stanly1
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 821
- امتیاز
- 3,051
- نام مرکز سمپاد
- شهید دستغیب(قبلا)
- شهر
- شیراز-الان کیف(پایتخت اوکراین)
پس زمینه های فلسفی علم اون دوره:نظر شخصي بنده اينه كه وجود رشته فلسفه علم اشكالي نداره و به هر حال تونستن براي خودشون يك شغلي دست و پا كنند
ولي در رابطه با اين كه آيا فلسفه واقعا تأثيري در علم داره شك دارم. علم به معناي مدرن پس زمينه فلسفي نداشت و اگر بخواهيم گاليله، نيوتون يا بويل رو از پايه گذاران اصلي بدانيم متوجه ميشيم كه چندان فلسفي اين كار رو انجام ندادند و اصلا
1-جهانی خارجی وجود دارد(فرض هستی شناختی و متافیزیکی)
2-ما میتوانیم این جهان را بشناسیم(فرضی معرفت شناسانه و گاه هم متافیزیکی)
3-شناخت ما از جهان توسط تجربه و صورت بندی ریاضیاتی انجام میشود (معرفت شناختی)
برای هر کدوم میشه چندین کتاب، بحث و بررسی نظریات مختلف کرد! فقط برای مثال،همین فرض اول تو ایدئالیسم بارکلی زیر سوال میره.
اونها کلی بودن.از جزئیات که بگذریم،مثلا نیوتون به فضا و زمان مطلق باور داشت.این باور تحت تاثیر مطالعات اثار دکارت در دوره دانشجوییش بود.
اگه اون لینک تفکرات فلسفی بور که بالاتر دادم رو مطالعه کرده باشید،میبینید که بور تحت تاثیر تفکر ابزار انگاری پراگماتیسم قرار داشت و اینو تو تفسیرش وارد کرد.تفاسیرن که بهمون درک معرفتشناسانه از معادلات میدن.معادلات فقط نسبت کمیت ها هستن ولی اینکه "چی درباره جهان میگن" کار تفاسیره.در تاريخ فيزيك هم چندان فلسفه اي نمي بينيم؛ البته اين كه اينشتين يا بور يكسري تفكرات فلسفي داشتند حقيقته ولي ربطي به كارهاي درستشان در فيزيك(در مورد إينشتين بر خلاف مخالفت هاي فلسفي اش با مكانيك كوانتومي) ربطي به فلسفه نداشت
منطق خودش از فلسفست.مثلا طبق نتایج عجیب فلسفی مکانیک کوانتوم،منطق کوانتومی توسط جان فون نویمان پایه گذاری شد.شايد بعضي اوقات بشه يك بخشي از فيزيك رو گفت فلسفه است ولي اون تكه ها صرفا منطق هستند كه محدود به فلسفه نيست و حتي اگر هم مبحثي فلسفي در فيزيك مطرح شده توسط يك فيلسوف نبوده و توسط يك دانشمند ان هم بدون استناد به فلسفه بوده، يجورايي اون اصل فلسفي توسط خود اون دانشمند ساخته شده مثل يك نظريه
خب مثالهای نقض براش هست ولی اگه فرضش بگیریم،بازم با ادعای من سازگاره.نتایج فلسفی از معادلاتن که واقعا بهمون درباره بنیادهای جهان اطلاع میدن و علم رو از ساخت گوشی موبایل،فراتر میبرن.
خب باید بدونید که تفسیر بی طرفانه از نتایج که مد نظر فرانسیس بیکن بود،مدتهاست منسوخ شده.اين ها يكسري نتايجي بود كه من در اين يك سالي كه فيزيك و فلسفه خوندم گرفتم چون واقعا ديدم كه فلسفه نبوده كه كاري كرده بلكه يكسري نظريه ها بعضا فرض ها يا نتايجي داشتند كه ممكنه در فلسفه بوده باشند ولي اصلا منبع اون نظريه نبوده اند و اون نظريه خودش گسترش پيدا كرده.
برداشتهایی که دانشمندا از نتایج میکنن برگرفته از پیشفرضای ذهنیشونه(نه کامل ولی دخیله)که این موضوع اکثر اوقات حاصل مطالعات فلسفیه(مثل مطالعات بور در پراگماتیسم)

