جانشین / نویسنده: استیون کینگ / مترجم: شیوا مقانلو / نشر افق
داستان بلند جانشین (با نام اصلی اخلاق) داستان زوجی هست که درگیر مشکلات مالی شدید هستند و این بین یک کشیش پیشنهاد دستمزدی ۲۰۰ هزار دلاری به ازای انجام کاری غیراخلاقی بهشون میده، بخش اول داستان درگیری ذهنی این زوج برای تصمیم گرفتن راجع به انجام این پیشنهاد هست و بخش دوم داستان وقایع بعد از انجام پیشنهاد.
نثر داستان روان و ضربآهنگ وقایع نسبتا سریع هست و این باعث میشه خوندن داستان آسون باشه.
مترجم میگه اسم اصلی داستان یعنی "اخلاق" رو عوض کرده که باعث بدفهمی نشه و احساس نشه که کتاب مربوط به حوزهی علومانسانی و فلسفه است.
این داستان برندهی جایزهی ادبی شرلی جکسون در سال ۲۰۰۹ بوده.
همسایهها / احمد محمود / انتشارات امیرکبیر / چاپ چهارم ۱۳۵۷
کتابی که من داشتم بدون سانسور و قدیمی بود، پیشنهاد میکنم اگه خواستین این کتاب رو بخونید حتما بگردید و یه بی سانسورشو پیدا کنید.
داستان پر از صحنههای اروتیکه اما جذابیت داستان اصلا به خاطر اینا نیست. حس میکنم با این صحنهها فقط میخواسته یه مقدار بازار گرمی کنه توی جامعهی کتاب نخون! در حالی که خود داستان به شدت قویه.
قصه از زبان شخصیتی به نام خالد در حدود سالهای ۱۳۳۲ در شهر اهواز بیان میشه. توی یه خونه با حیاط مشترک با همسایههایی که هر کدوم داستان زندگی خودشونو دارن و با نحوی به هم مرتبط میشن، داستان در داستانه و قصهی زندگی تکتک همسایهها در موازات با زندگی روای داستان ینی خالد بیان میشه. محورهای اصلی داستان فقر و تحولات اجتماعی پیش از اتفاق افتادن کودتای ۲۸ مرداده.
این دومین داستانی بود که میخوندم و زندگی مردم عادی در زمان کودتا رو نشون میداد. اولیش "عشق در عصر کودتا" نوشتهی "مرجان کمالی" بود. اما فرقشون با هم این بود که اون اتفاقاتی که توی یه خانوادهی نسبتا مرفه با سطح تحصیلات بالا در زمان کودتا افتاد رو نشون میداد. در حالی که این نمونه اتفاقاتی که واسه خانوادههای فقیر افتاد رو نشون میداد. وقتی با هم مقایسشون کنی، تفاوتاشون خیلی جالب و در عین حال ناراحت کنندهاس.
پایان بندی غم باری داشت اما به شدت جذاب بود؛ خیلییی پیشنهاد میشه و قطعا رفت توی کتابهای مورد علاقم. ۵۰۲ صفحهاس، شاید به نظر طولانی بیاد اما خیلی روانه و زود تموم میشه. من که خیلی دوستش داشتم🥲❤️