• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آلبوم هنری میم‌های زینب‌گل

ارسال‌ها
5,201
امتیاز
58,978
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
رشته دانشگاه
پزشکی
با اجازه خانوم @Becoming و نظر به اینکه میم ساختن هم هنره، این شما و این آلبوم میم زینب‌گل :دی
 
inshot_20260206_134647206_26vp.jpg

@Mahdi ostoori
 
از آرشیو سفر سمپادیا:
inshot_20260206_161920057_2vem.jpg


آه کشید و آرزو کرد که اگر باز هم محکوم به خداحافظی است، آن خداحافظی‌ای باشد که او را از زمین جدا می‌کند و به زیر زمین می‌فرستد. وقتی جلوی مجسمه رایانا ایستاد، زیر لب از الهه جنگجویان خواست که او را با جسد لیرانایی دیگر رو به رو نکند. خواست که دیگر محکوم به زندگی نشود.

وقتی مجددا به راه افتادند، به وضوح حس کرد که نفرین زنده‌بودن را در همان میدان به جا گذاشته است.

مارون با نفس‌های بریده و دستان لرزان روی او خم شد. به موهای او چنگ انداخت، دستش در خون و مغز فرو رفت. روی جسد پسرش خم شد، بینی‌اش به خاک خورد. سرش ضربان داشت. گوش‌هایش سوت می‌کشیدند.

مارون قفل فک‌هایش را باز کرد، و گره‌ای از خون در سینه‌اش باز شد. رو به خاکی که از خون پسرش خیس بود، فریاد کشید.
 
Back
بالا