• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

استرس عملکرد ضعیف مدرسه توی دوازدهم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Aria8118
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

Aria8118

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
14
امتیاز
48
نام مرکز سمپاد
حلی 1
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1406
سلام
بیشتر از بچه هایی که کنکور دادن و فارغ التحصیل شدن میخواستم بپرسم بنظرتون چقدر مدرسه به تنهایی برای کنکور جوابه؟
و بگید که چه کم و کاستی هایی از طرف مدرسه داشتید که بنظرتون ممکن بود بهتر بشه؟
و کلا یکم پند و نصیحت برای سال کنکور بدید

(اگر حلی 1 باشه که مشکلات دقیقا برای خود مدرسه من باشه که چه بهتر)
 
آخرین ویرایش:
من ۴ سال دبیرستان با نمره های افتضاح فارغ التحصیل شدم. همیشه دانش اموز تنبل بودم چون کلاس اموزشی ای که بقیه بچه ها میرفتن رو نمیرفتم و خودم میخوندم (خودم هم نمیخوندم) و خب سطح تدریس مدرسه هم اونقدر خوب نبود که به نمره خوب منجر بشه.
ولی یه سال پشت کنکور موندم و همه چیزو خودم خوندم، حتی بدون کلاس کمک اموزشی ولی نتیجه ای گرفتم که برای خودم حائز اهمیت بود و فکر میکردم ممکن نیست.
مدرسه اگه بهت کمک کنه خیلی خوبه ولی خب خیلی وابسته به منابع اموزشی بیرونی نباشین، در نهایت باید هر چیزی رو خودتون بخونین که یاد بگیرین.
البته من تیزهوشان یه شهر کوچیک بودم و سطح اموزشش با تیزهوشان شهرای بزرگ قابل مقایسه نیست.
 
سلام
بیشتر از بچه هایی که کنکور دادن و فارغ التحصیل شدن میخواستم بپرسم بنظرتون چقدر مدرسه به تنهایی برای کنکور جوابه؟
و بگید که چه کم و کاستی هایی از طرف مدرسه داشتید که بنظرتون ممکن بود بهتر بشه؟
و کلا یکم پند و نصیحت برای سال کنکور بدید

(اگر حلی 1 باشه که مشکلات دقیقا برای خود مدرسه من باشه که چه بهتر)
سلام

ببین واقعیتش این نظر من نیست، این حرف مدرسس

کنکور چند سال هست داره عوض میشه فرمتش، مثلا سال ۴۰۲ استراتژی یسری از مدارس این بود که

"نهایی که گلابیه، اصل کاری همون کنکوره، نهایی رو خودتون بخونید، نخوندید هم نخوندید، یک شبه جمعه"

یعنی اعتراف خود مدارس(حلی یک هم جزوشون بود)

ما تصور میکردیم نهایی نهایتا ۱۰۰ ۱۵۰ تا رتبه بندازه، ۴ برابر کرد حتی رتبه ها رو🤡

این قضیه که فعلا هنوز کنکور به ثبات نرسیده هم باعث شده خود مدارس هم نتونن کار خاصی بکنن

ولی کلا من دو دسته بچه دیدم

دسته اول :

اینها اگر مدرسه نمیومدن، خودشون هم نمیخوندن، نیازمند بودن جو بودن

۴۰۳، رتبه ۲ کشوری که از مدرسه ما بود، آدم جو پذیری بود، با ما تموم کرد درس ها رو، اردوی عید هم اومد

همایش ها و ... اومد، ۲ شد

دسته دوم :

از محتوای مدرسه استفاده نمیکردن، سرعت یادگیریشون از مدرسه بالا تر بود و نیازمند جو مدرسه برای خوندن هم نبودن

یه موقع هست تو ادم خودخوانی هستی، پشت گوش نمیندازی، به روتینت متعهدی

خب قطعا میتونی خیلی سریع تر از اسفند تموم کنی کار رو، هر چقدر زودتر به آزمون جامع زدن برسی، تسلطت میره بالاتر قطعا


پس اول با خودت چک کن

من اگر مدرسه نرم، خودم درس ها رو میخونم؟

ببین سال کنکور فشار زیاده، تازه اگر تو خانواده و شرایط کشور نرمال باشی


برای اکثر بچه ها بعد عید کنکور عذابه، چون دیگه کسیو نمیبینن، هر کی برا خودشه


درباره با حلی ۱ هم

حلی ۱ هنوز هم نهایی ها رو جدی نمیگیره اونقدر، نهایی دادن چیزی نیست که تازه توی ۱۲ ام اونم یه بخشی از هفته یادتون بدن

البته کار غلطی نمیکنه که مفهوم و اثبات براش مهم تره، ولی خب نهایی، نهاییه، باید بره اون سمتی


وقت خاصیم زمان من رو نهایی نذاشت

من ۱۰ جلسه تو تابستون دینی داشتم
۱۰ جلسه تو پاییز عربی
۱۰ جلسه هم زبان داشتم تو زمستون

هویت و سلامت هم گفتن خودتون بخونید، اسونه

و خب من شخصا و خیلی ها، از عمومی های نهایی خیلی ضربه خوردیم، چون با ۱۰ جلسه عربی ۱۲

یا ۱۰ جلسه دینی ۱۲ که کلا ۶ درس دادن کافی نبود

حالا دینی حفظی بود، عربی نکات و قواعد خاص داشت

برای تستی کنکور ولی من ایرادی نمیتونم بگیرم، شاید حلی سنج نباید ازتون بگیرن، کوتاه بیان بفهمن بدرد نمیخوره این ازمون
 
پس اول با خودت چک کن
سلام
به شدت با حرفتون موافقم
ولی یه باگ بزرگی که مدرسه ما داشت این بود برنامه‌اش رو به شدت به میل بچه‌هایی نوشت که به اصطلاح خودخوان بودن ( که اون سال یکی از بدترین سال‌های مدرسه توی میانگین نمرات امتحان نهایی و نتایج کنکور شد، مدرسه‌ای که رتبه تک رقمی و دو رقمی می داد بهترین رتبه‌اش شد ۳۰۰ و از کلاس که انتظار قبولی ۹۰ درصدی می‌رفت، ۸۰ درصد نشستن پشت کنکور) و بقیه به حاشیه رفتن؛ یه عامل به شدت بزرگش مدیرمون بود، یه سری بچه‌هاشون خونشون رنگین‌تر بود.
انقدر که بعد از دو جلسه کلاس ادبیات که با ۴ نفر از کلاس ۳۰ نفره برگزار شد، دبیر ادبیات که یعنی از استان دیگری میومد و دکترا هم داشت، کمر‌درد گرفت و دیگه نیومد؛ و مدیر عزیزمون گفتن که نمی‌تونم دبیر براتون بگیرم چون کم هستید و هر چی ما رفتیم و اومدیم و اعصابمون خورد شد فایده نداشت؛ دبیر دینی هم دید که می‌شه پیچوند گفت من برای ۴ نفر کلاس نمیام و در‌حالی که کلاس ریاضی و زیست و شیمی با ۳ تا دانش‌اموز برگزار شد.
بچه‌ها مون هم که براشون مهمه نبود بقیه در طول روز کلاس میان، عربی رو گذاشتن ساعت یک و نیم بعد از ظهر بعد از سه تا درس سنگین و عربی هم به فنا رفت.
و به خاطر اعتراض کردن و مدرسه رفتن به همکلاسی بده هم تبدیل شدیم. من می‌دونستم که نیاز دارم برم مدرسه، می‌دونستم نیاز دارم منظم سر کلاس ‌های عمومی‌ها باشم تا یادم بمونه، ولی به قدری من رو اذیت کردن که عطایش رو به لقایش بخشیدم.چیزی که بدتر از همه من رو اذیت کرد دوستام بودن، با رفتن ترازشون بالای ۷۰۰۰ توی ازمون‌ها دیگه بقیه رو ادم حساب نمی‌کردن، بهشون بر‌ می‌خورد سر کلاس معلمی بشینن که به اصطلاح نمی‌تونستن باهاش ارتباط برقرار کنند، در حالی کلا دو جلسه کلاس اومده بودن، انگاری که فراموش کردن ۶ ساله با هم هستیم، اگه واقعا خودشون می‌خوندن دلم نمی‌سوخت که انقدر با مایی که مدرسه میومدیم بد رفتار کردن، شهر ما کوچیکه، هم دیگر رو می‌دیدیم، تو ازمون ها، تو کتابخونه‌ها، می‌شنیدیم که فلانی با استاد ایکس میره کلاس خصوصی جلسه ای فلان تومن، این در حالی بود که بچه‌های مدارس عادی برای معلم های سمپاد سر و دست می‌شکستن.
من یکی از اون ۳ نفر بودم که نمرات نهاییش توی تخصصی ها کامل بود ولی عمومی‌ها رو خراب کرد.
تراز نهاییم همه چیز رو خراب کرد.

اگر کنکوری هستی بهترین چیزی که می‌تونم بهت بگم اینه که تو سال کنکور به خودت دروغ نگو، نگو منم می‌خونم با خودت صادق باش اگر نیاز به فشار داری، نیاز داری بری مدرسه تا صبح زود از خواب پاشی، با خودت تعارف نکن، برو؛ ولی اگه تصمیم گرفتی نری به همه جوانب فکر کن،‌ که من واقعا پتانسیل‌ها دارم یا تحت تاثیر جو قرار گرفتم. باید بعدش ده هزار تا کلاس خصوصی برم تا به اون چیزی که می‌خوام برسم و ...
پ.ن: چقدر حرف زدم.
 
آخرین ویرایش:
شاید خیلی شعار به نظر بیاد ولی واقعا به اتفاقات سال کنکور به دید مثبت نگاه کنید، چون در نهایت شاید کاری از جهت تغییر دادن بخش بزرگ شرایط بیرونی نشه انجام داد. مثلاً کلاسی هست که میدونید اگه زمانش رو برای چیز دیگری بگذارید بهتره ولی مدرسه و دبیر میگه باید حتما بیاین، به جای عذاب اینکه وای الان چرا باید اینجا باشم یا شمردن اینکه چند نفر حاضر هستن، روی مطالب سر کلاس تمرکز کنید، هر جور شده اون ساعت رو برای یادگرفتن اون درس صرف کنید.
روی یه چیز خاص قفل نکنید، خیلی از هم دوره‌ای های من دوست داشتن از سالن مطالعه ای که برای دوازدهم ها بود استفاده کنن ولی زمان ما این سالن با کتابخونه ادغام شد که عملا فضای کوچیک، پنجره هایی که به قسمت پر تردد حیاط ارتباط داشت و آمفی تئاتر که درست طبقه پایین اونجا بود، مزیت سالن رو بسیار کم کرده بود.
اگه قبل دوازدهم کمتر تست می‌زدید خودتون رو سرزنش نکنید، بچه‌های المپیاد هم سال آخر تست زدن رو شروع میکنن ولی به واسطه پشتکاری که دارن کنکور رو از بچه‌هایی که ۳ سال تو واحد آموزش بودن بهتر میدن(گرچه المپیاد ساعت مطالعه شون رو بالا برده ولی در نظر بگیرید کسی که مثلا المپیاد ریاضی میخونده زمانی برای خوندن شیمی کنکور نداشته تا قبل سال آخر)
مشاور مدرسه بهتر از یه مشاور خبره بیرون از مدرسه میتونه بهتون کمک کنه چون از روند تدریس دبیر های مدرسه خبر داره و لازم نیست براش توضیح بدید که اوضاع هر کلاس چطوره، دسترسی بهشون راحت تره(خب قطعا چون تعداد زیاده گفتن این حرف سخته ولی به شخصه مسافت زیادی رو برای یک جلسه در هفته طی میکردم که میشد در طول هفته با مشاور مدرسه بگذرونم، به نظرم حتی اگه خارج از مدرسه به مشاور مدرسه مراجعه کنید و به خاطرش هزینه کنید میتونه مفیدتر باشه البته صددرصد سابقه مشاور هم مهمه) ولی باز روی این مورد هم اگر نشد به هر دلیلی کلید نکنید.
نسبت به مشاوره گارد نداشته باشین، یه زمانی می‌رسه که ممکنه به شدت احساس تنهایی کنید، وجود یه آدم که فرآیند کنکور رو چندین بار با دانش آموز ها طی کرده کمک کننده هست.​
 
Back
بالا