• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره با ترانه‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مرا به بند میکشی
از این رهاترم کنی
زخم نمیزنی به من
که مبتلا ترم کنی
از همه توبه میکنم
بلکه تو باورم کنی
~داریوش
یک نفس ای پیک سحری
بر سر کویش کن گذری
 
گریه نکن که سرنوشت گر مرا از تو جدا کرد، عاقبت دل‌های ما با غم هم آشنا کرد -آرتوش



در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کان شاهد بازاری این پرده نشین باشد.
محمد مسعودی
 
مردم علاج در وطن است
دنیا فقط لب و دهن است
چاوشی
تو خسته‌ای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک‌الله از این ره که نیست پایانش

+ فکر کنم تو صفحه قبل هم این رو گفته بودین، باید حداقل تو دو سه صفحه اخیر تکراری نباشن جوابا.
 
ممنون حواسم نبود😅
شاید این بغض آخرم باشد
آخرین غمم باشد
عاشقانه ای آرام بین درد و غم باشد
رضا بهرام
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جزا نالحق نیست
کمال دار برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

حبیب
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: pako
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جزا نالحق نیست
کمال دار برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

حبیب
تمامی دینم به دنیای فانی
شراره‌ی عشقی که شد زندگانی
 
تو اکنون ز هجرم گریزانی
غمم را ز چشمم نمیخوانی
از این غم چه حالم نمیدانی
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند
 
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هرشب
 
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هرشب
بدین شکسته‌ی بیت‌الحزن چه می‌آرد
که جان سوته‌دلان سوخت در بیابانش
نمی‌دونم می‌دونین یا نه ولی بی‌آزار فامیلیمه:))
 
بدین شکسته‌ی بیت‌الحزن چه می‌آرد
که جان سوته‌دلان سوخت در بیابانش
نمی‌دونم می‌دونین یا نه ولی بی‌آزار فامیلیمه:))
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف های بیکران کرد
جالبه ، فامیلی خاصیه/ISPOILER]
 
آخرین ویرایش:
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف های بیکران کرد
جالبه ، فامیلی خاصیه/ISPOILER]
دل زارم فغان کم کن
تو اشک از دیدگان کم کن
غم و ناله ز جان کم کن
قابلتونو ندار-
 
دل زارم فغان کم کن
تو اشک از دیدگان کم کن
غم و ناله ز جان کم کن
قابلتونو ندار-
نه مرا طاقت غربت نه تورا خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم
 
نه مرا طاقت غربت نه تورا خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم
مرا اوج عزت در افلاک توست
به چشمان من کیمیا خاک توست

(منبع: فارسی یازدهم :( )
 
یه من یه تو
پشت فرمون خیره ام یه بند به تو
منبع: اینستا

وقتی گریبانِ عدم با دست خلقت می‌درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می‌آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می‌کشید
وقتی عطش طعمِ تو را با اشک هایم می‌چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

-علیرضا قربانی
 
Back
بالا