اها اینو بگم
اینا هی ترک ترک میکردن
اخرسر من از نسخی چایی تحمل نکردم گفتم بریم یه جا چایی بخوریم
رسیدیم اونجا هیشششششکی چایی نگرفت جز من
واقعا که چایی خوری گیلک زاکون > چایی خوری ترک اوشاخلاری
بعد من توضیح هربازی ای رو میخواستم بخونم عین این پیرزنا عینکم رو درمیاوردم میذاشتم که ببینم چی نوشته =)))))))
اثباتشم اون کیف عینک آبی بغل دستم =)))))))