• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شرایط کمک به مردم در موقعیت های اضطراری

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع حلزون
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
باش مخالفم چون از ترجیح هر کس احتمالا فرق میکنه و به عوامل مختلف بررسی داره.
نه فرقی نمیکنه.ما شهود اخلاققی داریم.دانش بی واسطه.وقتی فرد به "بلوغ اخلاقی" برسه کاملا اینارو تشخیص میده و دلیل تفاوت ها،اینه که متاسفانه عوامل محیطی و تربیتی این بلوغ رو بدجوری کند کردن!
بلوغ اخلاقی(اصطلاحیه که شهودگراها بکار میبرن)با رشد اندام و....حاصل نمیشه بلکه به قدرت تحلیل و درک عاطفی مربوطه که همه دارنش.بیماران روانی مثل اوتیسمی ها این درک رو ندارن!
+ مثلا موقعیت" اسیب رسیدن به دیگری" برای افراد،ازار بیشتری داره تا "دخالت نکردن تو حریم خصوصی".رنج در حالت اول بیشتره(هر چند بهتر بود به عنوان شهودگرا،از مفهوم بدیهی و بسیط "بدی"استفاده کنم چون فایده گرائیم گرفتار مغلطه طبیعتگرایانست.ولی بنظرم حرفم اینجوری ملموس تره)
منظور من از تاپیک این بود که ببینم اگر ببینید هیچ کس اون وظیفه ی اخلاقی که میگی رو انجام نمیده آیا خودتون اقدام میکنید ؟
اره.ربطی به بقیه نداره؛این وظیفه من و همه ست.
اگه کسی وظیفه رو به این بهونه انجام نده،درست میشه مثل ایران که وقتی فرد میبینه چن نفر کارشونو انجام نمیدن،خودشم انجام نمیده! مثل کسی که اول شاگرد زرنگ بوده ولی وقتی میبینه اینهمه شاگرد تنبل هست،اونم بیخیال میشه.در حالی که هیچ ارتباط منطقی ای بین گزاره های "من باید وظیفمو انجام بدم" و "دیگران وظایفشونو انجام نمیدن" وجود نداره مگه اینکه بگید "باید همرنگ جماعت شد" که البته اصلا حکم جالبی نیست!
 
آخرین ویرایش:
من دیشب تو پارک دیدم بچه 3 ساله داشت با باباش دعوا میکرد چند و مشت و لگد هم حواله ی باباش کرد:(
 
بابا اصن بحث این نیست که باید چه کنیم . منظور اینه که چه می کنید ؟
حالا چون شما انسان های وظیفه شناس و اینایی هستید درباره ی عموم آدمای بی اخلاق و وظیفه نشناس مینویسم که باهاشون آشنا بشید :/

کاترین (کیتی) جنوز، (به انگلیسی: Catherine (“Kitty”) Genovese)، (ژوئیه ۱۹۳۵- ۱۳ مارس ۱۹۶۴) زنی بود که در مارس ۱۹۶۴ در نزدیکی خانه خود در شهر نیویورک به‌طرز بی‌رحمانه‌ای کشته شد. سی و هشت نفر شاهد قتل او بودند، اما با وجود نزدیک به نیم‌ساعت در خیابان فریاد می‌زد، هیچ‌کس به‌طور جدی به کمک او نشتافت.

بسیاری آن را به بی‌عاطفه‌شدن شهروندان شهرهای بزرگ نسبت دادند. روزنتال (۱۹۶۴) می‌نویسد: «بی‌تفاوتی به همسایگان و مشکلات آنها یک بازتاب (رفتار) شرطی‌شده زندگی در نیویورک و دیگر شهرهای بزرگ است.»[۱]

روزنامه‌نگاران، روان‌پزشکان، جامعه‌شناسان و بسیاری دیگر درصدد توضیح این بی‌عملی شاهدان برآمدند. به‌خصوص روانشناسان اجتماعی تلاش کردند تا شرایطی را که تحت آن یک تماشاچی به شخص گرفتار کمک می‌رساند، فهم‌کنند. خیلی زود آزمایش‌ها نشان داد که برخلاف تئوری‌های محبوب، مردم شهرهای بزرگ نسبت به درد و رنج هم‌نوعان‌شان بی‌تفاوت نیستند. آزمایش‌ها نشان می‌داد که هرگاه تنها یک نفر شاهد رنج و محنت دیگری باشد، احتمال کمک بسیار بالا خواهد بود؛ با افزایش تعداد شاهدان اما، نه تنها از احتمال آنکه یک فرد معین (از پیش نشانه‌گذاری‌شده برای محقق) پیشنهاد کمک بدهد، کاسته می‌شود، بلکه حتی از احتمال آنکه حداقل یک نفر پیشنهاد کمک بدهد کاسته می‌شود.
وای چقد مردم بی اخلاق و وظیفه نشناسن :-"
اما چی شده که این بی اخلاقی و بی تفاوتی و بی توجهی و رفتار مردم توی موقعیت های اضطراری برای دیگرای ، تحت تاثیر حضور یا عدم حضور دیگران قرار میگیره ؟
اصلا وقتی وسط جمع ، برای کسی مشکلی پیش میاد ، چه چیزهایی روی تصمیم شما برای کمک کردن / نکردن تاثیر میذاره ؟
سی و هشت نفری که متوجه قتل کاترین شدند (نیمه شب بوده گویا و خیابون خلوت. اما صدای داد و فریاد رو تمام سی و هشت نفر اطراف توی خونه هاشون شنیدن و فقط یک نفر ، یک نفر! به پلیس زنگ زده ) چرا عکس العملی نشون ندادند ؟ به نظرتون چه فکری کردند ؟
 
  • لایک
امتیازات: fteh
بابا اصن بحث این نیست که باید چه کنیم . منظور اینه که چه می کنید ؟
حالا چون شما انسان های وظیفه شناس و اینایی هستید درباره ی عموم آدمای بی اخلاق و وظیفه نشناس مینویسم که باهاشون آشنا بشید :/


وای چقد مردم بی اخلاق و وظیفه نشناسن :-"
اما چی شده که این بی اخلاقی و بی تفاوتی و بی توجهی و رفتار مردم توی موقعیت های اضطراری برای دیگرای ، تحت تاثیر حضور یا عدم حضور دیگران قرار میگیره ؟
اصلا وقتی وسط جمع ، برای کسی مشکلی پیش میاد ، چه چیزهایی روی تصمیم شما برای کمک کردن / نکردن تاثیر میذاره ؟
سی و هشت نفری که متوجه قتل کاترین شدند (نیمه شب بوده گویا و خیابون خلوت. اما صدای داد و فریاد رو تمام سی و هشت نفر اطراف توی خونه هاشون شنیدن و فقط یک نفر ، یک نفر! به پلیس زنگ زده ) چرا عکس العملی نشون ندادند ؟ به نظرتون چه فکری کردند ؟
قبلش باید نکته ایو از کانت بگم که دخیل کردن عاطفه،ارزش کار اخلاقیو از بین میبره! مثالشم همین داستان.بخاطر قرارگیری تحت عواطف،کار اخلاقی انجام نشد.
حالا درباره اینکه قضیه جی بود،این بر میگرده به "معمای داوطلب" در نظریه بازی های جان نش.
نظریه بازی ها به معقولانه ترین استراتژی ها میپردازه و در این موضوع،اگه یه نفر حاضر شه یه قربانی کوچیک بده،بقیه جمع سود میبرن.این بهترین استراتژیه(چون برای افراد بیشتری سود میاره) ولی برخلاف این تصمیم عقلانی،افراد ترجیح میدن اون قربانی نباشن چون فرد قربای نه تنها سودی نمیبره بلکه ممکنه ضرر هم کنه.
اما درباره دلیل این اتفاق،3 عامل هست:
1-توزیع مسئولیت:هرچی جمع بزرگتر باشه،بار روانی کمک نکردن هم کمتر میشه.وقتی فقط خودمم و شخص دردمند(!)،این حس در من ایجاد میشه که زندگی فرد وابسته به منه و بهم نیاز داره.ولی وقتی تو جمع باشم؛میگم اینهمه ادم هست و کمکش میکنن دیگه من چرا خودمو تو دردسر بندازم؟
2-بازدارندگی تماشاچیان: وقتی بقیه باشن،تحت فشارم و میترسم با دیدن کمک رسانی ضعیف من،پیششون کوچیک بشم.
3-تاثیر اجتماع:وقتی جمع زیادی از افراد کمک نمیکنن،من از رفتارشون میفهمم که کمک رسانی بی فایدست.
افراد فکر کرده بودن بقیه با پلیس تماس میگیرن و نیازی به خودشون نیست پس به همین دلیلم خودشونو درگیر نکردن.

متاسفانه این پیامد بنا کردن اخلاقیات برپایه احساس و ملاحظات روانشناختیه.(خصوصا خودگرایی اخلاقی)به همین دلیلم کانت در پی ساختن یک نظام اخلاقی بر پایه عقل و نه احساس بود اما متاسفانه عمل کردن به احساسات خیلی ساده تره و پررنگ ترین احساس ما،نفع رسوندن و دوری از ضرر "خودمونه".این رو میشه بخوبی تو اون بخشایی که قرمز کردم دید.
فروید هم به اساس این طبع لذت طلبی اشاره کرده بود:

https://public-psychology.ir/1392/01/دیدگاه-فروید-درباره-غریزه-های-انسان/
 
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت!

فکر میکنم در تفهیم بهتر نظر استنلی موثر باشه.
 
نظریه بازی ها به معقولانه ترین استراتژی ها میپردازه و در این موضوع،اگه یه نفر حاضر شه یه قربانی کوچیک بده،بقیه جمع سود میبرن.این بهترین استراتژیه(چون برای افراد بیشتری سود میاره) ولی برخلاف این تصمیم عقلانی،افراد ترجیح میدن اون قربانی نباشن چون فرد قربای نه تنها سودی نمیبره بلکه ممکنه ضرر هم کنه.
چه خوب گفته 8-> مرسی میکائیل
اما مشکل از فرده (فرد گرایی) یا جامعه ؟
 
چه خوب گفته 8-> مرسی میکائیل
اما مشکل از فرده (فرد گرایی) یا جامعه ؟
میتونم بگم هردو!
همونطور که گفتم،خودخواهی بدیهی ترین غریزه بشریه که اکثریت مطلق اعملشو در حالت طبیعی در بر میگیره.ارجاعتون میدم به گفته های توماس هابز بزرگ و فروید:
https://fa.wikipedia.org/wiki/جنگ_همه_علیه_همه
https://fa.wikipedia.org/wiki/انسان،_گرگ_انسان_است
به همین دلیل هم،مکتب "خودگرایی اخلاقی"بدیهی ترین انگیزه اخلاقی بشره:
https://fa.wikipedia.org/wiki/خودگرایی_اخلاقی
پس مشکل در واقع حالت طبیعی افراده.
اما جامعه زمانی مشکل ساز میشه که داره فردگرائیو تشویق میکنه و اینکار همزمان داره در شرق و غرب انجام میشه!
در حالی که باید "دگرخواهی اخلاقی" پیشه کرد؛یک دگرخواهی برمبنای وظیفه گرایی و شهودگرایی(مثل فلسفه اخلاق دیوید راس).با ددنستن این وظیفه عقلانی(منظور عقل عملیه نه نظری) دیگه افراد برای انجام کارای اخلاقی،گرفتار ملاحظات احساسی و روانشناختی که عمدتا در گرو نفع "فرد" تعریف میشه،نمیشن.
 
Back
بالا