبود و حتی میتونین همزمان به ۱۰ تا دیگه ماشین هم فکر کنید.
به محض التفاتی، زنده دارد آفرینش را
اگر نازی کند روزی فرو ریزند قالب ها
بیدل
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا